تبليغاتX
حرفه و فن را بهتر تدریس کنیم

حرفه و فن را بهتر تدریس کنیم

این وبلاگ متعلق به قاسم فروتن کیا دبیر حرفه وفن خرمشهر می باشد

جریا ن متناوب:

     که از زمان قدیم مورد استفاده بوده است وامروزدر محدوده بسیاربزرگی از احتیاجات انرژی الکتریکی به کار می رود. این نوع ولتاژ به راحتی توسط یک ترانسفورماتور، قابل تنظیم برای انتقال انرژی وتوزیع ومصرف می باشد.در بعضی ازمواقع که لازم است توسط فرکانسی غیر ازفرکانس شبکه کار کنیم بعلت اینکه از منبع انرژی جداگانه ای استفاده نکنیم لازم است یک مبدل فرکانسی را به کار ببریم.

جریان مستقیم:

      این نوع جریان برای تولید وتوزیع به کار نمی رود ولی در بعضی از موارد مانند استفاده از لوازم حفاظتی ویا شارژ باطریها مجبوریم از آن استفاده کنیم. یک حالت خاص وخیلی مهم  در کاربرد جریان مستقیم انتقال انرژی در ولتاژهای خیلی بالاست مانند وصل شبکه های بین قاره ای وبین المللی برای انتقال انرژی به فواصل بسیار دوراست.

انواع مختلف مبدل ها:

1- مبدل های متناوب مستقیم:

     منبع تولید انرژی عبارتست از یک ژنراتور ولتاژمستقیم یک فازه یا چند فازه. در این حالت نقش مبدل عبارت است از اینکه: جریان راهربار در یک جهت معین به گردش در می آورد در این دستگاه از المانهایی نظیر دیود وترانزیستورو... که جریان را فقط در یک جهت از خود عبور می دهند تشکیل می شود.

موارداستعمال:

ü     تغذیه جریان مستقیم وسایل مختلف از قبیل دستگاههای الکترونیکی  وامپلی فایرهاو...

ü     شارژباتری

ü     تغییر سرعت موتورهای جریان مستقیم

ü     کشش الکتریکی

2- مبدل های مستقیم متناوب( Onduleur – Inverter):

هدف از تولید این وسایل این است که از یک ژنراتور مستقیم بتوان جریان متناوب به دست آورد.نقش این مبدل ها انتقال انرژی گرفته شده از یک منبع جریان مستقیم به یک شبکه جریان متناوب است.

3- مبدل های متناوب متناوب(تغییر دهنده فرکانسی):

امکان ایجاد یک جریان با فرکانس دلخواه(تا چند هزار هرتز) را از جریان بافرکانس برق صنعتی به دست می دهد همچنین امکان  به هم متصل نمودن شبکه های فرکانس های متفات را به ما می دهد.

4- مبدل ها مستقیم مستقیم :

برای تبادل انرژی بین دوشبکه جریان مستقیم که با ولتاژهای مختلف به کار می روند به کار می رود.

این سیستم از یک مبدل مستقیم متناوب که با یک گروه یکسوکننده به طور سری بسته شده  تشکیل شده است.

یکسو کننده ها((Rectifiers: مداراتی هستند که از یک شبکه جریان متناوب جریانی مستقیم در مصرف کننده بوجود        می آورند ومعمولا دیود یا ترانزیستور  یا لامپ های گاز وخلاء می باشند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 8:0  توسط قاسم فروتن کیا  | 

تَراشه یا مدار مجتمع (که برابر فارسی‌ "chip" یا IC یا Integrated circuit به زبان انگلیسی است) به مجموعه‌ای از مدارات الکترونیکی اطلاق می‌گردد که با استفاده از مواد نیمه‌رسانا (عموماً سیلیکون همراه با میزان کنترل شده‌ای ناخالصی) در ابعادی‌ کوچک (معمولاً کمتر از یک سانتی متر مربع) ساخته می‌شود. این مدارات معمولاً شامل دو یا سه نوع دستگاه الکترونیکی‌ می‌‌باشند: مقاومت، خازن و ترانزیستور (مهم‌ترین آنها ترنزیستور می‌‌باشد). هر تراشه معمولاً حاوی تعداد بسیار زیادی ترانزیستور می‌‌باشد که با استفاده از فناوری پیچیده‌ای در داخل یک لایه از سیلیکن همگون و با ضخامتی یکنواخت و بدون ترک تزریق شده اند. امروزه تراشه‌ها در اکثر دستگاههای الکترونیکی و بویژه رایانه‌ها در ابعادی گسترده بکار می‌‌روند. وجود تراشه‌ها مرهون کشفیات بشر درباره نیمه رساناها و پیشرفتهای سریع پیرامون آنها در میانه‌های سده بیستم می‌‌باشد.

در کتاب دوم به اشتباه به جای چیپ از واژه چیپس نام برده شده که از همکاران تقاضا می شود آن را تصحیح کنند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:59  توسط قاسم فروتن کیا  | 

الکتریسیته (برق) چیست ؟

برق در هر جای زندگی ما نقش مهمی را بازی می کند. به کمک برق خانه های ما روشن می شود،

غذای ما پخته می شود ، کامپیوتر ، تلویزیون و سایر وسایل برقی ما به کار می افتد . برق باتری باعث حرکت ماشین و روشن شدن چراغ قوه می شود.

حال در اینجا از طریق آزمایشی می توانید به اهمیت برق پی ببرید. از مدرسه ، خانه یا آپارتمان خود شروع به پیاده روی کنید و کلیه وسایل و لوازم خانگی و ماشینهایی را که با برق کار می کنند را یادداشت کنید، سپس متعجب خواهید شد که تعداد زیادی از وسایل روزمرة ما بستگی به برق دارند.

اما برق یا الکتریسیته چیست ؟ از کجا می آید ؟ چگونه کار می کند ؟ قبل از اینکه همة اینها را بفهمیم باید اطلاعات کمی درباره اتمها و ساختمانشان داشته باشیم. کلیة مواد از اتمها ساخته شده و اتمها نیز از ذرات کوچکتر تشکیل شده اند. سه ذره اصلی سازنده اتم عبارتند از پروتون ، نوترون و الکترون.

همانگونه که ماه به دور زمین می چرخد ، الکترونها نیز به دور مرکز یا هستة اتم می چرخند. هسته، مجموعه ای از نوترونها و پروتونها می باشد.

الکترونها دارای بار منفی و پروتونها دارای بار مثبت هستند. نوترون ها خنثی می باشند، به عبارت دیگر نه دارای بار مثبت و نه منفی هستند.

در طبیعت اتمهای مختلفی وجود دارد به گونه ای که هر نوع عنصر دارای اتم خاص خودش است. یک اتم سازندة یک عنصر است. 118 عنصر مختلف شناخته شده وجود دارد. بعضی از عناصر، مثل اکسیژنی که تنفس می کنیم، برای زندگی ضروری هستند.

هر اتم از تعداد مشخصی الکترون ، پروتون و نوترون تشکیل شده است. اما تعداد ذرات یک اتم اهمیتی ندارد. معمولاًٌ تعداد الکترونها باید برابر تعداد پروتونها باشد. اگر تعداد آنها برابر باشد، اتم را خنثی می نامند که در این حالت اتم بسیار پایدار است.

بنابراین اگر اتمی دارای 6 پروتون باشد ، تعداد الکترونهای آن نیز باید 6 عدد باشد. عنصری که دارای 6 الکترون و 6 پروتون است کربن نامیده می شود. کربن به مقدار فراوانی در خورشید ، ستارگان ، ستاره های دنباله دار ، جو اکثر سیارات و در غذایی که می خوریم وجود دارد. زغال سنگ از کربن ساخته شده است ، و الماسها نیز همینطور . بعضی از انواع اتمها دارای الکترونهایی هستند که به خوبی به هم متصل نشده اند. اتمی که الکترون از دست می دهد، پروتونهایش بیش از الکترون بوده و دارای بار مثبت است. اتمی که الکترون می گیرد دارای ذرات منفی بیشتری بوده و بار منفی دارد.

یک اتم باردار را یون می نامند.

الکترونها را می توان از یک اتم به اتم دیگری حرکت داد. هنگامی که این الکترونها بین اتمها حرکت می کنند، برق یا جریان الکتریکی تولید می شود. حرکت الکترونها از یک اتم به اتم دیگر جریان نامیده می شود. در این حالت یک اتم، الکترون گرفته و دیگری الکترون از دست می دهد.

این زنجیره مشابه گروههای آتش نشانی در زمانهای قدیم است که به کمک سطل آتش را خاموش می کردند. اما به جای اینکه سطلی را از نقطة شروع به نقطة پایان برسانند ، هر شخصی می بایست سطلی از آب برای پرکردن از سطلی به سطل دیگر داشته باشد. بدین ترتیب مقدار زیادی آب از سطل بیرون می ریخت و آب کافی برای ریختن روی آتش وجود نداشت . عبور برق از یک سیم یا یک مدار مشابهت زیادی با آنچه که در بالا گفته شد دارد. هنگام عبور برق از سیم ، بار از یک اتم به اتم دیگر عبور می کند.

دانشمندان و مهندسان راههای زیادی را برای حرکت دادن الکترونها به خارج از اتمها یافته اند. به عبارت دیگر با اضافه نمودن الکترونها و پروتونها، به جای اینکه حالت خنثی برقرار شود، شما یک پروتون اضافی خواهید داشت.

از آنجایی که کلیه اتمها می خواهند خنثی باشند ، اتمی که خنثی نیست به دنبال الکترون آزادی جهت پر نمودن محل الکترون از دست رفته می گردد. این اتم غیر خنثی دارای بار مثبت (+) است، زیرا دارای پروتونهای خیلی زیادی می باشد.

الکترون آزاد در اطراف اتم غیر خنثی منتظر مانده تا مکانی برای آن پیدا شود. الکترون آزاد دارای بار منفی است و هیچ گونه پروتونی برای خنثی سازی آن وجود ندارد . بنابراین می گوییم که این الکترون دارای بار منفی (-) است.

حال بارهای مثبت و منفی چه رابطه ای با الکتریسیته دارند؟

دانشمندان و مهندسان چندین روش را برای ایجاد تعداد زیادی اتم مثبت و الکترون آزاد منفی  یافته اند. از آنجایی که اتمهای مثبت جهت خنثی شدن به دنبال الکترونهای منفی بوده ، از این رو آنها قابلیت جذب زیادی به اتمهای مثبت دارند. بدین ترتیب اتم مثبت ، الکترون منفی را جذب کرده و خنثی
می شود. هر قدر که تعداد اتمهای مثبت یا الکترونهای منفی بیشتر باشد، قدرت جذب دیگری بیشتر خواهد بود. از آنجایی که هر دو گروه مثبت و منفی یکدیگررا جذب می کنند ، جذب کلی را « بار» می نامند.

زمانیکه الکترونها در بین اتمهای ماده حرکت می کنند، جریان برق تولید می شود. این پدیده ای است که در یک قطعه سیم اتفاق می افتد. الکترونها از یک اتم به اتم دیگر عبور کرده و جریان برق را از یک طرف به طرف دیگر برقرار می کنند ، درست مثل آنچه که در حرکت تصاویر یک فیلم اتفاق می افتد.

معمولاً قابلیت هدایت جریان برق در هر یک از اشیاء متفاوت است. مقاومت هر شئ، میزان قابلیت هدایت جریان برق را نشان میدهد. بعضی از اشیاء دارای الکترونهای خیلی پیوسته به هم بوده و برق از آنها به راحتی عبور نمی کند. به این نوع اشیاء عایق می گویند . لاستیک ، پلاستیک ، شیشه و هوای خشک دارای مقاومت بالایی بوده و عایق های خوبی هستند.

سایر مواد دارای الکترونهای ناپیوسته بوده و برق به آسانی از میان آنها عبور می کند. به این دسته از مواد هادی می گویند . اکثر فلزات از قبیل مس ، آلومینیوم یا فولاد ، هادی های خوبی هستند.

 

کلمه«الکتریسیته یا برق » از کجا آمده است ؟

الکترونها ، الکتریسیته ، الکترونیک و سایر کلماتی که با «الکتر» شروع می شود همگی ریشه در یک کلمه ی یونانی به نام «elektor» به «معنی خورشید درخشان» دارد. در یونانی «elektron» به معنی کهرباست .

کهربا یک سنگ قهوه ای مایل به طلایی بسیار زیبایی است که در زیر نور خورشید به رنگ نارنجی و زرد می درخشد. در واقع کهربا شیرة درخت فسیل شده ای است که در فیلم پارک ژوراسیک نیز از آن استفاده گردید. میلیون ها سال قبل حشرات به شیرة این درخت چسبیدند. حشرات کوچکی که دایناسورها را نیش زده بودند دارای خونی در بدنشان بودند که اکنون در کهربا قرار داشت.

یونانیان قدیم متوجه شدند که خواص کهربا خیلی عجیب است. به عنوان مثال وقتی کهربا به خز یا سایر اشیاء مالیده می شد ،قادر بود پر را جذب کند. آنها عامل ایجاد این پدیده را نمی دانستند. اما یکی از اولین مثالهای الکتریسیته ی ساکن را یونانیان کشف کرده بودند .

کلمه لاتین «electricus» به معنی «تولید شده از کهربا توسط اصطکاک» می باشد. بنابراین کلمه ی انگلیسی الکتریسیته از کلمات یونانی و لاتینی که در مورد کهربا بوده ، گرفته شده است.

 

اتصال کوتاه

یک اتصال کوتاه خطایی است در یک وسیله الکتریکی که در آن بار «الکتریکی) اجازه می یابد تا بین یک فاز و زمین الکتریکی یا بین دو فاز جریان یابد. به عبارت غیر فنی تر، یک اتصال کوتاه هنگامی رخ میدهد که جریان الکتریسیته از یک مدار در جهتی ناخواسته، عموما به دلیل یک اتصالی در جایی که کسی انتظار ندارد، عبور کند.

ساده ترین راه برای ایجاد یک اتصال کوتاه متصل کردن سرهای مثبت و منفی یک باتری توسط یک هادی کم مقاومت، مانند سیم، است. مقاومت کم موجب جریان زیاد می شود که منجر به خروج انرژی زیادی از باتری در مدت کوتاه میشود.

 

توجه: اگر عملاً این آزمایش را انجام دهید ممکن است گرمای زیادی تولید شده و به سیم یا باتری ضرر برساند یا گازهای سمی آزاد شود و یا باتری منفجر شود. این آزمایش را انجام ندهید.

در وسایل الکتریکی، اتصال کوتاه عموماً هنگامی رخ میدهد که عایق سیمی از بین برود، یا ماده هادی دیگری (نظیر آب) وارد دستگاه شود که به بارها اجازه می دهد تا از مسیری متفاوت از مسیر پیشبینی شده عبور کنند.

عبور یک جریان زیاد از یک باتری ( که پیل هم خوانده می شود) میتواند تولید سریع گرما کند که به صورت بالقوه منجر به یک انفجار یا انتشار گاز هیدروژن می شود. سیم هایی که دارای بار زیاد هستند هم می توانند به شدت گرم شوند و گاهاً موجب خرابی یا سوختگی عایق سیم شوند. شرایط جریان زیاد ممکن است در هنگام متوقف شدن بارهای موتور الکتریکی ایجاد شود، مانند حالتی که پره یک پمپ الکتریکی توسط آشغال، گیر کرده باشد.

می توان از زیان های ناشی از اتصال کوتاه توسط بکارگیری فیوزها، مدار شکن ها یا دیگر حفاظت های بار زیاد که در واکنش به جریان اضافی برق را قطع می کنند، جلوگیری کرد. اندازه های سیم در نظامنامه های ساختمانی و برقی معین شده اند و بایستی بدقت برای کاربردهای خاص شان بکار برده شوند تا به همراه حفاظت جریان زیاد عملکردی مطمئن را ارائه دهند.

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:59  توسط قاسم فروتن کیا  | 

  با توجه به کمیتهای آمپر ، ولت واهم به کار رفته در واحد دوم بخش حرفه وفن برای آشنایی بیشتر زندگی نامه دانشمندان که این کمیت ها به نام آنها نامگذاری شده بیان می شود.

 

اندره ماری آمپر

 

    آندره ماري آمپر فيزيكدان فرانسوي ( 1775 - 1836 ) در كودكي اعدام پدرش را ديد و اين موضوع سخت در روح حساسش اثر بخشيد . از سال 1796 تدريس رياضي ، شيمي و زبان را شروع كرد . به سال 1801 به استادي رياضيات دانشگاه پاريس نائل گرديد . آمپر با يافتن رابطه ميان الكتريسيته و مغناطيس اين علم را پيشرفت فراوان بخشيد و از اين راه شهرتي بسزا يافت . بيشتر دوران زندگي وي در راه بررسي و كاوش درباره الكتريسيته و مغناطيس گذشت و در دوران آخر زندگي گفتارها و كتابهاي زيادي در اين زمينه به رشته تحرير در آورد . آخرين كتاب بزرگ علمي او عبارتست از «تئوري نمودهاي الكتروديناميك ، كه فقط از تجربه نتيجه شده اند »آمپر در پانزدهم ژوئن 1836 طي تفتيش عقايد در مدرسه شبانه روزي مارس زندگي را بدرود گفت . از سال 1881 كنگره بين المللي الكتريسين ها واحد جريان را آمپر ناميد.

 

 

الساندرو ولتا

 

تولد : 18 فوريه 1745 كمو ايتاليا

 

فوت 1827 كمو ايتاليا

 

    كسي كه ناپلئون بناپارت به افتخارش سكه طلا ضرب مي كند. امپراتور اتريش وي را به سمت رئيس دانشكده منصوب مي كند و مردم كشورش او را به مقام سناتوري برمي گزينند. همشهري هايش مجسمه او را در شهر كمو نصب مي كنند و بزرگان جهان علم نيز به اتفاق آرا واحد نيروي محركه را به يادبود نامش ((ولت)) مي گذارند- ولتا است.

 

     ولتا فيزيكدان بزرگ ايتاليايي و اولين كسي كه مولد جريان الكتريسيته را اختراع كرد در خانواده فقيري در كموي ايتاليا به دنيا آمد. در مدرسه شهرش به تحصيل پرداخت تا آن كه در شانزده سالگي پدرش مرد و عمويش متكفل مخارجش شد و سبب ادامه تحصيلش گرديد. پس از فراغت از تحصيل رسمي با شغل معلمي در يكي از مدارس كمو به تدريس پرداخت وليكن لحظه اي از تحقيق دست برنداشت تا آنكه به سال 1769 به همه اطلاعاتي كه تا آن زمان درباره الكتريسيته وجود داشت دست يافت و اولين اثر علمي خود را در اين زمينه منتشر كرد. او پس از چهار سال كه در كمو تدريس كرد به استادي فيزيك دانشگاه پاويا منصوب شد. (1779) و به سال 1819 پس از بازنشسته شدن به زادگاه خود بازگشت و سرانجام در سال 1827 همانجا بدرود زندگي گفت.

 

جرج سيمون اهم

 

     جرج سيمون اهم در سال 1787 در آلمان متولد شد. پدرش قفل ساز و مادرش، فاريا، دختر يك خياط بود. با اينكه پدر و مادر جرج تحصيلات خود را به پايان نرسانده بودند. اما پدر جرج تحت تعليمات و مطالعات شخصي خود بود تا جايي كه قادر بود پسر خود را به عاليترين نحو با تعليمات خود آموزش دهد.

 

    در 1805، اهم وارد دانشگاه Er Langen شد و درجه دكتري را دريافت كرد. او كتابهايي در زمينه هندسه نوشته و در همان زمان به تعليم رياضيات در چندين مدرسه مشغول بود. بعد از آنكه او به كشف الكترومغناطيس كه در سال 1820 اتفاق افتاد علاقهمند شد، در لابراتوار فيزيك مدرسهاي شروع به كار و آزمايش كرد. در دو مقاله مهم در سال 1826 اهم، تصويري رياضي از هدايت گرما در مدارهاي مدلسازي شده فوريه ارائه داد. اين مقالهها، استنباط اهم از نتايج پديدهها و آزمايشات تجربي را افزايش داد و بخصوص در مقاله دوم، او قادر بود قوانيني كه براي شرح و توضيح نتايج كارهاي انجام شده ديگران بر روي "پيل" بود را مطرح كند.

 

    با استفاده و كمك از آزمايشات فراواني كه جرج سيمون اهم انجام داده بود، توانست روابطي اساسي بين ولتاژ، جريان و مقاومت بدست آورد. چيزي كه امروز به عنوان قانون اهم شناخته ميشود. او كتابي را در مورد نظريه الكتريسته اش در سال 1827 منتشر كرد . معادله I=V/R به عنوان "قانون اهم شناختهمي شود. با اين شرح كه مقدار ثابتي ازجريان كه ازسيمي عبور بكند . دقيقاً متناسب است با ولتاژ دو سر آن سيم ، تقسيم بر مقاومت آن .

 

    اهم (R) ، واحد مقاومت الكتريكي ، مساوي است با جريان (I) يك آمپري كه در يك رسانا برقرارشود به ازاء يك ولت اختلاف پتانسيل (V) الكتريكي كه بر دو سر سيم اعمال مي شود .

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:56  توسط قاسم فروتن کیا  | 

کاتی در مورد برق گرفتگی

شدت جريان

    شدت جريان در برق گرفتگي عامل اصلي و مخاطره آميز مي باشد. به عبارت ديگر، عامل مرگ مصدوم شدت جريان مي‏باشد. جريان برق با شدت دو ميلي آمپر فقط لرزش خفيفي در بدن ايجاد مي‏كند و جريانهاي بالاتر از نه ميلي آمپر سبب بروز شوك زودگذر در سطح بدن مي‏شود و در جريانهاي بالاتر از سي ميلي آمپر خطر مرگ انسان را تهديد مي‏كند. بطور كلي مقدار جرياني كه از بدن عبور مي كند، بستگي به عوامل زير دارد:

 

ü      پتانسيل (ولتاژ) برقي كه شخص در معرض آن قرار گرفته است.

ü      شرايط عايق بودن مكاني كه حادثه در آن محل اتفاق افتاده است.

ü      مقاومتي كه پوست يا لباس شخص يا مجموعه آنها از خود نشان مي‏دهند.

ü      محل تماس بدن با جسم هادي.

ü      فشار و ميزان سطح تماس بدن با جسم هادي.

 

مسير جريان برق

    وقتي جريان برق وارد بدن مي‏شود، مسير خود را از راهي كه كمترين مقاومت را دارد، انتخاب مي‏كند و از نقطه‏اي نزديك اتصال به زمين خارج مي‏شود. اين ورود و خروج سبب از بين رفتن بافتها و ضايعات شديد مانند از بين رفتن عضو و حتي مرگ مي‏شود. بطور خلاصه جريان برق ممكن است از دست چپ به دست راست و بالعكس ، از دست راست به دست پاي راست يا چپ، از دست چپ به پاي چپ يا راست و يا از پاي راست به چپ و بالعكس و يا از ميان سيستم عصبي مركزي عبور كند، در هر حال اگر جريان برق به طريقي از بدن عبور كند كه قلب در مسير آن قرار گيرد، اين بدترين و مخاطره‏آميزترين حالت براي مصدوم مي‏باشد.

 

نوع جريان

 

    در برق گرفتگي نوع جريان نيز بسيار مهم است. جريان برق متناوب خطرناك‏تر از جريان برق مستقيم است. زيرا جريان متناوب باعث انقباض دايمي عضله شده و قطع جريان وصل شده به بدن طولاني مي‏شود و در نتيجه آسيب وارده نيز تشديد مي‏شود. البته در ولتاژهاي بالا، جريان مستقيم اثر تخريبي بيشتري دارد و چون قوسهاي الكتريكي جريان مستقيم سوزانده تر است بنابراين شدت سوختگي در جريان مستقيم به مراتب بيشتر از جريان متناوب است. از جمله منابع برق مستقيم مي‏توان از باطري‏ها ، شارژرها و خازنها نام برد.

 

مقاومت بدن

 

    با توجه به عناصر مختلف تشكيل دهنده بافتهاي بدن، عبور جريان برق از آنها حرارتهاي مختلف و در نتيجه ضايعات متفاوتي را ببار مي‏آورد. مقاومت بافتهاي بدن به ترتيب عبارتند از: استخوان ، چربي ، تاندون ، پوست ، عضله ، عصب و عروق خوني. به عبارت ديگر استخوان بالاترين مقاومت و مايعات داخل رگها كمترين مقاومت را دارند. پوست بدن نيز مقاومتهاي مختلفي نسبت به جريان برق دارد. هر چه پوست ضخيم تر و جثه فرد بزرگتر باشد، مقاومت بدن نيز بيشتر خواهد بود و هر چه پوست مرطوبتر باشد، مقاومت آن كمتر مي‏شود. مي‏توان مقاومت بدن را بين 500 تا 1000 اهم در نظر گرفت. بنابراين اگر مثلاً از دو دست ولتاژ 220 ولت بگذرد، جرياني با شدت 440 تا 220 ميلي ‏آمپر از بدن عبور خواهد كرد كه خطرناك است.

 

جريان قوي يا ولتاژ بالا

 

    جريانهاي قوي سبب انقباضات عضلاني شديد، بيهوشي شديد، بيهوشي فوري، فلج تنفسي و سوختگي‏هاي شديد مي‏شود ، انقباضات عضلاني گاهي سبب پرتاب مصدوم و در نتيجه شكستگي استخوان مي‏گردد. همچنين ولتاژ زياد موجب ايجاد قوس الكتريكي و حرارتي معادل 2500 تا 4000 درجه سانتيگراد مي‏شود كه حاصل آن گاهي ذغال شدن يك عضو و حتي تمام بدن مي‏باشد. بنابراين در حوالي سيستم‏هاي انتقال انرژي برق با ولتاژ زياد، خطر ايجاد قوس الكتريكي و سوختگي فوق‏العاده شديد وجود دارد. در ضمن حتي در مواردي كه عبور جريان برق قطع مي‏شود، بلافاصله نبايد به مدار نزديك شد، زيرا اثر "خازني" مدار مي‏تواند با تخليه الكتريكي خود، سبب قوس الكتريكي شده و صدماتي را ببار آورد
+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:54  توسط قاسم فروتن کیا  | 

موتور الکتریکی

مقدمه

یک موتور الکتریکی ، الکتریسیته را به حرکت مکانیکی تبدیل می‌کند. عمل عکس آن که تبدیل حرکت مکانیکی به الکتریسیته است، توسط ژنراتور انجام می‌شود. این دو وسیله بجز در عملکرد ، مشابه یکدیگر هستند. اکثر موتورهای الکتریکی توسط الکترومغناطیس کار می‌کنند، اما موتورهایی که بر اساس پدیده‌های دیگری نظیر نیروی الکتروستاتیک و اثر پیزوالکتریک کار می‌کنند، هم وجود دارند.

 

ایده کلی این است که وقتی که یک ماده حامل جریان الکتریسیته تحت اثر یک میدان مغناطیسی قرار می‌گیرد، نیرویی بر روی آن ماده از سوی میدان اعمال می‌شود. در یک موتور استوانه‌ای ، روتور به علت گشتاوری که ناشی از نیرویی است که به فاصله‌ای معین از محور روتور به روتور اعمال می‌شود، می‌گردد.

 

اغلب موتورهای الکتریکی دوارند، اما موتور خطی هم وجود دارند. در یک موتور دوار بخش متحرک (که معمولاً درون موتور است) روتور و بخش ثابت استاتور خوانده می‌شود. موتور شامل آهنرباهای الکتریکی است که روی یک قاب سیم پیچی شده است. گر چه این قاب اغلب آرمیچر خوانده می‌شود، اما این واژه عموماً به غلط بکار برده می‌شود. در واقع آرمیچر آن بخش از موتور است که به آن ولتاژ ورودی اعمال می‌شود یا آن بخش از ژنراتور است که در آن ولتاژ خروجی ایجاد می‌شود. با توجه به طراحی ماشین ، هر کدام از بخشهای روتور یا استاتور می‌توانند به عنوان آرمیچر باشند. برای ساختن موتورهایی بسیار ساده کیتهایی را در مدارس استفاده می‌کنند.

انواع موتورهای الکتریکی

موتورهای DC

یکی از اولین موتورهای دوار ، اگر نگوییم اولین ، توسط مایکل فارادی در سال 1821م ساخته شده بود و شامل یک سیم آویخته شده آزاد که در یک ظرف جیوه غوطه‌ور بود، می‌شد. یک آهنربای دائم در وسط ظرف قرار داده شده بود. وقتی که جریانی از سیم عبور می‌کرد، سیم حول آهنربا به گردش در می‌آمد و نشان می‌داد که جریان منجر به افزایش یک میدان مغناطیسی دایره‌ای اطراف سیم می‌شود. این موتور اغلب در کلاسهای فیزیک مدارس نشان داده می‌شود، اما گاهاً بجای ماده سمی جیوه ، از آب نمک استفاده می‌شود.

 

موتور کلاسیک DC دارای آرمیچری از آهنربای الکتریکی است. یک سوییچ گردشی به نام کموتاتور جهت جریان الکتریکی را در هر سیکل دو بار برعکس می کند تا در آرمیچر جریان یابد و آهنرباهای الکتریکی، آهنربای دائمی را در بیرون موتور جذب و دفع کنند. سرعت موتور DC به مجموعه ای از ولتاژ و جریان عبوری از سیم پیچهای موتور و بار موتور یا گشتاور ترمزی ، بستگی دارد.

 

سرعت موتور DC وابسته به ولتاژ و گشتاور آن وابسته به جریان است. معمولاً سرعت توسط ولتاژ متغیر یا عبور جریان و با استفاده از تپها (نوعی کلید تغییر دهنده وضعیت سیم پیچ) در سیم پیچی موتور یا با داشتن یک منبع ولتاژ متغیر ، کنترل می‌شود. بدلیل اینکه این نوع از موتور می‌تواند در سرعتهای پایین گشتاوری زیاد ایجاد کند، معمولاً از آن در کاربردهای ترکشن (کششی) نظیر لکوموتیوها استفاده می‌کنند.

اما به هرحال در طراحی کلاسیک محدودیتهای متعددی وجود دارد که بسیاری از این محدودیتها ناشی از نیاز به جاروبکهایی برای اتصال به کموتاتور است. سایش جاروبکها و کموتاتور ، ایجاد اصطکاک می‌کند و هر چه که سرعت موتور بالاتر باشد، جاروبکها می‌بایست محکمتر فشار داده شوند تا اتصال خوبی را برقرار کنند. نه تنها این اصطکاک منجر به سر و صدای موتور می‌شود بلکه این امر یک محدودیت بالاتری را روی سرعت ایجاد می‌کند و به این معنی است که جاروبکها نهایتاً از بین رفته نیاز به تعویض پیدا می‌کنند. اتصال ناقص الکتریکی نیز تولید نویز الکتریکی در مدار متصل می‌کند. این مشکلات با جابجا کردن درون موتور با بیرون آن از بین می‌روند، با قرار دادن آهنرباهای دائم در داخل و سیم پیچها در بیرون به یک طراحی بدون جاروبک می‌رسیم.

موتورهای میدان سیم پیچی شده

آهنرباهای دائم در (استاتور) بیرونی یک موتور DC را می‌توان با آهنرباهای الکتریکی تعویض کرد. با تغییر جریان میدان (سیم پیچی روی آهنربای الکتریکی) می‌توانیم نسبت سرعت/گشتاور موتور را تغییر دهیم. اگر سیم پیچی میدان به صورت سری با سیم پیچی آرمیچر قرار داده شود، یک موتور گشتاور بالای کم سرعت و اگر به صورت موازی قرار داده شود، یک موتور سرعت بالا با گشتاور کم خواهیم داشت. می‌توانیم برای بدست آوردن حتی سرعت بیشتر اما با گشتاور به همان میزان کمتر ، جریان میدان را کمتر هم کنیم. این تکنیک برای ترکشن الکتریکی و بسیاری از کاربردهای مشابه آن ایده‌آل است و کاربرد این تکنیک می‌تواند منجر به حذف تجهیزات یک جعبه دنده متغیر مکانیکی شود.

موتورهای یونیورسال

یکی از انواع موتورهای DC میدان سیم پیچی شده موتور ینیورسال است. اسم این موتورها از این واقعیت گرفته شده است که این موتورها را می‌توان هم با جریان DC و هم AC بکار برد، اگر چه که اغلب عملاً این موتورها با تغذیه AC کار می‌کنند. اصول کار این موتورها بر این اساس است که وقتی یک موتور DC میدان سیم پیچی شده به جریان متناوب وصل می‌شود، جریان هم در سیم پیچی میدان و هم در سیم پیچی آرمیچر (و در میدانهای مغناطیسی منتجه) همزمان تغییر می‌کند و بنابراین نیروی مکانیکی ایجاد شده همواره بدون تغییر خواهد بود. در عمل موتور بایستی به صورت خاصی طراحی شود تا با جریان AC سازگاری داشته باشد (امپدانس/راکتانس بایستی مدنظر قرار گیرند) و موتور نهایی عموماً دارای کارایی کمتری نسبت به یک موتور معادل DC خالص خواهد بود.

 

مزیت این موتورها این است که می‌توان تغذیه AC را روی موتورهایی که دارای مشخصه‌های نوعی موتورهای DC هستند بکار برد، خصوصاً اینکه این موتورها دارای گشتاور راه اندازی بسیار بالا و طراحی بسیار جمع و جور در سرعتهای بالا هستند. جنبه منفی این موتورها تعمیر و نگهداری و مشکل قابلیت اطمینان آنهاست که به علت وجود کموتاتور ایجاد می‌شود و در نتیجه این موتورها به ندرت در صنایع مشاهده می‌شوند، اما عمومی‌ترین موتورهای AC در دستگاههایی نظیر مخلوط کن و ابزارهای برقی که گاهاً استفاده می‌شوند، هستند.

موتورهای AC

           موتورهای AC تک فاز:

معمولترین موتور تک فاز موتور سنکرون قطب چاکدار است، که اغلب در دستگاه هایی بکار می رود که گشتاور پایین نیاز دارند، نظیر پنکه‌های برقی ، اجاقهای ماکروویو و دیگر لوازم خانگی کوچک. نوع دیگر موتور AC تک فاز موتور القایی است، که اغلب در لوازم بزرگ نظیر ماشین لباسشویی و خشک کن لباس بکار می‌رود. عموماً این موتورها می‌توانند گشتاور راه اندازی بزرگتری را با استفاده از یک سیم پیچ راه انداز به همراه یک خازن راه انداز و یک کلید گریز از مرکز ، ایجاد کنند.

 

هنگام راه اندازی ، خازن و سیم پیچ راه اندازی از طریق یک دسته از کنتاکتهای تحت فشار فنر روی کلید گریز از مرکز دوار ، به منبع برق متصل می‌شوند. خازن به افزایش گشتاور راه اندازی موتور کمک می‌کند. هنگامی که موتور به سرعت نامی رسید، کلید گریز از مرکز فعال شده ، دسته کنتاکتها فعال می‌شود، خازن و سیم پیچ راه انداز سری شده را از منبع برق جدا می‌سازد، در این هنگام موتور تنها با سیم پیچ اصلی عمل می‌کند.

 

              موتورهای AC سه فاز:

برای کاربردهای نیازمند به توان بالاتر، از موتورهای القایی سه فاز AC (یا چند فاز) استفاده می‌شود. این موتورها از اختلاف فاز موجود بین فازهای تغذیه چند فاز الکتریکی برای ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی دوار درونشان ، استفاده می‌کنند. اغلب ، روتور شامل تعدادی هادیهای مسی است که در فولاد قرار داده شده‌اند. از طریق القای الکترومغناطیسی میدان مغناطیسی دوار در این هادیها القای جریان می‌کند، که در نتیجه منجر به ایجاد یک میدان مغناطیسی متعادل کننده شده و موجب می‌شود که موتور در جهت گردش میدان به حرکت در آید.

 

این نوع از موتور با نام موتور القایی معروف است. برای اینکه این موتور به حرکت درآید بایستی همواره موتور با سرعتی کمتر از فرکانس منبع تغذیه اعمالی به موتور ، بچرخد، چرا که در غیر این صورت میدان متعادل کننده‌های در روتور ایجاد نخواهد شد. استفاده از این نوع موتور در کاربردهای ترکشن نظیر لوکوموتیوها ، که در آن به موتور ترکشن آسنکرون معروف است، روز به روز در حال افزایش است. به سیم پیچهای روتور جریان میدان جدایی اعمال می‌شود تا یک میدان مغناطیسی پیوسته ایجاد شود، که در موتور سنکرون وجود دارد، موتور به صورت همزمان با میدان مغناطیسی دوار ناشی از برق AC سه فاز ، به گردش در می‌آید. موتورهای سنکرون را می‌توانیم به عنوان مولد جریان هم بکار برد.

 

سرعت موتور AC در ابتدا به فرکانس تغذیه بستگی دارد و مقدار لغزش ، یا اختلاف در سرعت چرخش بین روتور و میدان استاتور ، گشتاور تولیدی موتور را تعیین می‌کند. تغییر سرعت در این نوع از موتورها را می‌توان با داشتن دسته سیم پیچها یا قطبهایی در موتور که با روشن و خاموش کردنشان سرعت میدان دوار مغناطیسی تغییر می‌کند، ممکن ساخت. به هر حال با پیشرفت الکترونیک قدرت می توانیم با تغییر دادن فرکانس منبع تغذیه ، کنترل یکنواخت تری بر روی سرعت موتورها داشته باشیم.

موتورهای پله‌ای

نوع دیگری از موتورهای الکتریکی موتور پله‌ای است، که در آن یک روتور درونی ، شامل آهنرباهای دائمی توسط یک دسته از آهنرباهای خارجی که به صورت الکترونیکی روشن و خاموش می‌شوند، کنترل می‌شود. یک موتور پله‌ای ترکیبی از یک موتور الکتریکی DC و یک سلونوئید است. موتورهای پله‌ای ساده توسط بخشی از یک سیستم دنده‌ای در حالتهای موقعیتی معینی قرار می‌گیرند، اما موتورهای پله‌ای نسبتا کنترل شده ، می‌توانند بسیار آرام بچرخند. موتورهای پله‌ای کنترل شده با کامپیوتر یکی از فرمهای سیستمهای تنظیم موقعیت است، بویژه وقتی که بخشی از یک سیستم دیجیتال دارای کنترل فرمان یار باشند.

موتورهای خطی

یک موتور خطی اساساً یک موتور الکتریکی است که از حالت دوار در آمده تا بجای اینکه یک گشتاور (چرخش) گردشی تولید کند، یک نیروی خطی توسط ایجاد یک میدان الکترومغناطیسی سیار در طولش ، بوجود آورد. موتورهای خطی اغلب موتورهای القایی یا پله‌ای هستند. می‌توانید یک موتور خطی را در یک قطار سریع السیر ماگلیو مشاهده کنید که در آن قطار روی زمین پرواز می‌کند.

به نقل از سایت حرفه وفن ایرانیان

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 7:52  توسط قاسم فروتن کیا  | 

پوشاک

وشاک از ابتدای تمدن بشر ، همراه انسان بوده است و به تبع آن ، تهیه و تولید مواد اولیه پوشش انسان ، از پایه های اجتماعی و اقتصادی جوامع بشری بشمار رفته است. در تاریخ همواره پارچه و صنعت پارچه بافی به عنوان صنعتی پایه و مادر به شمار می‌رفت و کاروانهای حمل پارچه ، مسافتهای طولانی می پیمودند تا در بازارهای سرزمینهای دیگر ، کالای خود را در معرض فروش قرار دهند.جاده ابریشم باستانی ، بخاطر حمل ابریشم که در قدیم کالایی بسیار گرانقیمت و با ارزش بود، به این نام خوانده شده است.

پوشش شاهزادگان و اشراف ، از این الیاف طبیعی تهیه می‌شد. اکنون با پیشرفت علم و انفجار جمعیت در کره زمین ، ابریشم و الیاف طبیعی ، دیگر پاسخگوی نیازهای جوامع بشری نیست، اینجاست که به نقش اساسی شیمی در تمام زوایای زندگی بشر حتی مهمترین نیاز انسان متمدن یعنی پوشاک پی می‌بریم.

 

عناصر اصلی پوشاک

پنبه

بزرک یا کتان که از آن برای پارچه های کتانی استفاده می شود، یکی از قدیمی ترین گیاهان کشف شده و الیاف گیاهی اصلی پیش از قرون وسطی بود که نسوج سلولزی است. در طی قرون اخیر ، عمدتا بوسیله پنبه جایگزین شده است.

پنبه که هم اکنون در جهان ، مهمترین الیاف گیاهی محسوب می‌شود، بوسیله تمدنهای قدیمی در چین ، مصر ، هند و مکزیک تهیه و مصرف شده است، اما اکنون دیگر پنبه سلطان الیاف نیست. سهم پنبه در بازار الیاف آمریکا از 50 درصد در سال 1966 به کمتر از 25 درصد در سال 1985 تنزل یافته است و این تنزل همچنان ادامه دارد.

ابریشم

ابریشم که الیاف آن ، پروتئینی (پلی آمید) است، در زمانهای پیشین در هزاره سوم پیش از میلاد ، در چین تولید شد. تا پیش از 550 میلادی ، پرورش کرم ابریشم ، تقریبا یک راز محرمانه و حفاظت شده بود و از لباسهای ابریشمی ، تقریبا فقط اشراف و اعیان استفاده می کردند.

نایلون

نایلون که نخستین الیاف سنتزی واقعی است، در دهه 1930 تولید گردید. نایلون از گرما دادن نمکی که در نتیجه تراکم هگزا متیلن دی آمین و اسید آدیپیک تشکیل می شود، حاصل شده است. این الیاف را «@نایلون 6و6» می‌نامند که تعداد اتمهای کربن موجود در هر یک از واکنش دهنده ها را نشان می‌دهد.

این پلیمر ، شامل بیش از 100 واحد تکراری است. این پلی اسید را ذوب کرده و با فشار از سوراخهای رشته ساز عبور می دهند تا رشته های نایلونی بدست آید.

در حدود 55 درصد از تولید امروزی «نایلون 6و6» برای فرش و قالی و 20 درصد آن برای پوشاک و لوازم خانگی بکار می رود. منجید لاستیک خودروها ، 25 درصد کل تولید نایلون را به خود اختصاص می‌دهد. بیش از یک ملیون تن نایلون در سال فقط در آمریکا تولید می‌شود

الیاف پلی استر آروماتیک

این الیاف از واکنش اتیلن گلیکول و اسید ترفنالیک بدست می‌آید. این الیاف که از ماده مذاب ریسیده می‌شود، به هنگام اتو کردن نرم نمی‌شود و آب را دفع می‌کند. در حدود 50 درصد از تولید الیاف پلی استر برای پوشاک ، 30 درصد برای کاربردهای صنعتی و 20 درصد برای مبلمان به مصرف می‌رسد.

الیاف آکریلیک

این الیاف ، با عبور دادن تحت فشار محلول پلی آکریلو نیتریل _n(-CH_2CHCN-) در دی متیل فرمامید از سوراخهای رشته ساز و رسوب دادن رشته ها در ناحلال تولید می‌شود. آکریلان کوپلیمری است که از تکرار واحدهای اکریلو نیتریل و وینیل پریدین ساخته می‌شود.

تقریبا 65 درصد الیاف اکریلیک برای پوشاک و 30 درصد آن برای لوازم و اثاث منزل بکار می‌رود. برخی الیاف را از پلی پروپیلن ، بوسیله فرایند الیاف سازی که در آن نوار را می‌کشند و از روی میله های سنجاقی نزدیک هم عبور می‌دهند، نیز تولید می‌شود. در این الیاف ، در معرض نور خورشید ، تخریب مولکولی روی می دهد، ولی می‌توان با افزودن مواد ضد اکسنده آن را برای فرشهایی که در جلوی در ساختمانها می‌اندازند ، بکار برد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:29  توسط قاسم فروتن کیا  | 

مشبک کاری

 

 

 

وسایل و ابزار مشبک کاری :

وسایل کار برای هنر مشبک عبارتند از : کمانه ، اره ، تخته یا فلز ، مته ، چکش ، سمباده ، چسب چوب ، چسب کاغذی ، انبردست و میز .

 کمانه : این وسیله باید قابلیت انعطاف داشته باشد به گونه ای که بتوان براحتی دهانه آن را به هم نزدیک و یک سر اره را در آن محکم کرد . در غیر اینصورت می توان با اضافه کردن 17 تا 20 سانتی متر تسمه به ضخامت 3 میلی متر کمانه اره را طولانی تر کرد تا اولاٌ به آسانی بتوان اره را محکم کرد ثانیاً از اره شکسته هم استفاده مجدد نمود .
هر چه کمانه بزرگتر باشد می توان کار را با ابعاد بزرگتر انجام داد و از آن برای ساخت معرق و مشبک استفاده کرد و برای جلوگیری از هرز شدن پیچ و مهره ها بهتر است از واشر ساده و فنری استفاده کرد و گاه گاهی روغن کاری نمود .

اره : اره مویی دو نوع و در اندازه های مختلف است : اره چوب بری و اره فلز بری .
اره چوب بری باید پاملخی باشد به این معنی که یکی از دو دندانه اش خالی باشد اما در اره فلزی تمام دندانه ها موجود است .
بنابراین بهترین اندازه برای اره مویی چوب بری شماره 1 و برای کارهای خیلی ریز اره زیر شماره 1 است .

تخته : در گذشته اره سه لایی از روسیه وارد می شد که از هر نظر خوب و قابل استفاده بود اما امروزه تولید داخلی است و از بهترین تخته سه لایی با مارک A2 است که در سلماس تولید می شود که اگرچه گره و ناصافی دارد اما از نظر چسب مناسب است .

فلز : برای کار روی فلز از ورق آلومینیم نازک و مس استفاده می شود .

مته : برای سوراخ کردن است و انواع مختلف دارد : دستی و برقی . برای این کار می توان از نوک درفش یا میخ نیز استفاده کرد . بهتر است از دریل دستی با مته شماره 1 استفاده شود .

سمباده : در کارهای چوبی پس از پایان کار برای تمیز کردن آن از کاغذ سمباده شماره 2 استفاده می شود . فلز به سمباده احتیاج ندارد و با آب تمیز می شود .

چسب چوب : چسب چوب را کمی رقیق کرده و از آن برای چسباندن طرح روی فلز استفاده می کنند.

آرد سریش : از آرد سریش برای چسباندن طرح روی چوب استفاده می کنند زیرا پس از پایان کار به آسانی پاک می شود . اگر از چسب چوب استفاده کنیم به سختی می توانیم روی کار را تمیز کنیم و اگر سمباده زیاد بزنیم لایه روی تخته از بیم می رود .
چسب کاغذی : پس از بریدن هر قسمت بهتر است آن را در محل خود بگذاریم و با چسب کاغذی آن را نگه داریم زیرا از شکسته شدن هنگام بریدن و سمباده زدن کار جلوگیری می کند .

میز : باید میزی انتخاب کنیم که دست براحتی زیر آن قرار بگیرد و وسط تخته شکافی به اندازه یک سانتی متر باشد که بعضی مواقع نیاز خواهیم داشت

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:27  توسط قاسم فروتن کیا  | 

نایلون

نایلونها از گروه پلیمرهای پلی آمید هستند. این پلیمرها از طریق واکنش‌های چند تراکمی یا پلی کندانسیون تولید می‌شوند. می‌دانیم که نایلونها کاربردهای صنعتی فراوانی دارند. از جمله کاربردهای این پلیمرها در تهیه الیاف پارچه است.

 


ساختمان فضایی نایلون

 

پلی کندانسیون یا پلیمریزاسیون تراکمی

اگر در یک پلیمریزاسیون بر اثر واکنش منومرها باهم ، مولکولهای کوچکی مثل NH3 ، H2O و ... خارج شوند، پلیمریزاسیون را پلی کندانسیون یا تراکمی می‌نامند. مثل پلیمریزسایون گلوکز در تولید نشاسته و سلولز که منجر به خارج شدن آب می‌گردد و یا مثل بوجود آمدن نایلون که مانند مواد پروتئینی یک پلی آمید است و از پلیمر شدن یک آمید دو ظرفیتی به نام هگزامتیلن دی آمین به فرمول: NH2 - (CH2)6 - NH2 با یک اسید دو ظرفیتی به نام اسید آدیپیک به فرمول HOOC - (CH2)4 - COOH بوجود می‌آید.

در این عمل عامل OH – اسید از دو طرف با هیدروژن گروه آمین NH2 تشکیل آب می‌دهند و خارج می‌شوند و باقیمانده مولکولهای آنها ، زنجیر پلیمر را بوجود می‌آوردند. به عبارت دیگر واکنش چند تراکمی از متراکم شدن دو عامل مختلف از دو منومر مختلف و یا از متراکم شدن دو عامل مختلف از یک مولکول با همان مولکول پلیمر سنتز می‌شود.

پلی آمیدها

پلی آمیدها شامل سه نوع نایلون ، نایلون 6 ، نایلون 6و 6 و نایلون 11 می‌باشد. همانطور که ذکر شد، پلی آمیدها از طریق واکنشهای چند تراکمی یا پلی کندانسیون بوجود می‌آیند.

نایلون 6

نایلون 6 ، از باز شدن حلقه کاپرولاکتام در حضور آغازگر N - بنزوئیل δ - پیرولیدون و کاتالیزور سدیم آمید NH2Na بدست می‌آید. ماده اولیه کاپرولاکتام ، بنزن است. از کاپرولاکتام در محیط عمل به مقدار بسیار زیاد داریم. ولی NH2Na2 ، چون بعنوان آغازگر بکار می‌رود، تنها به مقدار بسیار اندک داریم که آغازگر حلقه بوده و بعد از آن ، واکنش پیش خواهد رفت.

نایلون 6 و 6

همانطور که گفته شد، نایلون 6 و 6 از متراکم شدن اسید آدیپیک و هگزا متیلن دی آمین در حضور حرارت و حذف یک مولکول آب ایجاد می‌گردد.


یک مولکول آب + نایلون 6 و 6 <---------- HOOC-(Ch2)4-COOH + NH2-(CH2)6-NH2 + حرارت

نایلون 11

نایلون 11 فرآورده بسیار مهمی است که از متراکم شدن آمینو اندوکانوئیک اسید که از روغن گرچک گرفته می‌شود، بوجود می‌آید و پلی آمید Rilsan یا Nylon11 نامیده می‌شود. از متراکم شدن این ماده نیز در حضور حرارت ، آب آزاد می‌شود. Rilsan بهترین الیاف پارچه محسوب می‌شود. چون رنگ پذیری و استحکام بالایی دارد.


کیف از جنس نایلون

 

خواص و کاربردهای نایلون

بیشترین کاربرد نایلونها در تهیه الیاف پارچه و صنایع نساجی است و در تهیه قطعات صنعتی نیز کاربرد دارند. نایلون‌ها قدرت مکانیکی خوبی دارند و به این علت در این صنایع استفاده می‌شوند. این پلیمرها ، نقطه ذوب بالایی دارند. چون در بین زنجیرهای پلیمر ، پیوند هیدروژنی ایجاد شده است. این پلیمرها کمتر در حلال‌ها حل می‌شوند، اما قابل انحلال در اسید فرمیک و پلی آمیدها هستند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:22  توسط قاسم فروتن کیا  | 

ماکروویو

 

يكشنبه، 8 آبان 1384

به گزارش شبكه خبری"ورلد نیوز"(world-news.org/persian )در سال 1945 كمپاني جنرال الكترونيك اديسون اولين اجاق خورك پزی ماكروويو را برای مصارف عمومي توليد كرد و از آن زمان به بعد مصارف تجاری و خانگي اين اجاق ها در حال افزايش بوده كه اين امر به علت سرعت پخت غذا به وسيله اين اجاق ها بوده است اين اجاق ها غذا را بوسيله عمل اصطحكاك مي پزند بدين ترتيب كه با توليد امواج كوتاه راديويي كه طول موج های آن از يك ميلي متر تا سي سانتيمتر مي باشد و نفوذ اين امواج در غذا و با به ارتعاش در آوردن مولكولهای آن و ايجاد گرما، غذا را طبخ ميكنند

ظروف شيشه اي ، مقوايي و حتي چيني را ميتوان با اطمينان خاطر به داخل اجاق روشن قرار داد چرا كه امواج كوتاه بدون داغ كردن آنها ، از آنها عبور ميكنند همچنين ، امواج كوتاه بودن تغيير دادن درجه حرارت فلزت از آن برگشت مي خورد اجاق ماكروويو داری يك لوله الكترونيكي خالي از هوا است كه انرژی الكتريكي را به وسيله حركت نوساني به انرژی موج كوتاه با فركانس بالا تبديل ميكند در بسياری از اين اجاق ها ، امواج كوتاه از ميان يك لوله فلزی حركت كرده و به تيغه های فلزی يك هم زن كه شبيه پّره های پنكه مي باشد ، ميرسند اين هم زن امواج كوتاه را در سرتاسر اجاق پخش كرده و با برخورد آنها به ديواره اجاق و برگشتشان به داخل غذا نفوذ كرده و گرما را به آن منتقل ميكنند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:19  توسط قاسم فروتن کیا  | 

مارچوبه

کلیات گیاه شناسی

 



مارچوبه گیاهی است علفی و چند ساله که ارتفاع آن تا چند متر می رسد و دارای شاخه های نسبتا چوبی و صاف می باشد . مارچوبه بصورت وحشی در اکثر نقاط دنیا می روید برگهای آن فلسی شکل بوده که از کنار آنها شاخه هایی باریک و دراز و سبز رنگ بصورت دسته های 3 تا 8 تائی خارج می شود . بعلت زیبا بودن این گیاه را بصورت تزئینی در باغچه ها می کارند مار چوبه را در اوائل پائیز می چینند .این گیاه از قدیم الایام مورد استفاده بشر بوده است و حتی در اهرام ثلاثه مصر نقاشی هایی وجود دارد که مارچوبه را نشان می دهد .مارچوبه را می توان بصورت مختلف مصرف کرد . باید مارچوبه را با کمی آب و حرارات کم در ظرف های ضد زنگ پخت و تقریبا نیمه خام آنرا برداشت . آب مارچوبه را دور نریزید و از آن برای سوپ استفاده کنید زیرا دارای ویتامین و املاح می باشد . وقتیکه مارچوبه می خرید دقت کنید تازه باشد . شاخه های مارچوبه تازه راست و نرم بوده و نوک آن نباید باز شده باشد و اگر فلسهای نوک آن باز باشد نشانه این است که گیاه مدت زیادی مانده و کهنه شده است .



ترکیبات شیمیایی:



مارچوبه دارای آسپاراژین و کونی فرین ، اینوزیت ، تانن ، اسدی گالیک ، آسپاراگوز ، و اسید سوکسی نیک می باشد دانه آن دارای 15 درصد مواد روغنی می باشد این روغن زرد مایل به قرمز است . درصد مواد موجود در مارچوبه بصورت زیر است .

آب

90 گرم

پروتئین

2/5 گرم

چربی

0/2 گرم

مواد نشاسته ای

4/2 گرم

کلسیم

22 میلی گرم

فسفر

60 میلی گرم

آهن

1/1 میلی گرم

سدیم

2 میلی گرم

پتاسیم

275 میلی گرم

ویتامین آ

900 واحد

ویتامین ب 1

0/2 میلی گرم

ویتامین ب 2

0/2 میلی گرم

ویتامین ب 3

1/5 میلی گرم

ویتامین ث

35 میلی گرم

 

 





خواص داروئی:


از نظرطب قدیم ایران مارچوبه گرم و خشک است بنابراین آنهایی که سرد مزاج هستند باید آنرا با عسل بخورند و آنهایی که گرم مزاج هستند باید آنرا با سرکه بخورند .مارچوبه گیاهی است ادرار آور و دارای خواص زیادی است.

1.      خوردن آن دید چشم را تقویت می کند.

2.      برای تقویت نیروی جنسی مفید است.

3.      ضعف مثانه را برطرف می کند.

4.      برای تقویت قلب مفید است.

5.      ملین است و یبوست را برطرف می کند.

6.      تب بر است.

7.      مارچوبه بعلت داشتن کلروفیل خونساز است و کسانیکه کم خون هستند باید از آن استفاده کنند .

8.      مارچوبه به ساختن گلبولهای قرمز خون کمک می کند.


طرز استفاده: برای نگاهداری مارچوبه آنرا در پارچه های مرطوب ببندید و در یخچال قرار دهید زیرا گرما و خشکی آنرا از بین میبرد مارچوبه را نیز می توان در سالاد ریخت و یا از آن سوپ تهیه کرد . مورد دیگر استفاده از مارچوبه غیر از پختن آن بصورت دم کرده آن است دم کرده مارچوبه را به این صورت تهیه کنید :چند شاخه مارچوبه را در داخل یک لیتر آبجوش بریزید و مقدری هم رازیانه و جعفری به آن اضافه کنید و بگذارید مدت پنج دقیقه دم بکشد . از این دم کرده بمقدار دو تا سه فنجان در روز برای تسکین و آرامش قلب استفاده کنید .

مضرات : مارچوبه را نباید آنهایی که مبتلا به ورم مجاری ادرار هستند و یا اشخاص عصبی مصرف کنند . مارچوبه همچنین برای مبتلایان به رماتیسم و سنگ کلیه خوب نیست .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:8  توسط قاسم فروتن کیا  | 

لیمو ترش

مقدمه

لیمو ترش یکی از گیاهان متعلق به تیره گل سرخ از دو لپه‌ایها می‌باشد. به علت داشتن خواص اسیدی ضد عفونی کننده قوی است. حتی اگر در مسافرتها به آب آشامیدنی مشکوک هستید و می‌ترسید از آن بنوشید کافی است چند قطره آب لیمو ترش را در آن بریزید. آب ر ا کاملا استرلیزه کرده و میکربهای موجود در آب را از بین می‌برد. گرچه قریب به 400 سال پیش از تولد مسیح ، تئوفراست از لیمو سخن گفت، اما تنها در قرن چهارم میلادی ، هنگامی که جنگجویان مسیحی در جنگهای صلیبی به فلسطین رسیدند، لیمو را دیدند که در باغهای آن سرزمین کشت شده بود.

پلین ، گیاه شناس معروف ، لیمو را به عنوان پادزهری قوی می‌شناخت. نظریه پلین در پایان قرن دوم مسیحی دوباره بررسی شد و به اثبات رسید و معلوم گشت که لیمو واقعا سموم بدن را از بین می‌برد. ابن سینا پزشک معروف ایرانی آب لیمو را بهترین دارو برای تشنجات ناشی از تب می‌دانست و یرقان را هم با لیمو معالجه می‌کرد.


 

خواص داروئی

·         کسانی که می‌خواهند خود را لاغر کنند اگر صبح ناشتا آب لیمو ترش را با یک لیوان آب مخلوط کنند و مقدار کمی عسل به آن اضافه نمایند و آنرا بنوشند تا ظهر گرسنه نخواهند شد و بدین ترتیب از شر چربیهای اضافی راحت خواهند شد.

·         بهترین کلسیم آن است که از پوست تخم مرغ و آب لیمو تهیه می‌کنند. برای تهیه کلسیم طبیعی یک تخم مرغ را تمیز شسته و در یک لیوان بگذارید و روی آن آب یک لیمو ترش را بریزید و آنرا به مدت دو سه ساعت در جای خنکی بگذارید سپس تخم مرغ را در آورده و آب لیمو را که دارای مقدار زیادی کلسیم است می توانید روی سالاد ریخته و یا با عسل یا شکر شیرین کرده بنوشید از تخم مرغ هم که پوست آن نرم شده می‌توانید هنوز استفاده کنید.

·         برای گلو درد بهترین دارو ، لیمو ترش است. یک قاشق چایخوری آب لیمو ترش را در آب نیم گرم بریزید و با آن غرغره کنید ورم گلو و گلو درد را برطرف خواهد کرد.

·         برای گرفتگی بینی و زکام کافی است چند قطره آب لیمو را با یک قاشق چایخوری آب مخلوط کرده و در بینی بچکانید.

·         برای رفع کم کاری معده و روده باید یک لیمو ترش را با پوست و هسته له کنید و آنرا با یک لیوان آب سرد و یک قاشق عسل مخلوط کده و بمدت یک ساعت قبل از خواب نوشید.

·         برای جلوگیری از خونریزی بینی کافی است که یک تکه پنبه را آغشته به آ ب لیمو کرده و در سوراخ بینی بگذارید خون دماغ را برطرف خواهد کرد.

·         اگر در صورت شما لکه و جوش قرمز رنگ وجود دارد درمان آن با آب لیمو و نمک است. بدین ترتیب که در مقداری آب لیمو نمک بزنید و آنرا با پنبه روی صورت خود بمالید لکه‌ها و جوشها را برطرف می‌کند.

·         بهترین دارو برای پوست دست شما مخلوط گلیسیرین و آب لیمو است. آب لیمو و گلیسرین را به نسبت مساوی مخلوط کنید و بدستهای خود بمالید ببینید که چقدر پوست دستها صاف می‌شود. در زمستان برای جلوگیری از سرما زدگی دستهای خود را با آ ب لیمو ماساژ دهید. خوردن آب لیمو سنگهای کلیه را نیز دفع می‌کند.

·         ترشی معده ، سوء هاضمه ، تب و گریپ را هم می‌توان با لیمو درمان کرد.

·         گذاشتن یخ و لیمو روی زبان ، سکسکه را درمان می‌کند.

معالجه آنژین با لیمو

برای شستشوی حلق و حنجره از لیمو کمک بگیرد. کمی آب لیمو و آب مقطر را مخلوط و هر ساعت یک بار آن را قرقره کنید.

معالجه زخم و خراشهای سطحی پوست با لیمو

به جای آب اکسیژنه برای شستشوی زخم و خراشهای سطحی پوست ، می‌توانید آب لیمو را بگیرید و دو برابر آن آب بیفزایید و با آن زخمها و خراشهای سطحی پوست را بشویید.

درمان اختلالات هاضمه با لیمو

در تمام مواردی که اختلال هاضمه بوجود می‌آید از قبیل دل به هم خوردگی و نفخ شکم ، معالجه با لیمو تجویز شده است. در این مورد 2 لیمو را با پوست و هسته برش بزنید و آن را در یک لیتر آب داغ ، یک یا دو ساعت خیس کنید، بعد آن را بفشارید و آب فشرده آن را با قند و یا شکر شیرین کرده و هر روز یک لیوان بنوشید.

درمان خونریزی لثه‌ها

یک قطعه پنبه را در لیوانی که محتوی آب لیمو است، فرو کرده و روزی دو بار صبح و شب آن را به لثه‌های خود بمالید و با انگشتان خود ماساژ دهید ولی مواظب باشید آب لیمو به دندانهای شما نرسد.

معالجه میگرن و سردرد

وقتی میگرن و سردرد دارید در یک فنجان قهوه یا چای غلیظ یک برش لیمو بیندازید و بنوشید ، مصرف آن موجب تسکین درد و میگرن می‌شود.

رفع سرگیجه و دل شوره

استفاده از لیمو ترش سرگیجه را رفع می‌نماید ، و نیز اگر لیمو با کمی عسل خورده شود ، باعث آرامش شده و دل شوره را برطرف می‌کند.


 

پاک کننده پوست

اگر پوست شما چرب است، می‌توانید آن را با لیمو که یک ماده قابض است تمیز کنید. به این ترتیب که یک قاشق چای خوری آب لیمو را در دو فنجان آب مقطر بریزید و با یک پنبه تمیز صورت خود را با آن پاک کنید. این کار باعث کاهش چربی پوست می‌شود و از پدید آمدن جوش‌های صورت جلوگیری می‌کند. در صورت استفاده از این لوسیون برای جلوگیری از رشد باکتریها بهتر است هرروز یک محلول تازه درست کنید. مصرف این محلول باعث خشک شدن پوست می‌شود و برای پوست‌های چرب بسیار مفید است. اما در صورت داشتن پوست خشک از مصرف آن خودداری کنید.

لیمو ضد شوره و بر طرف کننده خارش پوست سر

آب لیمو برای پوست سر بسیار مفید است و شوره سر را کاهش می‌دهد. عصاره حاصل از آبگیری یک لیموی تازه را حدود ‌١٠ دقیقه برروی پوست سر مالش دهید و سپس آن را با آب به طور کامل بشوئید. همچنین آب لیمو می‌تواند به عنوان یک تقویت کننده مو وضد خارش، به صورت ماساژ برروی پوست سر استفاده شود.

ضد سرماخوردگی

آب لیمو یک ضد ویروس عالی می‌باشد و همچنین مصرف آن برای سرماخوردگی شدید بسیار مفید است. بدین منظور یک عدد لیمو را با مقداری نمک میل کنید. در صورت تمایل می‌توان عصاره گرفته شده را در آب رقیق کرد و سپس مصرف نمود.

یک حالت دهنده خوب برای موها

به علاوه شستشوی موی چرب با استفاده از آب لیمو باعث کاهش چربی آن می‌شود. به این صورت که عصاره حاصل از ابگیری دو عددلیمو در یک لیتر آب مورد استفاده قرار دهید و موهایتان را با این محلول بشویید. این روش باعث درخشان و شاداب شدن انواع موها می‌شود. همچنین مصرف آن باعث می‌شود موهای طلایی رنگ روشنتر شوند.

نرم کننده مناسب برای پوست آرنج

برای نرم کردن پوست زبر ناحیه آرنج، آرنجتان را حدود ‌١٠ دقیقه برروی یک برش لیمو ترش فشار دهید.

تقویت کننده حافظه

لیمو تقویت کننده حافظه است. چند قطره از اسانس لیمو را روی یک دستمال ریخته و از طریق بینی استنشاق کنید. همچنین می‌توان این کار را در مواقعی انجام داد که می‌خواهید چیزی رابه یاد بیاورید. مغز شما با استنشاق اسانس لیمو نیروی تازه‌ای بدست خواهد آورد.

آرامش دهنده روح

لیمو همواره به عنوان یک ماده تسکین دهنده روح مطرح بوده است. استشمام رایحه معطر لیمو در طی تمرینات تمرکز و تعمق روح (مدیتیشن) بسیار مفید است. برای انجام این کار کافی است که سه قطره از اسانس لیمو را به یک کاسه حاوی آب گرم افزوده و آن را در هوای اتاق قرار دهید. به این ترتیب در طول استشمام رایحه معطر لیمو به یک آرامش مطلوب فکری و روحی دست خواهید یافت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:7  توسط قاسم فروتن کیا  | 

لیپید ها

لیپیدها دسته‌ای از مولکولهای غیر قابل حل در آب و قابل حل در حلالهای آلی مانند اتر و کلروفرم هستند. نواحی غیر قطبی هیدروکربنی در آنها زیاد و تعداد گروههای قطبی کم است. از نظر ساختاری ، لیپیدها در مقایسه با سایر درشت مولکولهای زیستی کوچک‌اند و واحدهای ساختاری آنها را ترکیباتی به نام اسید چرب تشکیل می‌دهند.




 

اسیدهای چرب

اجزای اصلی سازنده لیپیدها را مونوکربوکسیلیک اسیدها با تعداد کربن زیاد (4 تا 30 کربن) در یک زنجیره دراز تشکیل می‌دهند. اسیدهای چرب حاصل از منابع جانوری ، ساختار ساده‌ای دارند و تعداد کربن آنها بین 14 تا 20 متغیر است. در حالی که اسیدهای چرب گیاهی بسیار پیچیده‌تر می‌باشند و عواملی مانند اپوکسی ، هیدروکسی ، کتو و حلقه‌های سیکلوپروپان به مولکولهای آنها افزوده شده‌اند. اسیدهای چرب به علت سمی بودن به صورت آزاد بسیار کم دیده می‌شوند و اکثرا با ایجاد ترکیب استرهای اکسیژن در ساختار لیپیدها شرکت می‌کنند.

اسید چرب شامل یک گروه کربوکسیل (COOH-) در یک انتهاست که به آن زنجیره خطی درازی از هیدروکربنهای غیر قطبی متصل می‌شود. اگر همه اتمهای کربن موجود در زنجیره هیدروکربنی با پیوند یگانه به یکدیگر متصل شده باشند، اسید چرب را اشباع و اگر یک یا چند پیوند دو گانه در زنجیره وجود داشته باشد، آن را غیراشباع می‌نامند. هنگامی که اسیدهای چرب در آب قرار می‌گیرند، انتهای قطبی آنها با مولکولهای آب پیوند هیدروژنی تشکیل می‌دهد و دم غیر قطبی آنها را از آب دور می‌ماند. در سلولها اسیدهای چرب به صورت آزاد به مقدار کم یافت می‌شوند، ولی به عنوان واحدهای ساختاری لیپیدهای دیگر فراوانند.

انواع لیپیدها

تری گلیسریدها

تری گلیسریدها ، مهمترین شکلهای ذخیره‌ای لیپیدها هستند که در سلولهای جانوری و گیاهی به صورت ذرات چربی وجود دارند. انرژی حاصل از اکسایش تری گلیسریدها چند برابر انرژی حاصل از اکسایش قندها یا پروتئین‌ها می‌باشد. اکثر چربیهای طبیعی مانند کره ، روغن جامد و مایع ، چربیهای گوشت (پیه) ، چربی زیر پوست و حفره شکمی جانوران ، تری گلیسرید هستند. بافت چربی مهمترین بافت ذخیره‌ای چربی در بدن جانوران است.

تری گلیسریدها از ترکیب سه مولکول اسید چرب و یک مولکول گلیسرول تشکیل می‌شوند. گلیسرول الکلی سه کربنی است که یک گروه هیدروکسیل با هر یک از کربنهای آن در پیوند است. برای تشکیل تری گلیسریدها یک مولکول اسید چرب با هر یک از گروههای هیدروکسیل موجود در گلیسرول ترکیب و به ازای هر اتصال حاصل ، یک مولکول آب ایجاد می‌شود. سه اسید چرب ممکن است از یک نوع یا از انواع مختلف باشند.

اگر هر سه اسید چرب اسید پالمتیک باشد، ترکیب را تری پالمتین و اگر اسید استئاریک باشد، آن را تری استئارین می‌نامند. تری اسیل گلیسرولهایی که دو نوع یا چند نوع اسید چرب دارند، تری اسیل گلیسرولهای مرکب خوانده می‌شود، در نتیجه جهت معرفی آنها از شماره کربنهای گلیسرول استفاده می‌شود.

واکسها

پوششهای محافظ برخی از مهره داران و گیاهان از یک لایه نازک لیپیدی به نام واکس تشکیل شده است که بوسیله غده‌های پوستی آنها ترشح می‌شود. واکسها استرهای اسید چرب اشباع و یا غیراشباع همراه با الکلهایی هستند که حدود 16 تا 22 اتم کربن در ساختار خود دارند. از انواع مهم واکسها می‌توان پوششهای محافظ مو ، پشم ، خز و همچنین پوششهای محافظ میوه‌ها و برگ درختان را نام برد.


 

فسفولیپیدها

برخلاف تری گلیسریدها که چربیهای خنثی و ذخیره‌ای هستند، فسفولیپیدها ترکیبات باردار و ساختاری هستند. غشای پلاسمایی ، غشای اندامکهای یاخته‌ای و کلیه سیستمهای غشایی که در یاخته دیده می‌شوند، اساسا از فسفولیپید ساخته شده‌اند. به عبارت دیگر ، فسفولیپیدها هرگز به صورت ذخیره‌ای دیده نمی‌شوند.

در این ترکیبات به کربنهای شماره 1 و 2 گلیسرول مولکول اسید چرب اشباع شده یا اشباع نشده متصل گردیده و کربن شماره 3 با اسید فسفریک پیوند استری می‌سازد و به همین دلیل فسفولیپیدها از نظر ساختاری شامل یک سر قطبی و یک دم ناقطبی هستند. این ترکیبات اکثرا فسفوگلیسرید نیز نامیده می‌شوند. فسفوگلیسریدها در ساختار خود دارای یک الکل نوع دوم هستند که به اسید فسفریک متصل می‌شود. بر حسب نوع الکلی که در ساختار آنها شرکت می‌کند، انواع فسفوگلیسرید شکل می‌گیرد.

اسفنگولیپیدها

اسفنگولیپیدها دسته دیگری از لیپیدهای ساختاری می‌باشند که دارای یک سر قطبی و دو دم ناقطبی هستند. دم این ترکیبات یک مولکول اسید چرب و یک مولکول آمینو الکل به نام اسفنگوزین یا یکی از مشتقات آن است. به بخش سر قطبی اسفنگولیپیدها نیز ترکیباتی مانند اتانول آمین ، کولین و غیره متصل می‌شود.

اگر ترکیب اسید چرب بوسیله پیوند آمیدی به گروه آمین آمینو الکل به نام اسفنگوزین متصل شود، دسته‌ای از اسفنگولیپیدها بدست می‌آیند که سرآمید نامیده می‌شود. سرآمید فقط شامل اسید چرب و اسفنگوزین است. اگر به اسفنگوزین گروههایی متصل شوند، انواع دیگری از اسفنگولیپیدها ساخته می‌شوند. از مهمترین اسفنگولیپیدها می‌توان اسفنگومیلینها ، سربروزیدها و گانگلیوزیدها را نام برد.

لیپوپروتئینها

غشاهای یاخته‌ای از لیپوپروتئین ساخته شده‌اند. این غشاها متشکل از دو لایه فسفولیپید و پروتئینهایی در میان آنهاست که با نظم ویژه‌ای در آن پراکنده‌اند. الگوی ارائه شده برای غشا ، الگوی موزائیک روان نامیده می‌شود.


 

لیپیدهای ساده

لیپیدهای ساده ترکیباتی هستند که در ساختارشان اسید چرب وجود ندارد، ولی مانند لیپیدها در آب نامحلول‌اند. از مهمترین آنها می‌توان استروئیدها و ترپنها را نام برد.

استروئیدها

استروئیدها ترکیبات حلقوی درشت مولکولی شامل سه حلقه سیکلوهگزان هستند که در یک ساختار فنانترن آرایش یافته‌اند. سردسته این گروه استرولها هستند که از مهمترین آنها کلسترول را می‌توان نام برد. نمکهای صفراوی ، هورمونهای جنسی ، ویتامین محلول در چربی مانند مانند ویتامین D نیز در این گروه قرار می گیرند. یاخته‌های گیاهی فاقد کلسترول هستند.

ترپنها

ترپنها لیپیدهای ساده‌ای هستند که به مقدار اندک در یاخته‌ها دیده می‌شوند. واحد سازنده ترپنها هیدروکربن پنج کربنی 2- متیل 1 و 3 بوتان دی ان یا ایزوپرن است. ترپنها در گیاهان از مهمترین ترکیبات کاروتنوئیدها می‌باشند که از انواع مهم آنها بتا کاروتن را می‌توان نام برد. ویتامینهای محلول در چربی مانند K ، E ، D ، A و فیتول (در ساختار کلروفیل) و یوبی کوئینون از ترکیبات ترپنی هستند

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 2:1  توسط قاسم فروتن کیا  | 

لاکتوز

لاکتوز يا قند شير يک دي ساکاريد با فرمول C12H22O11 است و از واحدهاي D- گلوکز و D- گالاکتوز که با پيوند بتا 1و4 به يکديگر متصلند، تشکيل مي‌يابد. جزو قندهاي احيا کننده مي‌باشد و به دو فرم ايزومري آلفا و بتا يافت مي‌شود.

 

منابع لاکتوز

بعد از ساکارز ، فراوانترين دي ساکاريد طبيعي ، لاکتوز يا قند شير است. لاکتوز در طبيعت منحصرا در شير يافت مي‌شود. اين قند ، عمدتا در شير نشخوارکنندگان وجود دارد. به عنوان مثال %5 در شير گاو. در شير انسان ، پس از تبخير تمام مواد فرار ، اين ماده نيمي از ماده جامد باقيمانده يعني %6,5 را تشکيل مي‌دهد. ميزان آن در شير چربي‌دار يا پُرچربي بسيار کم است، حدود %1.

ساختار لاکتوز

ساختمان لاکتوز بعد از هيدروليز مشخص شده است که از زيرواحدهاي D- گلوکز و D- گالاکتوز تشکيل مي‌شود. اين دو جزء سازنده ، بوسيله پيوند بتا- 1و4 به همديگر متصل مي‌شوند. بنابراين مي‌توان لاکتوز را D- ? گالاکتوز پيرانوزيل- (1و4)- D- ?- گلوکوپيرانوزيد نيز خواند. چون لاکتوز داراي يک کربن آنومري آزاد در زيرواحد گلوکز است، بنابراين در گروه دي ساکاريدهاي احيا کننده طبقه‌بندي مي‌شود. لاکتوز به دو فرم ايزومري آلفا و بتا وجود دارد.

فرم آلفا و بتاي لاکتوز

اين قند به دو فرم آلفا يا بتا- D- گلوکز پيرانونزيد- (4 و1)- D- ? گالاکتوپيرانوزيل وجود دارد. فرم آلفا و بتا خواص بسيار متفاوتي از يکديگر دارند، از جمله: فرم آلفا داراي چرخش ويژه 89,4+ و نقطه ذوب 202درجه سانتي‌گراد و فرم بتا داراي چرخش ويژه 35+ و نقطه ذوب 252 درجه سانتي‌گراد مي‌باشد. هر دو اينها از نظر علمي جالب و در خور توجه مي‌باشند. تبلور آن از آب ، فقط آنومر ? را مي‌دهد.

فرم آلفا که با يک مولکول آب ، به صورت بلورين در آمده است، همان لاکتوز متداول و معمول مي‌باشد که مي‌تواند دهيدراته شود (يعني آب خود را از دست بدهد). فرم بتا (بدون تثبيت آب) ، از محلول غليظي در حرارت بالاتر از 94 درجه سانتي‌گراد به شکل بلورين در مي‌آيد که اين حرارت ، درجه حرارت بحراني براي فرايند کريستاليزاسيون مي‌باشد. هيدراته شدن فرم بتا تاکنون مشاهده نشده است.



لاکتوز ، قند شير

 

حلاليت لاکتوز

لاکتوز فقط به ميزان کمي محلول است، يعني حدود ده برابر کمتر در مقايسه با ساکارز در درجه حرارت محيط ، محلول مي‌باشد. حلاليت ساکارز در درجه حرارت محيط ، برابر 180 گرم در 100 گرم مي‌باشد و حلاليت لاکتوز نيز به صورت زير مي‌باشد.

 

 

فرم ?

فرم ?

مخلوط

حلاليت (در 100 گرم آب) در دماي 15 درجه سانتي‌گراد

7,3g

50g

17g

حلاليت (در هر 100گرم آب) در دماي 100 درجه سانتي‌گراد

70g

95g

-




تفاوت موجود در ميزان حلاليت در درجه حرارت 100 درجه سانتي‌گراد کمتر است، زيرا ميزان محلوليت لاکتوز به مراتب بسيار بيشتر افزايش مي‌يابد.

ظرفيت شيرين کنندگي لاکتوز

لاکتوز داراي قدرت و ظرفيت شيرين کنندگي ناچيزي مي‌باشد. به ميزان يک به شش در مقايسه با ساکارز يا قند معمولي است. بنابراين شير بسيار شيرين نبوده، رژيمهاي غذايي داراي شير ، قابل تحمل هستند يا بعبارت ديگر به آساني به مصرف سوخت و ساز و جذب مي‌رسند، زيرا ايجاد احساس ناخوشايند نمي‌نمايند.

کريستاليزاسيون لاکتوز

اين قند ، دي ساکاريدي است که جداسازي آن با استفاده از کريستاليزاسيون کاملا راحت و آسان مي‌باشد. لاکتوز ، نمونه جالبي از پلي مورفيسم کريستالين مي‌باشد و در عمل کريستاليزاسيون بطئي و آرام متنوعي ديده مي‌شود که در نهايت به شکل بلورهاي سخت پيچيده و طويلي ظاهر خواهد شد. مواد معين و مشخصي ، مانع از روند کريستاليزاسيون مي‌گردند. يک نمونه از اين مواد ، مي‌تواند ريبوفلاوين (ويتامين Bsub>2) باشد، البته در غلظتي بالاتر از آنچه که اين ماده در شير وجود دارد.



ساختمان لاکتوز

 

هيدروليز لاکتوز

همانطور که قبلا ذکر شد، لاکتوز در اثر هيدروليز به دو جزء سازنده اش يعني گلوکز و گالاکتوز تبديل مي‌شود. هيدروليز شيميايي براي لاکتوز در مقايسه با ساکارز مشکلتر بوده، حرارت دادن آن همراه با يک اسيد ، ضروري مي‌باشد و همچنين در هيدروليز لاکتوز پديده واژگوني يا اينورسيون (Inversion) که در هيدروليز ساکارز اتفاق مي‌افتد، وجود ندارد. هيدروليز آنزيمي مشکلات و مسائلي دارد. آنزيم لاکتاز (بتا- گالاکتوزيداز) به طرز وسيع و گسترده اي يافت نمي‌شود، هر چند که تعدادي از مخمرهاي کمياب ، اين آنزيم را دارا هستند.

توضيح اينکه Klyve remyces Fragilisدر صنعت بکار مي‌رود. اين آنزيم ، در قسمت ژژنوم روده ترشح مي‌گردد و بعد از ترشح ، با سرعتهاي متفاوتي با توجه به نژادهاي متفاوت بشري ناپديد مي‌گردد. در نژادهاي رنگين‌پوست ، زوال ماده مذکور ، زود بوقوع مي‌پيوندد، بعضي وقتها در حدود 3 سال ، در حاليکه در افراد سفيدپوست نسبتي از افراد را مشاهده مي‌کنيم که بي‌هيچ گونه شکي داراي لاکتاز به ميزان بالايي مي‌باشند. بنابراين عارضه اي بنام آلاکتاسيک در ميان افراد بالغ که متعلق به نژاد سفيد پوست نيستند، رايج و معمول است که مربوط به کمبود لاکتاز و جذب ناصحيح لاکتوز در بدن مي‌باشد.

البته اين عارضه در نوزادان متعلق به هر نژادي نادر و کمياب مي‌باشد. شکل حاد ديگري از عدم توانايي درجذب و متابوليسم مواد غذايي در بچه‌هايي وجود دارد که آنزيم لازم براي تبديل گالاکتوز به گلوکز ندارند، در اينجا جذب بيشتر منجر به توليد گالاکتوساميا مي‌گردد و چنين اختلالي در متاوليسم ، نادر بوده و بندرت اتفاق مي‌افتد و بايد توجه داشت که گالاکتوز بايد به صورت گلوکز تغيير شکل يابد تا بتواند وارد چرخه‌هاي بيولوژيکي گردد و همچنين جذب مقادير فراواني از گالاکتوز ممکن است که مسلما بيماري آب مرواريد باشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:58  توسط قاسم فروتن کیا  | 

کتان

گیاه کتان

 

 

 



شناسنامه

 

کتان Linaceae

:تیره

Linum usitatissimum L. – Linum crepitans Dum

:نام لاتین

Line – Flax – Common flax

:نام انگلیسی

کتان

:نام فارسی

کتان - مطبح

:نام عربی

شرح گیاه

کتان گیاهی است یکساله با ریشه های نسبتاً عمودی و منشعب همراه با ریشه های کناری طول ریشه اصلی آن گاهی اوقات به 100 سانتی متر و ریشه های کناری به 15 سانتی متر می رسد و در مناطق خشک ریشه آن به عمق زیاد خاک فرو می رود. ارتفاع ساقه در کتان های لیفی به حدود 65 تا 100 و حداکثر 150 سانتیمتر و در کتان های روغنی بین 30 تا 50 سانتی متر است. در کتان های روغنی ساقه منشعب شده در صورتیکه در کتان لیفی انشعاب ندارد. کتان بطور کلی دارای یک ساقه اصلی است که گل ها و میوه و در نتیجه دانه در انتهای ساقه بوجود می آید. برگهای کتان بدون دمبرگ به رنگ سبز مایل به خاکستری و در طول ساقه بطور متناوب و به حالت افتاده قرار گرفته اند. هر برگ دارای سه بریدگی است و برگها از ماده مومی پوشیده شده اند. طول برگهای این گیاه حدود 25 تا 35 میلی متر و عرض آنها از 2 تا 15 میلی متر تغییر می کند. آرایش گل در انتهای ساقه تشکیل و شامل چندین شاخه فرعی منشعب می باشد که هر شاخه فرعی به یک گل ختم و هر گل نیز تبدیل به یک میوه می گردد. گل کتان از نوع پنتامر (5 تایی) و خود بارور می باشند گلها در انواع مختلف به رنگهای سفید ، زرد ، صورتی ، قرمز ، آبی ، بنفش روشن و بنفش تیره بوده و هر گل دارای 5 کاسبرگ ، 5 گلبرگ ، 5 پرچم و بساک می باشد. تخمدان دارای 5 حفره است که در هر حفره دو تخمک وجود دارد که به دو دانه تبدیل می شود میوه کتان به صورت کپسول 5 خانه ای است که در هر کپسول حداکثر 10 دانه وجود دارد. دانه ها کتابی شکل و کشیده و تقریباً مستطیلی که یک طرف دانه ها پهن و بزرگ و طرف دیگر نوک تیز است. رنگ دانه در انواع مختلف از قهوه ای ، قهوه ای مایل به زرد ، زرد تیره ، قهوه ای مایل به سیاه تا سیاه تغییر می نماید. کتان به طور کلی به دو گروه تقسیم می شود : 1- کتان لیفی که برای تهیه الیاف آن کشت می شوند.ارتفاع ساقه آنها بیش از کتان روغنی و بدون انشعاب است. طول معمولی الیاف موجود در ساقه آنها حدود 1 تا 4 و حداکثر 90 سانتی متر وقطر الیاف آنها بین 8 تا 25 و بطور متوسط 12 تا 18 میکرون بوده و اغلب در برابر بیماریهای ویروسی مقاومند. 2- کتان روغنی که برای تهیه روغن موجود در دانه آن کشت می شود. ساقه آن کوتاهتر از کتان لیفی و مقدار روغن موجود در دانه آن بین 30 تا 40 و گاهی اوقات 45 درصد می باشد. این کتان برای تذکره رشد و نمو و تولید دانه احتیاج به هوای گرم دارد. تذکر: قدمت زراعت کتان به 10000 تا 15000 سال قبل از میلاد می رسد.و کشت آن در مدیترانه قفقاز و خاور دور متداول بوده و از ساقه آن استفاده می شده است اولین کتانی که در ناحیه مدیترانه کشت گردید کتان چند ساله Linum angustifolium بوده که در حال حاضر کتان زراعی L.usitatissimum که منشأ آسیایی دارد جایگزین آن شده و به حالت یکساله و چند ساله رشد می نماید.

نیاز اکولوژیکی

آب و هوا : کتان گیاه مخصوص مناطق گرم و معتدل است و در طول دوره رشد به نسبت انواع مختلف احتیاج به هوای معتدل و یا گرم با رطوبت کافی دارد سرما و یخبندان عامل محدود کننده رشد و نمو آن است که علاوه بر عدم رشد موجب کم شدن و کیفیت و کمیت محصول می شود و در مرحله تولید جوانه و خروج آن از خاک اگر درجه حرارت محیط به (5-) درجه سانتی گراد برسد گیاه جوان کلی از بین خواهد رفت. کتانهای روغنی برای رشد و نمو نسبت به کتانهای لیفی گرمای بیشتری نیاز دارند و این نوع کتان طالب مناطق گرم و خشک یا نیمه گرمسیر است. کتانهای لیفی طالب مناطق معتدل با رطوبت کافی بوده و درصو رتیکه در مدت 100 تا 120 روز دوره رشد نمو آنها حدود 700 میلی متر باران ببارد زراعت موفقی خواهند داشت. کتانهای پائیزه شامل کتانهایی است که طول دوره زندگی آنها طولانی و مقاومت آنها در مقابل سرما زیاد است و سرمای تا (12-) درجه را بخوبی تحمل می نمایند کتانهای روغنی جز و این دسته محسوب می شوند. کتانهای بهاره شامل انواعی می باشند که طول دوره رشد آنها کمتر از پائیزه و در دوره رشد بویژه در اوایل دوره زندگی به سرما نیازی ندارند و اگر هوا سرد باشد بخوبی رشد نمی کنند زیرا در مقابل سرما حساس می باشند این دسته شامل کتانهای لیفی یا فیبری هستند. بطورکلی کتان گیاهی روز بلند است و هر گاه طول روز 14 تا 18 ساعت باشد گل دهی گیاه در مدت 10 تا 15 روز انجام و به اتمام خواهد رسید. خاک:زمین جهت کشت کتان باید دارای عمق کافی و کاملاً قابل نفوذ باشد و از طرفی باتلاقی و زه دار نباشد خاکهای رسی شنی بدون زه و نسبتاً عمیق همچنین خاکهای لمونی که دارای مواد غذایی کافی باشند برای کشت این گیاه مناسبند. PH خاکهائی که دارای pH حدود 7 و یا کمی اسیدی باشند برای کاشت آن مناسبند لیکن بهترین pH بین 5/5 تا 7 می باشد. خاکهای شنی و خاکهایی که دارای هوموس زیادی می‌باشند برای کاشت کتان مناسب نیستند.زیرا زیادی هوموس روی الیاف همچنین مقاومت گیاه در برابر ورس موثر واقع شده و مقاومت گیاه را در مقابل ورس کم می کند (البته در مورد کتان لیفی) کشت کتان روغنی بر خلاف کتان لیفی در خاکهای هوموسی نتیجه بخش بوده و به علت زیادی ازت تعداد شاخه ها و مقدار محصول را بالا می برد. تقویت زمین،بطور کلی مواد مورد نیاز اصلی کتان عبارتند از: فسفر، پتاس و ازت در زمینی که کتان روغنی کاشته می شود افزایش فسفر به زمین موجب ازدیاد روغن شده و وجود اسید فسفریک تاثیر نسبی در زود رسی محصول دارد. مقدار مواد مورد نیاز کتان بر حسب شرایط محیط و جنس خاک به قرار زیر است : کتان لیفی ازت خالص 30 تا 40 کیلوگرم در هکتار ، کتان روغنی : ازت خالص 80 کیلوگرم در هکتار فسفر خالص برای هر دو نوع کتان حدود 100 کیلوگرم در هکتار (به صورت ) در خاکهایی که از لحاظ پتاس خیلی ضعیف باشند می توان برای جبران کمبود بین 75 تا 100 کیلوگرم در هکتار پتاس اضافه نمود. ضمناً می توان 30 تا 40 تن در هکتار کود دامی پوسیده به خاک اضافه کرد و همراه با شخم پائیزی به زیر خاک فرو برد. بطورکلی نیاز کتان به پتاس و ازت چندان زیاد نبوده لیکن نیاز آن به فسفر زیاد است زیادی ازت در زمین سبب کاهش کیفیت الیاف و کلفت شدن آنها می گردد. تناوب : بهترین گردش زراعی برای کتان بعد از غلات مانند گندم و چاودار است همچنین می توان آنرا بعد از سیب زمینی و یا چغندر قند به شرط آنکه زمین فاقد علف هرز باشد کشت نمود. از کشت کتان در زمینهایی که چند سال متوالی غلات کاشته شده و همچنین از کشت متوالی آن در یک زمین باید خودداری نمود. کشت کتان را بعد از شبدر ، یونجه و یا نباتات علوفه ای می توان انجام داد.

آماده سازی زمین

زمینی که کتان کاشته می شود نباید علف هرز و بقایای محصول سال قبل را داشته باشد همچنین باید خاک دارای عمق کافی و قسمت سطح الارض آن نرم و قابل نفوذ باشد. لذا باید زمین را در پائیز و قبل از شروع سرمای زمستان و یخبندان شخم زد و عملیات تکمیل تهیه زمین را قبل از بذر پاشی انجام داد. در بهار قبل از کاشت زمین را باید دیسک زد تا کلوخها کاملاً خرد شده علفهای هرز نیز زیر خاک قرار گیرند. انتخاب و آماده کردن بذر : ابتدا باید نسبت به انتخاب واریته مورد نظر اقدام شود و بهتر است قبل از کاشت بذر آنرا با مواد ضد عفونی کننده برای جلوگیری از سرایت بیماریهای قارچی ضد عفونی نمود. مقدار بذر برای تولید کتان حدود 100 تا 120 کیلو در هکتار که در مناطق مرطوب می توان 160 تا 180 کیلوگرم مصرف نمود. مقدار بذر مصرفی برای کتان لیفی روغنی حدود 35 تا 60 و حداکثر 80 کیلوگرم در هکتار می باشد. فواصل گیاهان در روی خطوط در مورد کتان لیفی بین 7 تا 10 و در مورد کتان روغنی حدود 10 تا 15 سانتی متر باید در نظر گرفته شود. عمق کاشت بذر کتان در شرایط مناسب زراعتی و خاک حدود 1 سانتی متر است خصوصیات واریته انتخابی شامل : (1) مقاوم به سرما (2) مقاوم به ورس

کاشت

کتان تابع شرایط منطقه ، نوع خاک و نوع کتان می باشد. معمولاً اراضی سبک را بایستی زودتر کشت کرد و سپس به کشت زمینهای سنگین اقدام نمود. از طرفی کتانهای پائیزه را باید زمانی کشت کرد که تا قبل از شروع سرمای زیاد گیاه بخوبی رشد کرده و بتواند در مقابل سرمای زمستان مقاومت نماید. کتانهای بهاره را موقعی کشت می نمایند که سرمای زمستان بکلی بر طرف شده و خطر سرمازدگی در پیش نباشد. تاریخ کشت کتانهای بهاره با در نظر گرفتن شرایط جوی از اوایل فروردین تا اوایل اردیبهشت می باشد. کشت خطی کتان به مراتب بهتر از کشت دست پاش بوده در اینصورت فواصل بوته ها 10 تا 15 سانتی متر و فاصله ردیف ها 50 سانتی متر خواهد بود. در صورتیکه بذر پاشی در شرایط مساعد و خوب انجام شود حدود 90 درصد بذور در مدت پنج روز جوانه تولید می نمایند. در این شرایط هر گاه تعداد بذر جوانه زده در 5 روز کمتر از 90 درصد باشد. باید مقدار بذر بیشتری کاشته شود تاکمبود قوه نامیه جبران شود زمانی که تعداد بذر سبز شده کمتر از 75 درصد باشد،باید نسبت به کشت مجدد و یا واکاری اقدام نمود.

دوره رشد

کتان گیاهی است یکساله با ریشه های ضعیف و دوره رشد و زندگی آن حدود 100 تا 120 روز (در مورد کتانهای بهاره) است. به علت کوتاه بودن دوره رشد لازم است در موقع جوانه زدن مواد غذایی کافی و لازم در اختیار گیاه باشد کتان در شرایط مناسب بین 5 تا 8 و حداکثر 15 روز بعد از کاشت جوانه تولید کرده و جوانه آن از خاک خارج می شود و حدود 70 روز بعد از تولید جوانه گل دادن آن شروع می گردد و 30 تا 45 روز بعد ار ظهور اولین گل دوره رشد آن کامل و محصول رسیده و آماده برداشت می باشد.

داشت

1) مراقبتهای لازم در کشت کتان آبیاری و وجین و مبارزه با بیماریها و آفات می باشد. آبیاری : در مناطقی که باران به اندازه کافی می بارد می توان کتان لیفی را به صورت دیم کشت نمود. کتان روغنی در طول دوره زندگی نسبت به کتان لیفی به آب بیشتری نیاز دارد در مناطقی که هوا گرمتر است باید کشت گردد و زمان لازم برای رشد آن حدود 100 تا حداکثر 120 روز می باشد که در این مدت لازم است به مقدار کافی آبیاری شود. وجین : لازم است در زمان رشد کتان یک یا دو مرتبه مزرعه وجین شود و دقت شود که در موقع وجین بوته های کتان تکان نخورند زیرا به علت داشتن ریشه های ضعیف امکان از بین رفتن آنها وجود دارد. در صورت زیادی علفهای هرز می توان از علف کشهای شیمیایی استفاده نمود که بهترین زمان مبارزه با علفهای هرز با این مواد موقع ظهور گلهای کتان است. بیماریها و آفات و) آفات مهم کتان عبارتند از : Longitarsus parsulus و Aphtona euphorbia که برای مبارزه با آنها ضد عفونی کردن بذور با لیندین و یا طعمه پاشی در سطح خاک موثر می باشد از دیگر آفات تر یپش کتان می باشد که با حشره کشها می توان با آن مبارزه نمود. از بیماریهای مهم کتان عبارتند از : 1- زنگ کتان که راه مبارزه با آن شامل جمع آوری بقایای گیاهی و معدوم نمودن آنها – رعایت اصول آیش و تناوب - ضد عفونی بذور قبل از کاشتر استفاده از ارقام مقاوم می باشد. 2- بوته میری کتان. 3- انگل های گلدار که شایع ترین آنها در مناطق ساحلی شامل سس می باشد. 4- ورس که می تواند به علت مصرف بیش از حد ازت و آبیاری بی رویه باشد.

برداشت

برداشت کتان لیفی: برای برداشت کتان لیفی باید به مسائل زیر توجه داشت (1) رشد ساقه کامل شده و ارتفاع قابل استفاده آن بین 70 تا 90 سانتی متر باشد. (2) ساقه کاملاً خشک نشده و نسبتاً نرم باشد زیرا ساقه های نرم الیاف ظراف تر و نرمتر تولید می نمایند (3) قطر ساقه بیش از اندازه ضخیم نشود (حدود 2 تا 4 میلی متر) زیرا ساقه های قطور الیاف زبر و خشن تولید می کنند. (4) ساقه ها در حالت طبیعی کاملاً ایستاده قرار گرفته ، خمیده و یا خوابیده نباشند زیرا ساقه های خمیده و ورس کرده (خوابیده) محصول کمتری تولید کرده الیاف شکسته نیز کیفیت خوبی ندارند. (5) برداشت زود و به موقع کیفیت الیاف را بهتر کرده و بقایای ساقه و خرده کاه آن نیز دارای کیفیت بالائی می باشند. 9- برداشت کتان بذری یا روغنی کتان روغنی را هنگامی باید برداشت نمود که ساقه و برگها شروع به زرد شدن نموده و حدود دو سوم برگها ریزش نامایند. در این حالت رشد کپسولها کامل شده و شروع به زرد شدن نموده اند و قبل از آنکه کپسول ها تیره رنگ شده و به رنگ قهوه ای تیره در آمده و همچنین قبل ار سفت شدن (زیر فشار ناخن له نشوند). بایستی عمل برداشت انجام شود. این زمان معمولاً حدود 30 تا 35 روز پس از ظهور گل ها می باشد. در موقع برداشت کتان لیفی باید دقت نمود که تمام طول ساقه برداشت شود. بهترین وسیله برداشت استفاده از ماشینهای مخصوص است این نوع ماشینها ساقه ها را پس از قطع از نزدیک سطح زمین در دسته های کوچک 3 تا 5 کیلوگرمی دسته بندی کرده و آنها را به شکل مخروط در روی زمین باقی می گذارد. برای سهولت برداشت می توان چند روز قبل از شروع کار برگهای موجود در روی گیاهان را بوسیله سموم مختلف برگ ریز مانند دی کات Diquat و غیره به نسبت 600 تا 1000 گرم در هکتار که سبب ریزش برگها می شوند از بین برد. تا عمل برداشت ساده تر انجام شود.ماشینهای برداشت می توانند روزانه 3 تا 5 هکتار را برداشت نمایند.پس از برداشت الیاف موجود در ساقه ها را به دو روش استفاده از آب گرم و یا لیف کشی روی زمین جدا می کنند. مقدار محصول کتانهای روغنی بین 700 تا 1700 کیلو و در هکتار متغیر است. لیکن اگر عملیات زراعی کامل باشد این مقدار به 2500 کیلوگرم نیز می رسد مقدار روغن کتانهای روغنی بین 30 تا 35 و گاهی 45 درصد می باشد و حدود 15 تا 25 روز پس از گل دادن که رشد دانه ها کامل می شود روغن در دانه ها شروع به جمع شدن می کند بطور متوسط از هر هکتار کتان روغنی می توان حدود 600 تا 1000 کیلوگرم روغن بدست آورد.مقدار الیاف تولیدی در هر هکتار بطور متوسط 500 تا 900 کیلوگرم است.کتان کیفی معمولاً فاقد محصولات فرعی می باشد.

دامنه انتشار

کشت این گیاه 5000 تا 5500 سال قبل از میلاد در ایران انجام می شد و یکی از زراعتهای قدیمی کشور می باشد. مهمترین مناطق کاشت عبارتند از : آذربایجان شرقی (آذران ‏ اردبیل، سراب ، مشکین شهر) آذربایجان غربی (ارومیه ، بوکان ، خوی ، ماکو) اصفهان (سمیرم ، شهرضا) خوزستان (بهبهان ، رامهرمز) زنجان (اطراف قزوین) فارس (شهرستان لار) کرمان ( بافق ، رفسنجان) لرستان مازندران

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:54  توسط قاسم فروتن کیا  | 

کتان

كليات گياه شناسي

امروزه گياه كتان در منطقه وسيعي از اروپا و آُيا مي رويد . ازاين گياه استفاده هاي زيادي بعمل مي آيد . از الياف آن براي يافتن پارچه  استفاده مي شود . پارچه كتان براي البسه مخصوصا در تابستان نوعي مناسب بشمار مي رود .

كتان گياهي است كه از قدي الايام شناخته شده و بكار ميرفته است . حتي پرورش آن  در مصر در حدود پنج قرن قبل از ميلاد مسيح معمول بوده است .

تركيبات شيميايي:

از دانه هاي كتان  در اثر فشار و بدون حرارت دادن روغني بدست مي آيد كه به روغن كتان ( براي اينكه با روغن برزك اشتباه نشود) ناميده مي شود .

خواص داروئي:

روغن تخم كتان علاوه بر داشتن Omega-3 داراي ويتامين E نيز مي باشد و حتي اگر بمقدر بيش از احتياج ( يك قاشق چايخوري در روز ) مصرف شود عوارض جانبي نخواهد داشت .

خاصيت مهم ديگر روغن كتان اثر ضد تورم آن مي باشد . ميگرنهاي دردناك را شفا دادنه و عادات ماهانه دردناك را از بين مي برد .

مطالعات جديد نشان داده است كه روغن تخم كتان حتي مي تواند مصونيت بدن را در مقابل بيماريها بالا ببرد . استفاده از اين روغن از سرطان جلوگيري مي كند .

تخم كتان بعلت داشتن موسيلاژ زياد نرم كننده بسيار خوبي است و در رفع يبوست مي توان از آن استفاده كرد . بدين منظور بايد تخم كتان را روي زبان ريخت و با مقدري آب آنرا بدون جويدن بلعيد و يا مي توان تخم كتان را در آب خيس كرده و صبح ناشتا خورد .

دم كرده تخم كتان نيز معجزه گر است . دم كرده آن علاج بيماريهاي مجاري ادرار ، زخم معده و وروم روده ، يبوست ، ورم مثانه ، سنگ كليه ،‌سرفه ، دردهاي پريود و حتي مرض قند مي باشد .

مي توان تخم كتان را با مقداير آب جوشانيد و سپس جوشانده آنرا در داخل وان حمام ريخت و در آن دراز كشيد . خارش پوست را فورا از بين مي برد .

 

طرز استفاده:

روغن تخم كتان بنام Flax Seed Oil ناميده مي شود و مي توان آن را از فروشگاههاي گياهان دارويي و يا برخي از داروخانه ها خريدري كرد كه البته در يخچال نگهدري شود و بايد دقت كرد كه تاريخ مصرف آن نگذشته باشد .

مضرات :

مضرات خاصي براي آن بيان نشده است

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:42  توسط قاسم فروتن کیا  | 

چوب

فصل چهارم - مصنوعات چوبي

1- چرا زمان ساخت نخستين مصنوعات چوبي معين نيست؟

زيرا چوب ماده اي است، آسيب پذير که شرايط مختلف جَوّي، محيطي و گذشت زمان بر روي آن تأثير مستقيم و غيرمستقيم داشته، آن را فرسوده و به تدريج نابوده مي کند. بنابراين تاريخ و زمان مشخصي در مورد استفاده انسان از اين ماده در دست نيست.

 

 

2- چه شواهدي از کاربرد در زمان هخامنشيان در دست است؟ دو مورد بيان كنيد.

داريوش در فرمان بنياد شهر شوش مي گويد: «تخته و چوب يکا از گاندرا و کرمانيا آورده شد)». واژه (يکا) در زبان فارسي همان درخت جگ است که چوبي قهوه اي رنگ و سخت دارد. از اين نقش برجسته قصر آپادانا در دوره هخامنشي آشکار مي شود که چوب را براي استفاده کاربردي و تزئيني در دوران مادها نيز به کار مي گرفتند. در قسمتي از اين نقش برجسته يک درباري ماد در حال حمل يک صندلي چوبي مشاهده مي شود که مربوط به سده پنجم پيش از ميلاد است.

 

 

3- ساسانيان به چه منظور در ساختن ديوارها از (کلافهاي چوبي) استفاده مي کرده اند؟

در زمان ساسانيان استفاده از چوب در ساختمان رواج بسيار داشته است. به ويژه استفاده از کلافهاي چوبي در ميان ديوارها به منظور استحکام بخشيدن رايج بوده است.

 

 

4- جنسيت کاري را تعريف کنيد؟

واژه منبّت از نبات به معني گياه، گرفته شده است و در اصطلاح به نقش برجسته و کنده کاري روي چوب گفته مي شود.

 

 

5- ابزار و وسايل مورد نياز در منبّت کاري را نام ببريد؟

1. مغار

2. چکش چوبي (تخماق)

3. ديگر وسايل و ابزار

 

 

6- مغار را تعريف کنيد و انواع آن را ذکر کنيد؟

مغار: تيغه اي است فولادي با دسته چوبي يا پلاستيک فشرده که در مقابل ضربه، مقاوم است. مغارها به چهار گروه تقسيم مي شوند:

1. مغارهاي تخت :

که تيغه اي تخت با لبه برش صاف دارد و براي دوربري خطوط و کنده کاري زمينه منبّت استفاده مي شوند.

 

2. مغارهاي نيم واز :

که داراي تيغه اي ناوداني شکل با لبه برش هلالي است و براي دوربري قسمتهاي منحني شکل و ساخت و ساز استفاده مي شود.

 

3. مغارهاي لگويي :

با تيغه اي ناوداني شکل و لبه برش نيم دايره است و از آن براي دوربري قسمتهاي دايره اي شکل و ساخت و ساز نقوش استفاده مي شود.

 

4. مغار شفره :

با تيغه اي ناوداني با لبه برش به شکل هفت است و از آن براي شيار زدن و دوربري اوليه نقوش استفاده مي شود.

 

 

7- چکش چوبي چه کاربردي دارد؟

چکش چوبي وسيله اي است که از يک دسته و يک سر چوبي درست شده و منبت کاران براي ضربه زدن به سردسته مغار از آن استفاده مي کنند.

 

 

8- مراحل توليد منبت را توضيح دهيد؟

1. انتخاب و آماده نمودن طرح و قطعه چوب مناسب براي منبت کاري؛

 

2. انتقال طرح روي چوب :

که از طريق چسباندن طرح روي چوب، طراحي مستقيم، کپي کردن طرح، گرده کردن طرح روي چوب مورد نظر انجام مي  گيرد.

 

3. دوربري :

براي شکل گيري نقش منبت، ابتدا دوربري و سپس زمينه ي اطراف نقوش را کنده کاري مي کنند.

 

4. کنده کاري :

با استفاده از مغاز تخت، ابتدا چوب اضافي کناره هاي زمينه کار و در نهايت چوب اضافي بخشهاي مياني زمينه را برمي دارند.

 

5 . ساخت و ساز و روسازي :

پس از تراشيدن زمينه کار، با مغار مناسب، ساخت و ساز را شروع مي کنند.

 

 

9- معرق چوب چيست؟

معرق چوب تلفيق و ترکيبي است از انواع چوبهاي خودرنگ، مواد و مصالحي مانند استخوان، صدف، روي، مس، عاج، خاتم و غيره که در روي سطح چوبي، نقشي را به وجود مي آورد.

 

10 - چه مواد مصالحي در ساخت معرق چوب کاربرد دارد؟

مواد و مصالحي که در ساخت معرق چوب به کار مي رود، به دو گروه چوبي و غير چوبي تقسيم مي شوند:

1. مواد و مصالح چوبي :

در معرق چوب از انواع چوب خودرنگ مانند گردو، چنار، عناب، نارنج، سنجد، زبان گنجشک، راش، گلابي، فوفل و بسياري از چوبهاي ديگر، بنا به طرح مورد نظر و سليقه معرق کار انتخاب و استفاده مي شود.

 

2. مواد و مصالح غير چوبي :

هنرمند معرق کار، بنا به ذوق و سليقه خود و طرح کار مي تواند از مصالح ديگري مانند عاج، استخوان، صدف، فيبرهاي مصنوعي، خاتم، مس و برنج استفاده کند.

 

 

11- ابزار و وسايل مورد نياز در ساخت معرق چوب را بيان کنيد؟

1. ميز کار :

که بايد متناسب با قد معرق کار باشد.

 

2. تخته پيشکار :

تخته اي کوچک و معمولاً نئوپان يا هفت لايي است که در جلوي آن شکافي به شکل هفت وجود دارد.

 

3. کمان اره :

که اره مويي بر روي آن بسته مي شود.

 

4. اره مويي :

تيغه اي برنده و بسيار ظريف است که اندازه هاي مختلفي دارد.

 

5. در معرق کاري ابزار و وسايل ديگري مانند چوبساي، چکش، ميخ سايه، ميخ کش، تيزک و رنده به کار مي رود.

 

 

12- روش توليد معرق چوب را توضيح دهيد؟

1. رنگ بندي :

طرح مورد نظر را با توجه به رنگ، بافت و جنس مصالح مورد استفاده در معرق، رنگ بندي مي کنند.

 

2. علامت گذاري و خُرد کردن طرح :

با توجه به رنگ بندي، طرح مورد نظر را علامت گذاري و شماره گذاري نموده، خرد کرده، بر اساس نوع مصالح، دسته بندي مي کنند.

 

3 . برش کاري :

هر قطعه طرح را با اره مويي به دقت مي برند.

 

4. جفت و جور کردن :

همه قطعه هاي طرح را مطابق علامت گذاري، کنار هم چيده، به يکديگر مي چسبانند، سپس در محل مربوطه روي زير کار پرس مي کنند.

 

5. پر کردن زمينه با چوب :

معرقي که زمينه آن با چوب پر مي شود، معرق «زمينه چوب» نام دارد.

 

 

13- معرق منبت چيست؟

به معرقي که نقشهاي آن برجسته است، معرق منبت گفته مي شود. براي ساخت معرق منبت ابتدا همه قطعه ها را مانند معرق مي بُرند و بعد آنها را به طور مجزا به شيوه منبت کاري ساخت و ساز نموده، کنار يکديگر جفت و جور مي کنند. در پايان کار، قطعه ها را روي زير کار در محل مربوطه نصب مي کنند.

 

 

14- خاتم سازي را تعريف کنيد؟

هنر آراستن سطح اشياء، به صورتي شبيه موزاييک، با مثلثهاي کوچک و طرحهاي گوناگون، خاتم سازي است. خاتم همواره به صورت اشکال منظم هندسي بوده است. اين اشکال هندسي را با قرار دادن مثلثهاي کوچک در کنار هم نقش بندي مي کنند. هر چه مثلثها ريزتر و ظريفتر باشند، خاتم مرغوبتر است.

 

 

15- مهمترين شاهکارهاي خاتم دوره صفويه را نام ببريد؟

از شاهکارهاي خاتم دوره صفويه مي توان صندوق مرقد امام موسي کاظم (ع)، صندوق مرقد امام حسن عسگري (ع) و ضريح حضرت سيد علاء الدين حسين در شيراز را نام برد.

 

 

16- گره چيني را تعريف کنيد؟

گره چيني چوب از هنرهاي ظريفي است که از اوايل دروه اسلامي در ايران رايج بوده است. گره ها اتصالات کوچکي از چوب هستند که به صورت زبانه اي به يکديگر قفل مي شوند و نقشهاي زيبايي را به وجود مي آورند، که هرچه ظريفتر باشند، از نظر هنري ارزش بيشتري دارند.

 

 

17- ابزار و وسايل مورد نياز براي ساخت گره را ذکر کنيد؟

از چوب چنار، گردو، نارنج، گلابي و عناب براي ساخت گره چيني استفاده مي شود. ابزاري که براي ساخت گره، مورد استفاده قرار مي گيرد تقريباً همان ابزاري است که در يک کارگاه درودگري وجود دارد؛ مانند: انواع اره، رنده، گيره، ميز کار، خط کش و ...

 

 

18- روش توليد گره چيني را توضيح دهيد؟

1. تعيين اندازه کار؛

2. طراحي و رسم گره مورد نظر بر اساس اندازه کار که نياز به تجربه و تسلط و وقت دارد.

 

3. الگو برداري :

از روي قسمتهاي مورد نياز گره رسم شده، الگو يا قالب برداشته مي شود.

 

4. ساخت چارچوب :

چارچوب در اندازه مورد نظر ساخته مي شود.

 

5. برش چوب آلتها :

براي ايجاد نقش گره، چوبها به ضخامت بند رسم شده بريده مي شود.

 

6. واگرفتن قالب روي چوب آلتها :

به تعداد مورد نياز چوبهاي واگيره، از قالبهاي آماه شده، تهيه مي شود.

 

7. نشان کردن آلتها :

به وسيله اره پشت بنددار، زوايه هاي اتصالات روي چوب آلتها برش مي خورد.

 

8. ابزار زدن روي آلتها :

با رنده ابزار، روي آلتها ابزار مي زنند.

 

9. ساخت اتصال آلتها :

دو سر هر يک از آلتها فاق و زبانه مي شود.

 

10. چيدن آلتها :

چيدن گره و درگير نمودن اتصالهاي ساخته شده، آخرين مرحله کارگر چيني است.

 

 

19- خراطي، چه هنري است؟ تعريف کنيد؟

خراطي، ساختن اشياء از چوب است که سابقه اي بسيار طولاني دارد. بقاياي نقش برجسته هاي کاخ داريوش در تخت جمشيد نشان مي دهد که تخت و چهار پايه و عود سوز آن به شويه خراطي تهيه شده است.

 

 

20- در حصير بافي از چه مواد و مصالحي استفاده مي شود؟

انواع ني، بوريا، علف، ساقه برگي نخل، پوست بعضي از درختان، ترکه بيد يا درختان ديگر در بافتن حصير به کار مي رود.

 

 

21- حصير به چند روش بافته مي شود؟ (شکل صفحه 58)

حصير به طور عمده با دو روش «مارپيچ» و «درهم بافته يا مشبک» بافته مي شود.

 

 

22- روش حصيربافي مارپيچ را توضيح دهيد؟

اين روش از دو عنصر تشکيل شده است: پايه و باريکه يا نواري که براي دوختن آن به کار مي رود. «پايه» قطعه اي طويل و انعطاف پذير و معمولاً با مقطع دايره يا بيضي است که از دسته اي علف، پوست درخت، چندين ترکه يا ترکيبي از آنها تشکيل مي شود، براي بافتن سبد پس از مارپيچ کردن پايه به دور خود، آن را با نواري از جنس علف يا تراشه محکم مي کنند. در صورت مرکب بودن پايه، آن را به هم مي بندند و هر مارپيچ را به ديگري متصل مي کنند. روش مارپيچ مناسب ساختن بسياري از شکلهاي مدوّر است.

 

 

23- روش درهم بافته يا مشبک را توضيح دهيد؟

نوع ساده اين بافت از به هم بافتن دو گروه نوار از ماده مصرفي به وجود مي آيد که معمولاً به شيوه تار و پود عمود بر يکديگر قرار مي گيرند. اما گاهي ممکن است از زاويه قائمه خارج شوند. تارها از نظر ضخامت و انعطاف با پودها يکسانند اما رنگ آنها مي تواند متفاوت باشد. در اين روش، تنوع کمي وجود دارد که در ميزان ظرافت توليدات آن به چشم مي خورد. اين روش در تهيه ظروف و زيراندازها به کار مي رود
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:33  توسط قاسم فروتن کیا  | 

کربوهیدرات

کربوهیدراتها دسته‌ای از ترکیبات شیمیایی طبیعی بسیار مهم از مواد تشکیل دهنده گیاهان ، گلها ، سبزیجات و درختان هستند. به علاوه کربوهیدراتها به عنوان سیستم منبع ذخیره انرژی عمل می‌کنند، آنها به آب ، کربن دی‌اکسید و گرما یا سایر انواع انرژی متابولیزه می‌شوند.

 

 

کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی

بدین ترتیب کربوهیدراتها ، منبع مهم غذایی‌اند. کربوهیدراتها همچنین به عنوان واحدهای سازنده چربیها و نوکلئیک اسیدها عمل می‌کنند. سلولز ، نشاسته و قند معمولی ، کربوهیدرات می‌باشند. از آنجا که این ترکیبات چندین گروه عاملی دارند به چند عاملی موسومند. مانند گلوکز و بسیاری از اجزا سازنده ساده ، کربوهیدراتهای پیچیده دارای فرمول عمومی هستند.

نام و ساختار کربوهیدراتها

ساده‌ترین کربوهیدراتها ، قندها یا ساکاریدها هستند. با افزایش طول زنجیر ، تعداد کربنهای با مراکز فضایی افزایش می‌یابند و بدین ترتیب تعداد زیادی دیاسترومر امکانپذیر می‌شوند. خوشبختانه برای شیمیدانها عمدتا یکی از چند انانیتومر امکانپذیر ، اهمیت دارد. قندها ترکیبات پلی هیدروکسی کربونیل‌اند، از این رو می‌توانند همی استالهای حلقوی پایداری ایجاد کنند ، بدین ترتیب ساختارهای اضافی و تنوع شیمیایی برای این ترکیبات پدید می‌آید.

 

طبقه بندی قندها

کربوهیدراتها نام عمومی قندهای منومری (منوساکاریدها) ، دی‌مری (دی‌ساکاریدها) ، تریمری (تری‌ساکاریدها) ، الیگومری (الیگوساکاریدها) و پلیمری (پلی‌ساکاریدها) بدست آمده از قند (ساکاروم ، لاتین قند) می‌باشند. یک منوساکارید یا قند ساده ، یک آلدئید یا کتونی با حداقل دو گروه هیدروکسیل است. بدین ترتیب دو عضو ساده این طبقه از ترکیبات ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) ، 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون (1 و 3 - دی هیدروکسی استون) می‌باشند.

قندهای پیچیده از اتصال قندهای ساده همراه با حذف آب بدست می‌آیند. قندهای آلدئیدی بصورت آلدوزها طبقه بندی می‌شوند. آنهایی که عامل کتونی دارند، کتوز خوانده می‌شوند. بر اساس طول زنجیر ، قندها ، تریوز (3 کربنی) ، تتروز (4 کربنی) ، پنتوز (5 کربنی) ، هگزوز (6 کربنی) و غیره نامیده می‌شوند. از اینرو ، 2 و 3 - دی هیدروکسی پروپانول (گلیسرآلدئید) یک آلدوتریوز است. در حالی که 1 و 3 - دی هیدروکسی پروپانون یک کتوتریوز می‌باشد.

گلوکز

گلوکز ، قند خون یا قند انگور (گلایکیس ، در فرهنگ یونانی به معنی شیرین) که به دکستروز موسوم است، یک پنتاهیدروکسی هگزانال بوده ، از اینرو در خانواده آلدوزهگزوزها جای دارد. گلوکز بصورت طبیعی در بسیاری از میوه‌ها و گیاهان با غلظتی در گستره %0.08 تا 0.1% در خون انسان وجود دارد.

فروکتوز

ایزومر کتوهگزوزی گلوکز ، فروکتوز است. فروکتوز شیرین‌ترین قند طبیعی است (برخی از قندهای سنتزی شیرین‌ترند). فروکتوز نیز در بسیاری از میوه‌ها (فروکتوز در فرهنگ لاتین به معنی میوه) و در عسل وجود دارد.

ریبوز

قند طبیعی مهم دیگر آلدوپنتزو ریبوز است. این قند واحد ساختاری ریبونوکلئیک اسیدها می‌باشد. فرمول ساده یا تجربی برای همه قندها می‌باشد. این فرمول ، هم ارز فرمول هیدرات کربن است. این یکی از دلایلی است که به این دسته از ترکیبات کربوهیدرات گفته می‌شود.

 

دی‌ساکاریدها و پلی‌ساکاریدها

دی‌ساکارید از تشکیل دو مونوساکارید از طریق تشکیل یک پل اتری (معمول استال) بدست می‌آید. هیدرولیز دی‌ساکاریدها ، منوساکاریدها را دوباره بدست می‌دهد. تشکیل اتر بین یک منو و یک دی‌ساکارید یک تری‌ساکارید ایجاد می‌کند و تکرار این فرآیند نهایتا به تولید یک پلیمر طبیعی (پلی‌ساکارید) منجر می‌شود. چنین کربوهیدراتهای پلیمری ، تشکیل‌دهنده اسکلت اصلی سلولز و نشاسته هستند.

فعالیت نوری قندها

به استثناء 1 و 3 - دی‌هیدروکسی- پروپانون ، همه قندهایی که تاکنون ذکر شده‌اند، حداقل حاوی یک مرکز فضایی‌اند. ساده‌ترین قند کایرال ، 3 و 2 - دی‌هیدروکسی پروپانون (گلیسرآلدئید) با یک کربن نامتقارن است. فرم راست‌بر آن R است، به صورتی که در طرحهای فیشر مولکول نشان داده می‌شود، انانتیومر چپ‌بر آن ، S می‌باشد.

گر چه نامگذاری S و R برای نامیدن قندها کاملا رضایت بخش است، اما سیستم نامگذاری قدیمی هنوز بکار گرفته می‌شود. این سیستم نامگذاری ، قبل از تدوین پیکربندی مطلق قندها متداول بوده ، همه قندها را به 2 و 3 - دی‌هیدروکسی پروپانال (گلیسرآلدئید) مرتبط می‌سازد. در این روش بجای استفاده از S و R از پیشوند D برای انانتیومر (+) وL برای انانتیومر (-) گلیسرآلدئید استفاده می‌شود.

قندها ، تشکیل‌دهنده همی‌استالهای درون مولکولی

قندها ترکیبات هیدروکسی کربونیل‌اند و بایستی قادر به تشکیل درون مولکولی همی استال باشند. در واقع گلوکز و سایر هگزوزها و پنتوزها به صورت مخلوط در حال تعادل با ایزومرهای حلقوی همی‌استال خود هستند. در این مخلوط در حال تعادل ، ایزومر حلقوی همی‌استال برتر است. در اصل هر یک از پنج گروه هیدروکسی می‌توانند به گروه کربونیل آلدئید افزوده شوند. اما گرچه حلقه‌های پنج ضلعی نیز شناخته شده هستند، حلقه‌های شش ضلعی معمولا محصول برتر می‌باشند.

گسستگی اکسایشی قندها

واکنشگری که باعث شکستن پیوند C-C می‌شود، پریدیک اسید (HIO4) است. این ترکیب دی‌الهای مجاور را اکسایش کرده ، ترکیبات کربونیل ایجاد می‌شوند. از آنجا که اغلب قندها چندین دی‌ال مجاور دارند، اکسایش با HIO4مخلوط پیچیده‌ای ایجاد می‌کند. مقدار کافی از اکسنده ، زنجیر قند را بطور کامل به ترکیبات یک کربنی تبدیل می‌کند.

از این روش برای شناسایی ساختار قندها استفاده می‌شود. مثلا از مجاورت گلوکز با 5 اکی والان HIO4، پنج اکی والان فرمی اسید و 1 اکی والان فرمالدئید بدست می‌آیند. در اکسایش فروکتوز ایزومری نیز همان مقدار عامل اکسنده مصرف شده، اما محصولات ، 3 اکی والان اسید ، 2 اکی والان آلدئید و یک اکی والان دی‌اکسید هستند.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:27  توسط قاسم فروتن کیا  | 

قدرت و انرژی

قدرت و انرژي

 

قدرت چيست ؟

قدرت ،  نرخ يا ميزان يا سرعت استفاده از انرژي مي باشد . واحد اندازه گيري قدرت ( وات ) است كه با  (J) نشانداده مي شود . در الكترونيك با مقادير كمي از قدرت سر و كار داريم بنابراين قدرت با واحد ميلي وات ( mW ) اندازه گيري مي شود . هر ميلي وات برابر است با يك هزارم وات .

در قطعات الكترونيك بطور مثال يك ديود نوراني چيزي حدود 40 ميلي وات قدرت مصرف مي كند و يا يك لامپ حدود 50 ميلي وات تا 1 وات ممكن است به  مصرف قدرت نياز داشته باشد .

در وسائل الكتريكي قدرت بيشتري مورد استفاده قرار مي گيرد بنابراين در اينگونه موارد ، قدرت با كيلو وات ( kW ) اندازه گيري مي شود . هر كيلو وات برابر است با هزار وات . براي مثال يك كتري برقي حدود 3 كيلو وات توان مصرف مي كند .

محاسبه توان با استفاده از جريان و ولتاژ

موارد زير سه روشي هستند كه براي نوشتن معادلات توان ، ولتاژ و جريان استفاده مي شوند :

قدرت  = جريان × ولتاژ      P = I × V

 يا 

I =

 P

 V

 يا 

V =

 P

 I

واحد هاي اين سه مؤلفه در زير نشانداده شده است .

P = power in watts (W)
V = voltage in volts (V)
I  = current in amps (A)

or:

P = power in milliwatts (mW)
V = voltage in volts (V)
I  = current in milliamps (mA)

 

محاسبه قدرت با استفاده از مقاومت و جريان و ولتاژ

براي اين روش از قانون اسهم استفاده مي كنيم كه مي گويد ولتاژ برابر است با جريان ضربدر مقاومت  بنابراين مي توانيم قدرت ( توان ) را به شكل ولتاژ ضربدر جريان نوشته مي شود را به  شكل  P = I² × R   يا   P = V² / R   تبديل كنيم و يا ميتوانيم اين معادله را بشكل زير نمايش دهيم :

 

P

 I²   R 

       

 P    R 

 

 

معمولا توان الكتريكي متغيير مي باشد . وقتي كه يك جريان در مقاومت جاري مي شود مقداري بصورت گرما تلفن مي شود . در الكترونيك از آنجا كه با جريانهاي خيلي كم سر و كار داريم اين مقدار معمولا بسيار ناچيز است ولي اگر مقاومت كم باشد ، جريان مي تواند بيشتر باشد و اين سبب مشكل خواهد شد . در معادله P = I² × R  كه براي يك مقاومت داده شده ، قدرت با مجذور جريان بستگي دارد ، بنابراين دو برابر شدن جريان ، قدرت را چهار برابر خواهد كرد .

سيم ها و كابل ها مقاومت بسيار كمي دارند ، بنابراين جريان آنها نسبتاً زياد خواهد بود .

 

انرژي :

مقدار انرژي كه استفاده مي شود و يا داده مي شود ، بستگي به قدرت و زماني كه از اين قدرت ( توان ) استفاده شود دارد بنابراين :

انرژي = زمان ×  توان

يك وسيله با قدرت پائين كه براي مدت طولاني كار مي كند ، نسبت به وسيله اي كه با قدرت بالا براي زمان كوتاه كار مي كند ، ميتوتند انرژي بيشتري مصرف كند .

واحد استاندار براي انرژي ( ژول ) است و يك ژول معمولا مقدار خيلي كمي براي الكتريسيته است . واحد هاي كيلو ژول يا مگا ژول در كارهاي علمي استفاده مي شوند . در منازل معمولا انرژي الكتريكي را با كيلو وات ساعت اندازه گيري مي كنيم .

يك كيلو وات ساعت برابر است با مصرف يك كيلو وات در يك ساعت

1kWh = 1kW × 1 hour = 1000W × 3600s = 3.6MJ

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:15  توسط قاسم فروتن کیا  | 

غلات

غلات در واقع گونه ای از خانواده گندمیان (گرامینه ها) هستند که گیاهان علفی تک لپه ای بوده و دانه های ریز آنها، مصرف خوراکی دارد. غلات گیاهانی یک ساله هستند، یعنی چرخه ی زندگی خود را در یک فصل زراعی به پایان می رسانند.

گونه های سردسیری غلات (گندم، جو و چاودار) در فصل پاییز و اوایل بهار کشت شده و در اواسط تا اواخر تابستان هم برداشت می شوند. گونه های گرمسیری غلات (برنج، ذرت، ذرت خوشه ای و ارزن) نیز با توجه به شرایط آب و هوایی در اواخر بهار یا اوایل تابستان کشت شده و اواخر تابستان یا اوایل پاییز هم برداشت می شوند.


تاریخچه

هزاران سال است که این گونه گیاهان، در تأمین غذای بشر نقش حیاتی ایفا می کنند. باستان شناسان جوامع ابتدایی توانسته اند از ویرانه های قدیمی مراکز سکونت انسان، دلایلی به دست آورند که نشان می دهد غلات در تمدن های اولیه بشری هم کشت می شده اند و برای مثال، گندم در سرزمین حاصلخیز بین النهرین به عمل می آمده است.
بین النهرین
امروزه بخش هایی از ترکیه، عراق، سوریه و ایران را تشکیل می دهد. شواهد به دست آمده نشان می دهد که در 16.000 تا 10.000 سال قبل از میلاد، انسان ما قبل تاریخ در این ناحیه گندم تولید می کرده است.

همچنین هر جا که جامعه ای تشکیل شده، یکی از انواع غلات در پیدایش آن نقش داشته اند. مثلاً برنج در تشکیل جوامع نخستین کشور چین و ذرت هم در تشکیل جوامع آفریقایی مؤثر بوده اند.


انواع غلات

·         گندم: به آب و هوای خنک در فصل رشد، آب و هوای گرم و خشک در فصل برداشت نیاز دارد.

·         برنج: آبیاری و بارندگی در کشت این گیاه ضروری است. میانگین دما در 4 تا 6 ماه از فصل زراعی باید 21 درجه سانتی گراد یا بالاتر باشد.

·         ذرت: به آب و هوای گرم با رطوبت کافی نیازمند است. این گیاه معمولاً در آمریکای شمالی و جنوبی و همچنین آفریقا کشت می شود.

·         جو: به آب و هوای خنک در فصل رشد نیاز دارد. جو مطمئن ترین غلات در شرایط شوری خاک، خشکی یا سرمای زمستان است. جو در زمین هایی که گندم قادر به رشد در آنها نیست هم پرورش می یابد.

·         ارزن: از پر محصول ترین غلات در شرایط خشک است و در خاک های غیر حاصلخیز هم رشد می کند. این ماده در آسیا و آفریقا، ماده غذایی مهمی برای انسان و دام می باشد.

·         جو دوسر: سابقاً خوراک اصلی مردم اسکاتلند محسوب می شد. در سراسر دنیا از این ماده غذایی به عنوان خوراک دام هم استفاده می نمودند.

·         چاودار یا گندم سیاه: از سازگارترین غلات نسبت به شرایط سخت آب و هوایی است. در آب و هوای سرد کشت می شود.



اهمیت امروزی غلات

در بسیاری از کشورهای آسیایی و آفریقایی، بیش از 80 درصد غذای مردم از غلات تأمین می گردد. سهم غلات در غذای مردمان اروپایی 45 تا 55 درصد بوده و در ایالات متحده آمریکا تقریباً 20 تا 30 درصد می باشد.

امروزه نزدیک به 70 درصد سطح زیر کشت یک میلیارد هکتاری جهان را غلات اشغال نموده اند. تقریباً نیمی از کل نیازهای غذایی انسان به ویژه در آسیا به طور مستقیم از غلات تأمین می گردد.
همچنین تولید غلات در مقایسه با دیگر فراورده های غذایی از جمله گوشت، تخم مرغ، شیر و... بسیار بیشتر است. تولید سالانه غلات در جهان، بیش از یک میلیارد و هفتصد میلیون تن می باشد. گندم، برنج و ذرت سه محصول مهم هستند که هر کدام تقریباً یک چهارم تولید سالانه غلات را تشکیل می دهند.

برنج، غذای عمده و روزمره مردم نواحی گرم و مرطوب است. این غله معمولاً در زمین هایی تولید می شود که بتوان آنها را در برخی فصول سال غرقاب یا گل- آب نمود.
گندم به عنوان غله ای سازگار، عمدتاً در زمین های چمن طبیعی و همچنین در مناطقی که آب و هوا برای کشت ذرت مناسب نیست، به عمل می آید. گندم از غلاتی است که در نواحی سرد هم کشت می شود. این غله در سراسر جهان در فصول مختلفی کشت می شود، به طوریکه در هر ماه از سال، گندم در یکی از نقاط جهان در حال برداشت می باشد.
ذرت هم به عنوان یک گیاه گرمسیری، در مناطقی که رطوبت و حرارت کافی در فصل زراعت فراهم باشد، رشد می نماید.


ارزش غذایی غلات

غلات منبع انرژی برای انسان هستند. در کشورهای در حال توسعه، این دسته مواد تمام رژیم غذایی را در بر می گیرند. غلات حاوی هیدرات کربن، پروتئین، چربی، مواد معدنی و انواع ویتامین هستند که البته ضمن مراحل مختلف نگهداری و تهیه، ممکن است بخشی از مواد مغذی مذکور از بین برود.

دانه غلات که کاریوپس یا گندمه نام دارد، منبع خوبی برای تغذیه انسان می باشد. میزان پروتئین برنج از گندم کمتر است. میزان ویتامین های ضروری (از جمله تیامین) برنج صیقل داده شده هم از برنج قهوه ای کمتر می باشد، چون سبوس خود دارای ویتامین های مختلفی است که در مرحله ی صیقل دهی از برنج جدا می گردد.

البته به خاطر داشته باشید که با وجود همه ی موادی که ذکر شد، غلات غذای کاملی محسوب نمی شوند. مصرف این مواد به تنهایی نمی تواند یک رژیم غذایی متعادل و کامل محسوب گردد. میزان پروتئین و در واقع اسیدهای آمینه غلات و همچنین ویتامین موجود در آنها محدود است. برای این که یک فرد بالغ بتواند 65 تا 80 گرم پروتئین مورد نیاز خود را تنها از طریق غلات تأمین کند، باید مقدار بسیار زیادی از این دسته مواد بخورد که در عوض، به دلیل این که غلات حاوی هیدرات کربن هستند، فرد ممکن است چاق شود. بسیاری از پروتئین های گیاهی به همین دلیل که اسیدهای آمینه کافی ندارند نمی توانند به تنهایی در رژیم غذایی افراد مورد استفاده قرار گیرند، بلکه در کنار آنها باید از پروتئین های حیوانی و سبزیجات و حبوبات هم استفاده نمود. البته پروتئین های حیوانی که از انواع حیوانات تأمین می شوند، خود متکی بر منابع گیاهی و از جمله غلات هستند. چون اغلب از انواع گیاهان و غلات، به عنوان خوراک دام استفاده می شود.

امروزه مهندسین ژنتیک سعی می کنند تا با اصلاح نباتات، غلاتی با پروتئین هایی که اسیدهای آمینه ی ضروری بیشتری داشته باشند، تولید نمایند. مقدار دو اسید آمینه ضروری به نام های لیسین و ایزولوسین در غلات کم است و تمام متخصصین اصلاح نباتات تلاش می کنند غلاتی که میزان بیشتری از این دو نوع اسید آمینه داشته باشند را تولید نمایند.

غلات بیشترین شکل انرژی خود را به صورت نشاسته عرضه می کنند. استفاده از دانه کامل غلات، منبع خوبی برای فیبر گیاهی و اسیدهای چرب ضروری می باشد. از برنج به صورت پخته یا آرد برنج استفاده می شود. معمولاً غلات را برای استفاده تبدیل به آرد می کنند. گندم یکی از این غلات است که بیشتر آرد آن به کار می رود. از انواع غلات آرد شده در تهیه ی نان، پاستا، دسر، پیراشکی، کلوچه و... استفاده می کنند. البته آرد را گاهی از سیب زمینی، شاه بلوط، حبوبات و... هم تهیه می کنند.


آب و هوای مناسب برای رشد غلات

عوامل مختلف آب و هوایی قادرند طرز رشد، میزان عملکرد و همچنین کیفیت محصول را تحت تأثیر قرار دهند. بنابراین تولید اقتصادی هر نوع غله در هر ناحیه، کاملاً تابع شرایط آب و هوایی می باشد. گندم، جو و چاودار که به دلیل کوچک بودن بوته شان، غلات کوچک نام می گیرند، به بارندگی سالیانه 300 تا 1300 میلیمتر نیاز دارند و به صورت دیم هم کشت می شوند.

برنج به حرارت و بارندگی کافی (یا آبیاری کافی) نیاز دارد. معمولاً برنج در نواحی که سالانه نزدیک به 1000 میلیمتر یا بیشتر بارندگی دارند کشت می شود. ذرت هم با این که یک گیاه گرمسیری است در آب و هوا و ارتفاعات مختلف از نواحی پست تا ارتفاع 3000 متری از سطح دریا کشت می گردد.

جو از همه ی غلات مقاوم تر است و می توان آن را حتی در کشور سیبری هم کاشت. گندم از همه ی غلات رایج تر است.
معمولاً گیاهان سردسیری را در نواحی گرمسیری، البته در نواحی بلند و خنک کوهستانی می کارند که در این صورت، کشاورزان می توانند به دلیل شرایط مساعد و خنکی کوهستان های نواحی گرمسیر، هر ساله چند بار غلات بکارند.

غلات گرمسیری را در نواحی پست گرمسیری که آب و هوای معتدلی دارند می کارند و همچنین می توان این غلات را در نواحی معتدل، البته در فصل هایی که سرما و یخبندان نباشد کشت نمود. معمولاً این دسته انواع بهاره و زمستانی دارند.


ساختمان دانه غلات

دانه غلات، میوه خشکی است که اصطلاحاً به آن گندمه و به زبان عامیانه دانه یا غله می گویند. این دانه دارای چندین لایه خارجی بوده که خارجی ترین لایه را پریکارپ می نامند و همچنین دو قسمت به نام های آندوسپرم و گیاهک دارد. غشای تخمدان، پوست دانه و لایه آلورون که در مجموع سبوس را تشکیل می دهند، در مرحله ی تهیه آرد از غلات جدا می شوند. حتی گاهی گیاهک را هم از دانه جدا نموده و با سبوس مخلوط می نمایند. سبوسی که گیاهک داشته باشد، پروتئین بیشتری نسبت به آندوسپرم نشاسته ای دارد. چون پروتئین گیاهک از هر قسمت دیگری در دانه بیشتر است. آردی که در تهیه ی آن از تمام قسمت های دانه غلات استفاده نموده باشند نسبت به آرد سفید، که برای تهیه آن سبوس و گیاهک را جدا نموده اند دارای مواد مغذی بیشتری می باشد.


مراحل رشد غلات

دوره رشد غلات شامل مراحل جوانه زنی، پنجه زنی، تشکیل روزت، ساقه رفتن، تشکیل گل و تشکیل میوه است که هر کدام از این مراحل را به اختصار در اینجا توضیح می دهیم:

1.      جوانه زنی: این مرحله با نفوذ ریشه در پوست دانه و غشای تخمدان آغاز می شود. ریشه ی اولیه چندان پر پشت نیست، اما ریشه های ثانویه که شامل ریشه های نا بجا هم می شود، در مراحل اولیه رشد به وجود خواهند آمد که این ریشه های ثانویه قوی تر بوده و قدرت کافی برای نگه داشتن گیاه در خاک را دارند.

2.      پنجه زنی: پس از آن که اولین برگ های گیاه سطح خاک را شکافت و ساقه اصلی شروع به رشد نمود، مرحله پنجه زنی آغاز می گردد؛ یعنی جوانه های موجود در محل اتصال برگ های پایینی به ساقه، فعال شده و شروع به رشد می کنند.

3.      تشکیل روزت: برگ های گیاه در فاصله ی دو مرحله پنجه زنی و ساقه رفتن رشد نموده و بلند می شوند و مجموعه ای برگ را در ابتدای ساقه ایجاد می کنند. این مرحله را تشکیل روزت می نامند.

4.      ساقه رفتن: در این مرحله ساقه طویل می شود. در اوایل این مرحله، گل آذین هم تشکیل می شود.

5.      تشکیل گل آذین: در این مرحله گل آذین بوته از داخل غلاف خارج می شود. گل کردن غلات معمولاً زمانی که گل آذین داخل غلاف است یا بلافاصله پس از تشکیل گل آذین صورت می گیرد. گل های گیاهان خانواده گرامینه، به صورت گروهی به وجود می آیند. منظور از گل آذین، آرایش گل یا طرز قرار گرفتن گل روی ساقه است. مجموع چند گلچه که روی محور گل آذین است را سنبلچه می گویند.

6.      میوه: زمانی که میوه می رسد، غشای تخمدان نازک شده و به پوست دانه می چسبد. این گونه میوه ها را گندمه گویند، مثل دانه گندم، ذرت و چاودار. دانه بعضی غلات حتی پس از برداشت هم داخل غلاف باقی می ماند، مثل برنج و جو.



برداشت محصول

برداشت غلات باید به موقع صورت گیرد. برداشت زودتر یا دیرتر از موقع محصول، موجب کاسته شدن کیفیت آن می شود. تأخیر در برداشت غلات دانه ریز، سبب ریزش دانه، خوابیدگی یا شکستن بوته ها در مزرعه و بالاخره کاهش میزان ماده خشک می گردد. برداشت زود هنگام محصول هم موجب پایین آمدن کیفیت غلات می گردد.

وزن دانه ها تا زمان رسیدن دانه افزایش می یابد، ولی پس از آن رو به کاهش می گذارد. همچنین دانه های نارسی که زود هنگام برداشت می شوند، چه در مزرعه و چه در انبار بیشتر در معرض آسیب های ناشی از گرما و آفات از جمله کپک زدگی قرار می گیرند. زمان مناسب برای برداشت دانه، موقعی است که آندوسپرم دانه های غلات سفت شده و میزان رطوبت آن هم به 18 درصد رسیده باشد.
در کشورهای توسعه یافته برای دروی محصول تنها از وسایل مکانیکی همچون کمباین استفاده می شود. اما در کشورهای در حال توسعه از روش های گوناگونی همچون استفاده از داس برای برداشت محصول استفاده می نمایند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:14  توسط قاسم فروتن کیا  | 

غذای حاضری

بيمارى هاى پنهان در غذاهاى فورى

پيشرفت روزافزون علم و تكنولوژى باعث شده تا استفاده از غذاهاى فورى (fast food) و پخت و پز توسط دستگاههايى همچون ماكروويو، سرخ كن و ... افزايش بيشترى داشته باشد و كليه افراد خصوصاً دختران و پسران جوان بيش از سايرين به مصرف اينگونه غذاها گرايش پيدا نمايند و در نتيجه با مشكلات و عوارض متعددى نظير سوء تغذيه و بيمارى هاى گوارشى، قلبى - عروقى، ديابت و ... روبرو شوند كه هزينه درمان اين بيمارى ها به مراتب بيشتر بوده و سلامتى افراد را به مخاطره مى اندازد؛ بنابراين بهتر است افراد خصوصاً زنان با آشنايى بيشتر نسبت به علم تغذيه به جاى استفاده از اين نوع غذاها از مواد تغذيه اى نظير حبوبات، گوشت ها، لبنيات و غذاهايى كه با انواع سبزيجات و حبوبات طبخ مى شوند مصرف كنند تا زندگى مناسبى را در پيش داشته باشند.
«سعيد پيروز پناه» دانشجوى رشته دكتراى تغذيه معتقد است: براساس يافته هاى مطالعاتى انجام گرفته، غذاهاى فورى و كليه غذاهايى كه توسط ماكروويو، سرخ كن و ... در دسترس همه قرار مى گيرد، عوارض شديدى را بر سيستم ايمنى بدن افراد خصوصاً كودكان برجاى مى گذارد، از جمله پيامدهاى مصرف اين نوع غذاها در كودكان، دريافت كالرى بالا و افزايش امكان بروز چاقى در بزرگسالى است كه معمولاً اين چاقى در بزرگسالى، با بيمارى هاى قلب و عروق، فشار خون بالا، سرطان و ديابت همراه مى شود.
وى معتقد است: به دليل وجود چربى بالا در محتواى تركيب غذاهاى آماده احتمال تظاهر چاقى در كودكان افزايش مى يابد، همچنين نقش چربى اشباع شده در پنير پيتزا، انواع سس، چربى گوشت، روغن هاى جامد و ... وجود دارد، در افزايش استعداد ابتلا به چاقى و عوارض ناشى از آن در دوران كودكى تلقى مى گردد؛ متأسفانه كالرى بالاى موجود در غذاهاى آماده باعث افزايش بافت چربى در بدن كودكان مى شود كه تظاهرات آن به صورت BMI (نمايه توده بدن) و افزايش دور كمر است، در صورتى كه افزايش وزن و توده بافت چربى در دوره سنى ۵ تا ۷ سال باشد، شانس ابتلا به عوارض چاقى در دوران نوجوانى و بزرگسالى افزايش مى يابد.
وى مى گويد: غذاهايى كه در درون ماكروويو پخته و آماده مى شوند تمام ويتامين ها و موادمغذى خود را از دست مى دهند و هيچ تأثيرى بر رشد و نمو افراد خصوصاً كودكان ندارد و مضرات زيادى نظير سوء تغذيه، كم خونى، كاهش سرعت رشد و نمو و مشكلات استخوانى و مفصلى را در آينده به وجود مى آورد.
«ميترا روزبهانى» متخص تغذيه و مشاور رژيم درمانى نيز معتقد است: امروزه يكى از دستگاههاى متداول در منازل ماكروويو است كه مى تواند باعث بروز مشكلات براى افراد شود و سلامتى آنها را به مخاطره بيندازد. ارتعاشات شديد ماكروويو موجب پاره شدن ديواره سلول هاى غذاها و در هم ريختن ساختمان ظريف برخى از موادغذايى از جمله ويتامين ها شده و آنها را به سرعت از بين مى برد. برخى از مطالعات انجام گرفته تغييراتى را در خون افراد استفاده كننده از غذاهاى ماكروويو شده گزارش نموده و بعضى ديگر از يافته هاى علمى احتمال سرطان زا بودن اين دستگاه مطرح كرده اند.
وى معتقد است: برخى از ظروف پلاستيكى غيراستاندارد هنگام تماس با مواد داغ، پليمرهاى شيميايى را منتشر مى كنند كه در بدن توليد سم مى كند و مصرف غذاهاى گرم شده در اين ظروف را خطرناك مى سازد و استفاده از چنين ظروفى در ماكروويو مى تواند خطرات بالقوه  بيشترى داشته باشد.
همچنين ايمنوگلوبين موجود در شير مادر نيز هنگام گرم كردن شير در ماكروويو به سرعت تخريب مى شوند و حتى امواج اين دستگاهها در درازمدت موجب نابودى برخى از اعضاى بدن و يا مرگ افراد مى شود.
دكتر «مرتضى درستى» متخصص تغذيه نيز معتقد است: امواج توليد شده توسط ماكروويو مولكول هاى قطبى غذا خصوصاً آب، چربى وپروتئين ها را با تغييرات سريع همسو مى كند در نتيجه انرژى و مواد موجود را كاهش مى دهد؛ همچنين احتمال بروز مسموميت ها در غذاهايى كه توسط ماكروويو پخته مى شوند، افزايش مى يابد.
وى مى گويد: زنان بهتر است فقط در صورت لزوم از اين وسيله استفاده نمايند تا انواع موادمغذى، ويتامين ها و چربى ها و پروتئين ها را به نحو مطلوبى به بدن برسانند و از مشكلات موجود در آينده پيشگيرى نمايند.
دكتر «فائزه رهاورد» متخصص تغذيه نيز مى گويد: امروزه به دليل سهولت استفاده و زمان كم پخت، بيشترين استفاده در منازل و رستوران ها از ماكروويو مى شود ، معمولاً براى پخت و پز سريع، خشك كردن موادغذايى و يخ زدايى، زنان از ماكروويو استفاده مى  كنند.
وى معتقد است: امواج اين وسيله به دليل فركانس كم قادر به شكستن پيوندهاى شيميايى و آسيب رسانى مولكول هاى موادغذايى نيستند. هر چقدر توان ماكروويو بالاتر باشد به دليل افزايش سرعت رسيدن ماده غذايى به دماى مورد نظر كاهش موادمغذى كمتر خواهد بود؛ فقط ويتامين ها به علت طبخ سريع و كم بودن آب در موقع پخت بيشتر است. همچنين حفظ پروتئين ها در موادغذايى در اين روش بيشتر خواهد بود و حفظ مواد مغذى در مواردى كه با ماكروويو گرم مى شوند به وزن آنها بستگى دارد، هر اندازه وزن مواد كمتر باشد، حفظ موادمغذى بيشتر است، بنابراين استفاده كمتر از اين دستگاه براى سلامتى بيشتر افراد توصيه مى شود.
«ميترا روزبهانى» متخصص تغذيه در ادامه مى گويد:
همه افراد بخصوص زنان بهتر است جهت استفاده درست از ماكروويو توصيه متخصصان را به كارگيرند،آنها بهتر است از ظروف كم عمق و دردار استفاده كنند و غذا را به قطعات كوچكتر تقسيم وگوشت ها را از استخوان ها جدا كنند و در طول مراحل پخت نيز موادغذايى را چند بار به هم بزنند تا گرما به خوبى و به مقدار كافى به تمام موادغذايى برسد تا علاوه بر پخت مناسب، احتمال آلودگى ميكروبى نيز به حداقل برسد.
غذاهايى كه توسط ماكروويو يخ زدايى مى شود به سرعت از داخل دستگاه خارج شود و مورد استفاده قرار گيرد زيرا آمادگى بالايى جهت آلودگى ميكروبى و فساد دارد.
وى معتقد است: از آنجا كه قدرت گرم كنندگى اجاق ماكروويو در سطح غذا بيشتر است، بهتر است قطعات كوچكتر در مركز ظرف و قطعات بزرگتر موادغذايى در كناره ظرف قرار گيرد تا حرارت مناسب به قطعات بزرگتر برسد. چنانچه امكان هم زدن غذا وجود ندارد، بهتر است پس از پايان پخت تا مدتى ظرف دست نخورده باقى بماند تا حرارت به خوبى در تمام نقاط غذا منشتر شود. در ظرف بايد در مراحل پخت روى آن باشد تا مقدارى بخار در ظرف جمع شود و به پخت مناسب تر غذا كمك كند ولى خروج مقدارى بخار بايد ممكن باشد.
درصورتى كه از قدرت كمتر دستگاه به مدت طولانى تر براى پخت غذا استفاده شود بهتر از زمانى است كه دستگاه با قدرت بالا و مدت كوتاه غذا را بپزد؛ زنان بايد از ظروف گرد يا بيضى در ماكروويو استفاده كنند، زيرا پختن در ظرف گوشه دار موجب انتقال حرارت بيشتر به غذاهاى قرارگرفته در گوشه هاى ظرف شده و به سوختگى يا كاهش كيفيت اين بخش از غذا منجر مى گردد؛ بهترين ظروف براى استفاده در تمام دستگاهها از جمله اجاق هاى ماكروويو، ظرف شيشه اى مناسب پخت هستند.
دكتر «يوسف ملايرى» متخصص تغذيه نيز مى گويد:
افرادى كه در هفته بيش از دوبار از غذاهاى سريع و فورى، ماكروويو شده استفاده مى كنند، دو برابر بيشتر در معرض ابتلا به ديابت و چاقى قرار مى گيرند. غذاهايى نظير سيب زمينى سرخ شده، همبرگر، پيتزا از جمله غذاهايى هستند كه در ماكروويو پخته شده و سريع در دسترس افراد قرار مى گيرد، از جمله غذاهاى با حجم كم اما پركالرى و چرب هستند و مصرف آنها خطرات جدى را براى سلامت تمام گروههاى سنى به ويژه كودكان و سالمندان در پى دارد.
وى معتقد است: اضافه وزن و چاقى در كودكان و نوجوانان، بروز بيمارى هاى قلبى - عروقى در سالمندان و گرفتگى رگ ها از جمله مضرات مصرف غذاهاى سريع است.
وى در پايان مى گويد: افراد بهتر است به جاى مصرف اينگونه غذاها و پخت و پز در ماكروويو از غذاهاى پركالرى، ويتامين، پروتئين و ... نظير گوشت، مرغ و غذاهايى كه با انواع سبزيجات و با حرارت طبيعى گاز استفاده نمايند تا دچار مشكلات و به مخاطره افتادن سلامتى شان نشوند.

 

اخبار زنانه

چاى سبز و كاهش سرطان تخمدان


مطالعات جديد دانشمندان استراليايى نشان مى دهد مصرف طولانى مدت چاى سبز تا ۷۷ درصد خطر ابتلا به سرطان تخمدان را در زنان كاهش مى دهد.
دانشمندان اعلام كرده اند خاصيت ضد سرطانى در چاى خشك سياه نيز وجود دارد اما خاصيت آن كمتر از چاى سبز است.
دانشمندان آمريكايى نيز مى گويند چاى به علت داشتن ماده اى به نام كاتيشين در پيشگيرى از ايجاد ساير سرطانها از جمله سرطان مثانه نيز مؤثر است.

 

هوش كودكان با خوردن ماهى

پژوهشگران به مادران باردار توصيه مى كنند براى داشتن فرزندان باهوشتر ماهى بخورند .
پژوهشگران مؤسسه ملى سلا مت در مريلند اعلا م كردند مادرانى كه دردوران باردارى , مقدار بيشترى ماهى مصرف مى كنند ، كودكانشان باهوشترندو توانايى برقرارى روابط اجتماعى در آنان بيش از هم سن و سالا ن خود است.
ماهى داراى مقدار زيادى اسيدهاى چرب امگا ۳ است.
امگا ۳ بر تيزهوشى وتواناييهاى حركتى تأثير مثبت دارد و هماهنگى دست و چشم را افزايش مى دهد .

 

 

زمستونى

كلم بروكلى

 

كلم بروكلى يكى از سبزيجات مغذى و مفيد است كه از ۲۵ سال قبل تاكنون در سراسر جهان عموميت يافته است. اين سبزى سرشار از ويتامين، موادمعدنى وفيبر است. علاوه بر اين، خاصيت سم زدايى هم دارد. مقدار زياد كلم بروكلى در رژيم غذايى افراد باعث كم شدن خطر ابتلا به سرطان هاى مثانه، حنجره، مرى، ريه، پروستات، سينه و روده بزرگ مى شود.
به عنوان مثال كلم بروكلى داراى ماده اى به اسم ايندول است كه استروژن اضافى را كه باعث رشد تومورهاست، خنثى مى كند.
همچنين اين كلم، حاوى مقادير قابل توجهى ويتامين C، بتاكارونن، كلسيم، فوليك اسيد، پتاسيم و سيلينيوم است.
يكى از عوارض كمبود ويتامين E تخريب گلبول هاى قرمز (آنمى هموليتيك) و تحليل عضلات است و دركلم بروكلى مقدار قابل ملاحظه اى ويتامين E است.
كلم بروكلى يا گل كلم سبز منبع بسيار خوبى از ويتامين «ث» است. وجود ويتامين «ث» در موادغذايى مى تواند از بروز سرطان هاى دستگاه گوارش، سرماخوردگى و بيمارى هاى وابسته به آن پيشگيرى كند. همچنين ويتامين «ث» در جذب آهن و كلسيم نقش بسيار مهم را ايفا مى كند. زنان باردار با خوردن كلم بروكلى مى توانند مقدار لازم اسيدفوليك را در اين دوران تأمين كنند.
هنگام خريد بروكلى بايد به ساقه هاى ايستاده با رنگ سبز دقت شود و از خريد آن با رنگ زرد خوددارى كرد. از كلم بروكلى مى توان به صورت خام در سالاد استفاده كرد. در صورت تمايل آن را به صورت پخته (به مدت ۸ تا ۱۲ دقيقه آن را بجوشانيد) همراه با آبليمو در كنار خوراك گوشت، مرغ، ماهى و يا در سوپ استفاده كنيد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:5  توسط قاسم فروتن کیا  | 

نساجی

تاریخچه

از آغاز پیدایش انسان ، همواره چگونگی پوشش و نجات او از سرما مطرح بوده است. مصریها نزدیک به 5500 سال پیش هنر ریسندگی و بافندگی پنبه را آموختند و چینیها با پرورش کرم ابریشم در حدود 3600 سال پیش مشکلات پوشش خود را حل کردند. در سده هفدهم دانشمند انگلیسی به نام رابرت هوک "Robert- Hooke" پیشنهاد کرد که می‌توان الیاف را با توجه به شیوه‌ای که کرم ابریشم عمل می‌کند تولید نمود.

پس از آن ، یک بافنده انگلیسی به نام لویزشواب Lois- Schwabe توانست الیاف بسیار ظریف شیشه را با عبور شیشه مذاب از منافذ بسیار ریز تهیه نماید. پس از چندی ، سایر دانشمندان موفق به استخراج سلولز چوب و در نتیجه تولید الیاف شدند در سده‌های هجده و نوزدهم، همراه با انقلاب صنعتی ، رسیدگی و بافندگی مبدل به تکنولوژِی تهیه پارچه از الیاف گوناگون طبیعی و مصنوعی شد.

رده بندی الیاف در صنعت نساجی

در صنعت نساجی الیاف به سه دسته تقسیم می‌شوند که عبارتند از:

·         الیاف طبیعی "Natural fibers" الیاف طبیعی شامل دو بخش الیاف نباتی و الیاف حیوانی می‌باشند.

الیاف نباتی مانند: پنبه، کتان، کنف، رامی و الیاف حیوانی مانند: پشم و ابریشم

·         الیاف کانی "Mineral fibres": الیاف کانی الیافی هستند که مواد اولیه آنها از کانیها بدست می‌آیند مانند الیاف شیشه‌ای و الیاف فلزی.

·         الیاف مصنوعی که شامل دو دسته می‌باشند: یکی الیافی که منشا طبیعی دارند ولی توسط انسان دوباره تهیه می شوند مانند ویسکوز ، استات و تری استات که هر یک ریشه سلولزی دارند. و دیگری الیاف سینتتیک یا مصنوعی که از مشتقات نفتی تولید می‌شوند مانند: نایلون ، داکرون ، ارلون یا بطور کلی پلی آمیدها ، پلی استرها ، پلی اورتانها ، پلی اکریلونیتریل ، پلی وینیل کلراید و ... .

مقدمات تکمیل کالای نساجی

تمام پارچه‌های نساجی پس از خروج از سالن بافندگی کم و بیش دارای مقادیری ناخالصی و عیوب می‌باشند. لذا لازم است به منظور آماده کردن پارچه برای عملیات تکمیل اصلی آنرا تحت عملیات مقدمات تکمیل قرار داد. مانند توزین و متراژ پارچه ، کنترل عیوب پارچه ، گره گیری ، رفوگری و گرفتن ناخالصیها بخصوص در مورد پارچه‌های پشمی که دارای ناخالصیهای سلولزی و خرده چوب و ... می‌باشد.

روشهای تکمیل کالای نساجی

عملیات و کارهای تکمیل در نساجی برای افزایش نرمی زیر دست ، درخشندگی و بطور کلی افزایش مرغوبیت پارچه می‌باشد. عملیات تکمیل بستگی به چند عامل مهم دارد که عبارتند از: نوع الیاف ، ویژگی فیزیکی الیاف ، ابلیت جذب مواد گوناگون شیمیایی ، حساسیت الیاف نسبت به مواد تکمیل. عملیات تکمیل در مجاورت رطوبت ، دما و فشار معمولا به سه روش انجام می‌گیرد:

·         روشهای مکانیکی: مانند تراش پارچه ، خار زدن ، اطو کردن ، پرس کردن و ... .

·         روشهای شیمیایی: مانند تکمیل رزین ، سفید کردن و مقاوم کردن پارچه در برابر آتش و غیره. در این روش معمولا در اثر فعل و انفعالات شیمیایی حاصل بین لیف و ماده شیمیایی مصرف شده عمل تکمیل بدست می‌آید و یا اینکه ماده شیمیایی مصرف شده در اثر رسوب کردن و یا اضافه شدن در روی پارچه ، باعث تغییر در خواص پارچه می‌شود، مانند آهار دادن پارچه پنبه‌ای با محلول مواد پلیمری.

·         روشهای مکانیکی- شیمیایی: در این حالت از روشهای مکانیکی و شیمیایی بطور توام بهره گرفته می شود، مانند بشور و بپوش کردن پارچه و یا تثبیت حرارتی پارچه.

انواع تکمیل

تکمیل موقت

در این نوع تکمیل ، کالا را به منظور خاصی تحت عملیات تکمیلی قرار می‌دهند بطوری که اثر تکمیلی آن در عملیات بعدی مثل شستشو و غیره از بین می رود، مانند آهار دادن پارچه‌های پنبه‌ای برای عملیات بافندگی و شستشوی آهار پس از خاتمه عملیات بافندگی.

تکمیل دائم

در این نوع ، اثر تکمیلی تا زمانی که پارچه حالت خود را از دست ندهد (مخصوصا در مقابل شستشو و پوشش) باقی خواهد ماند، مانند رسوب دادن رزینهای مصنوعی مثل استرها و اترهای سلولز در روی پارچه و یا کلرینه کردن کالای پشمی یا تکمیل با فرمالدئیدها.

تکمیل ثابت

در این نوع ، اثر تکمیل مادام العمر در روی کالا باقی می‌ماند و حتی بعد از اینکه پارچه حالت و ماهیت خود را به عنوان پارچه خارجی از دست بدهد، آثار تکمیل در آن باقی خواهد ماند. مانند پلیمریزه کردن بعضی از منومرهای اکریلیکی در روی زنجیرهای اصلی مولکولهای پارچه‌های سلولزی و یا پروتئینی

 

شستشوی کالای نساجی

عمل شستشو ، اولین عمل تکمیل مرطوب می‌باشد و به منظور بر طرف کردن مواد خارجی مانند روغنهای ریسندگی ، واکسها و ناخالصیهای قابل حل در محلولهای شستشو انجام می‌گیرد. عملیات شستشو عبارتست از عمل کالا با پاک کننده‌های مناسب همراه با مواد قلیایی و یا در غیاب مواد قلیایی. در صورت استفاده از صابون برای عملیات شستشو ، احتیاج به آب نرم می‌باشد. ولی برای پاک کننده‌های مصنوعی چگونگی سختی آب اهمیت ندارد. همچنین برای اصلاح سفیدی پارچه و شفافیت رنگ الیاف آن عمل شستشو انجام می‌گیرد.

آهار زنی و آهار گیری

به منظور افزایش استحکام در برابر پارگی ، کاهش نیروی سایشی و خواباندن پرزهای سطحی الیاف نخهای تار را آهار می دهند. مواد آهاری ، ماکرومولکولهایی هستند که ممکن است بر اثر پیوند بین خود و یا با الیاف تشکیل پوششی به دو نخ دهند. آهار طبیعی عبارتند از: نشاسته‌ها و مشتقات آنها ، مشتقات سلولزی و (پروتئینها)). آهارهای مصنوعی عبارتند از: انواع پلی وینیل الکلها ، انواع پلی اکریلات و انواع کوپلیمراستایرین و مائیک اسید.

قبل از انجام عملیات تکمیل مرطوب لازم است آهار نخ تار پارچه با اندازه کافی بر طرف شود تا در مراحل شستشو ، سفیدگری و رنگرزی یا چاپ ، مزاحمت و نایکنواختی ایجاد نکند و در ضمن مقداری از مواد در تکمیل رنگ را به خود جذب نکند. روشهای آهارگیری عبارتند از: آهار گیری با اسید ، آهار گیری با روش تخمیر ، آهار گیری با اکسید کننده‌ها ، آهار گیری با آنزیمها.

مرسریزاسیون

یکی از عملیاتی که روی پنبه انجام می شود، عمل مرسریزه می‌باشد که شامل تماس پنبه (اعم از الیاف نخ یا پارچه) با محلول سود سوزآور و سپس شستشوی محصول در محلول رقیق اسید و سپس آب سرد به منظور خنثی کردن قلیایی و سرانجام خشک کردن محصول است. بر اثر مرسریزاسیون درخشندگی و جلای پنبه افزایش می‌یابد و ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی آن تغییرات زیادی پیدا می‌کند. معمولا پارچه‌های مرغوب پنبه‌ای پیراهنی ، رومیزی ، ملحفه‌ای و همچنین نخهای قرقره مرسریزه می‌شوند.

سفیدگری

هدف از سفیدگری ، از بین بردن رنگدانه‌ها و ناخالصیهای دیگر و در نتیجه سفید جلوه دادن الیاف می‌باشد. البته سفیدگری پنبه بسیار مهم تراز سفیدگری پشم می‌باشد، چون درصد بالایی از پشم بصورت کالای رنگی به بازار عرضه می‌شود. ولی در مقابل ، مقدار زیادی از پارچه‌های پنبه‌ای بصورت سفید و یا پارچه‌های چاپ شده با زمینه سفید مورد استفاده قرار می‌گیرد. پارچه‌های ملحفه‌ای ، رومیزی و پیراهنی نمونه‌هایی از پارچه‌های پنبه‌ای هستند که احتیاج به سفیدگری دارد.

سفیدگری پنبه بیشتر با مواد اکسید کننده مثل کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و آب اکسیژنه و مواد احیا کننده مانند هیدروسولفیت و سفیدگری پشم با اکسید کننده آب اکسیژنه همراه با آمونیاک یا سیلیکات قلیایی و مواد احیا کننده ، اکسید گوگرد و یا بی سولفیت سدیم و اسید سولفوریک و سفیدگری الیاف مصنوعی با اکسید کننده آب اکسیژنه ، کلریت سدیم و هیپوکلریت سدیم و احیا کننده ، هیدروسولفیت و در صورت لازم مواد سفید نوری به همراه سفید کننده قبلی انجام می‌گیرد.

تکمیل ضد آب و دور کننده آب

تکمیل ضد آب پارچه به دو صورت امکان پذیر می‌باشد.

·         پوشش کل سطح پارچه توسط مواد هیدروفوب (موادی که آب را به خود جذب نمی‌کنند) است، به نحوی که تمام منافذ پارچه مسدود گردد. این روش تکمیل ضد آب نام دارد. پارچه با کاربردهای خیمه و چادر ماشین با این روش تکمیل می‌گردد.

·         الیاف و یا نخ از مواد ضد آب پوشیده می‌شوند، به این ترتیب فضای بین نخها در پارچه کاملا باز می‌ماند و امکان انتقال هوا وجود دارد. این روش تکمیل دور کننده آب نام دارد و بیشتر پارچه‌های لباس مثل بارانی ، لباس ورزشی و کاربردهای مشابه با این روش تکمیل ضد آب می‌گردند. بعضی از مواد ضد آب و دور کننده آب عبارتند از: مواد هیدرولیز کننده نمکهای زیرکونیوم ، استره کردن سطح الیاف با اسیدهای چرب ، استفاده از رزینهای هیدروفوب مثل رزین کاربومید ، Permel ، Paraf fion و غیره ، ترکیبات آلی سیلیکونی و اسیدهای چرب کمپلکس گرم.

 

 

تکمیل ضد آتش

یکی از روش های تکمیل ضد آتش کالای نساجی ، پوشش آن بوسیله نمکهای آمونیوم می‌باشد که در گرما تولید آمونیاک نموده و بدین ترتیب با محبوس کردن آتش در خود باعث خاموش شدن و عدم پیشرفت آن می‌گردد. مناسبترین نمکهای آمونیوم ، دی آمونیوم فسفات و کربنات آمونیوم می‌باشد. سایر تکمیل کننده‌های ضد آتش عبارتند از: اکسیدهای نامحلول قلع ، آنتیموان و تیتان ، استره کردن سطحی سلولز با اسید فسفریک و یا دی آمونیوم در حضور اوره هیدروکسی متیل فسفونیوم کلراید (THPC) و غیره.

تکمیل ضد باکتری و ضد قارچ

مواد تکمیل کننده ضد باکتری بعنوان محافظت کننده از عرق عمل کرده و از تاثیر باکتریها و یا قارچها بر آن جلوگیری می‌کنند لذا چنانچه لباسهای ورزشی و یا لباس زیر با این مواد تکمیل گردند، از تخمیر عرق بدن توسط باکتریهای موجود در هوا و در نتیجه تجزیه و بوی بد آن جلوگیری می‌کنند. برخی از این تکمیل کننده‌ها عبارتند از: ترکیبات آمونیوم چهارتایی ، Irgasan DP300 ، Dodigen 226 ، پیوند زدن سلولز با نمکهای مس و نقره توسط گروههای کربوکسیل اسید آکریلیک و یا اسید متاکلریلیک و غیره.

نرم کننده‌ها

نرم کننده‌ها مایه لطافت و نرمی زیر دست پارچه می‌شوند و در اثر بیشتر کارهای چاپ و رنگرزی و عملیات تکمیل مانند ضد آتش کردن و ضد چروک کردن پارچه زیردست، حالت خشک و شکننده‌ای پیدا می‌کند که آنها را بوسیله نرم کننده‌ها ، نرم و لطیف می‌نمایند.

متداولترین نرم کننده‌ها عبارتند از: استرهای اسیدفتالیک و بنزیل فتالاتها برای نرم کردن اغلب رزینها بویژه PVC ، تری ملیتانها برای نرم کردن رزینهای مصرفی در ساخت کابلهای سیم و برق و ساخت سایر عایقها ، هیدروکربنهای نفتی با وزن زیاد که دارای اتم N , S , O می‌باشند در ساخت لاستیکها بکار می‌روند، نرم کننده‌های مقاوم در برابر آتش سوزی مانند فسفاتهای آلی و پارفینهای کلردار ، نرم کننده‌های اپوکسی و پلی اورتان و غیره.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 1:0  توسط قاسم فروتن کیا  | 

سلولز

سلولزها درشت مولکولهای گلوسیدی (کربوهیدراتی) هستند که از ترکیب n مولکول β - گلوکز با اتصالهای ازیدی بوجود آمده‌اند. سلولزها عمده مواد تشکیل دهنده دیواره سلولی گیاهان هستند.

 

نگاه کلی

سلولز دارای فرمول عمومی است. سلولز ساختار اولیه دیواره سلولی گیاهان را تشکیل می‌دهد. دستگاه گوارشی انسان قادر به هضم سلولز نیست و آن را بدون تغییر دفع می‌کند اما برخی جانوران مثل نشخوارکننده‌ها و موریانه‌ها می‌توانند سلولز را به کمک میکروارگانیسمهایی که در دستگاه گوارش آنها زندگی می‌کنند، هضم کنند. این میکروارگانیسمها با آزادکردن آنزیمهایی به هضم سلولز کمک می‌کنند.



ساختمان سلولز

 

ساختمان شیمیایی سلولز

در مولکول سلولز مولکولهای β - گلوکز نسبت به یکدیگر چرخش 180 درجه‌ای دارند. ضمن برقراری اتصال بین دو مولکول β - گلوکز از OH متصل به کربن 4 یک مولکول و OH کربن شماره 1 مولکول بعدی یک مولکول آب جدا می‌شود و پل اکسیژنی برقرار می‌شود. از سوی دیگر در مولکول سلولز امکان برقراری پیوندهای هیدروژنی نیز وجود دارد. پیوستن دو مولکول β - گلوکز موجب تشکیل یک مولکول سلوبیوز می‌شود.

هر 5 مولکول سلوبیوز با آرایش فضایی مکعبی شکل ، بلور سلولز را بوجود می‌آورند و از مجموعه بلورهای سلولز ، رشته ابتدایی یا میسل سلولز تشکیل می‌شود. مجموعه میسلها ، میکروفیبریل سلولزی را بوجود می‌آورند که قطری حدود 25 نانومتر دارد.از مجموع حدود 20 میکروفیبریل ، ماکروفیبریل سلولزی تشکیل می‌شود.

ابعاد سلولز

سلولز از واحدهای دارای قطر 35 آنگستروم تشکیل شده که آنها را رشته‌های ابتدایی می‌نامند. این قطر اغلب درست است اما حتمی نیست. مثلا در برخی نمونه‌ها مثل سلولز جلبک والونیا 300 آنگستروم و در ترکیبات موسیلاژی برخی میوه‌ها تنها 1 آنگستروم است. به این ترتیب تصور حالت همگن برای رشته‌های ابتدایی سلولز کنار گذاشته شد و اشکال مختلف (استوانه‌ای - منشوری با قاعده مربعی - روبان کم و بیش پهن) منظور گردید.

دو عامل در محدودیت ابعاد این واحدها دخالت دارد: یکی همی سلولزها که همانند پوششی رشد جانبی رشته‌های سلولزی را محدود می‌کنند و دیگری آرایش یا سازمان یافتگی حاصل از مجموعه سلولز سنتتازی (آنزیم تولید کننده سلولز) غشای سلولی که رشته‌های اولیه سلولزی را می‌سازد. سلولز در برابر تیمارهای آنزیمی و شیمیایی بسیار مقاوم است.


 

تولید سلولز

مجموعه پژوهشهایی که در مورد بیوسنتز سلولز انجام شده است نشان می‌دهد که پیش ساز سلولز یوریدین دی فسفو گلوکز است که بوسیله حفره‌های گلژی به مجموعه‌های آنزیمی سلولز سنتتازی موجود در غشای سلولی می‌رسد. با دخالت این مجموعه‌های آنزیمی از پلیمریزاسیون مولکولهای پیش ساز مولکولهای سلولز تشکیل می‌شود. پس از تشکیل مولکولهای سلولز تجمع آنها به صورت بلورهای سلولز و رسیدن به حد میکروفیبرلها و ماکروفیبریلهای سلولزی بر بنای پدیده خود آرایی با برقراری پیوندهای هیدروژنی بین مولکولی است. این تجمع نیاز به آنزیم ندارد.

تجزیه سلولز

تجزیه سلولز بوسیله سلولازها انجام می‌شود. سلولازها را به دو گروه اگزو سلولازها و آندو سلولازها تقسیم بندی می‌کنند. اگزوسلولازها قدرت عمل بیشتری دارند و بر انواع مختلف سلولز چه سلولز بلوری و چه سلولز غیر بلوری که در نتیجه زخم یا تخریب بخشهای سلولزی بلوری ایجاد می‌شود اثر می‌کنند و در مرحله اول عمل خود موجب گسستن پیوندهای بین مولکولی می‌شوند. آندو سلولازها بر محصول عمل اگزو سلولازها اثر می‌کنند و موجب گسستن پیوندهای درون مولکولی می‌گردند بنابراین سلولازها اشتراک یا تعاون عمل دارند.

فرمهای سلولز و شناسایی آنها

·         α - سلولز: این فرم از سلولز در محلول 17.5 درصد از هیدروکسید سدیم در 20 درجه سانتیگراد حل نمی‌شود.

·         β - سلولز: β - سلولز در این محلول حل شده اما به محض اسیدی کردن محلول ته‌نشین می‌شود.

·         γ - سلولز: در محلول 17.5 درصد هیدروکسیدسدیم حل می‌شود اما با اسیدی شدن محلول ته‌نشین نمی‌شود.



 

کاربرد سلولز

سلولز ماده تشکیل دهنده دیواره سلولی گیاهان است. این ترکیب اولین بار در سال 1838 مورد توجه قرار گرفت. در آن سالها با اعمال تغییراتی در آن مانند نیتروژندار کردن در تولید نیترو سلولز مورد بهره برداری قرار گرفت. سلولز بصورت تقریبا خالص در رشته‌های پنبه وجود دارد. این رشته‌ها در تولید نخ و پارچه بافی و تولید پوشاک اهمیت فراوانی دارند.

همچنین الیاف پنبه استرلیزه شده در پزشکی کاربرد زیادی دارد. سلولز بصورت ترکیب با لیگنین (ماده چوب) و سلولز در تمام مواد گیاهی وجود دارد. سلولز در گذشته در ساخت باروت بدون دود مورد استفاده قرار می‌گرفت. امروزه از آن برای تولید نیترو سلولز که در ساخت مواد منفجره ، پلاستیک‌سازی ، رنگسازی و … کاربرد دارد، استفاده می‌کنند. سلولز همچنین در آزمایشگاه به عنوان جزء عمل کننده فاز جامد در کروماتوگرافی لایه نازک استفاده می‌شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:57  توسط قاسم فروتن کیا  | 

سیب زمینی

سیب زمینی‌ها (Solanum Tuberosum) توبرکولهائی هستند که روی ساقه‌های زیر زمینی بعضی جنسهای سولانومها مخصوصا سولانوم توبروزوم ایجاد می‌شوند. این توبرکولها از زمانی که اسپانیولیها به کشورهای آمریکای جنوبی مانند پرو ، بولیوی و شیلی قدم نهادند شناخته شدند و در قرن شانزدهم کشورهای انگلستان ، هلند ، اسپانیا ، ایتالیا و فرانسه از توبرکولهایی که از آمریکا آورده شده بود سیب زمینی را بدست آوردند. در آن زمان به علت عقاید و نظرات خاصی که علیه کشت سیب زمینی وجود داشت کشت آن رونق چندانی نیافت ولی پس از تبلیغات و فعالیتهایی که از طرف شخصی به نام Parmentier صورت گرفت کشت آن رونق و توسعه یافت تا امروز که به پایه کنونی رسیده است.


 

مبدا و منشاء گیاهی

منشاء ومبداء گیاهی احتمالی سیب زمینی را به S.Commersonii Dun که در برزیل و آرژانتین می‌روید و به S.Maglia بومی پرو و شیلی نسبت می‌دهند و S.Tuberosum یک جنس مشتق شده از گیاهان مذکور فوق است. هم اکنون نیز برای بدست آوردن انواع مرغوب‌تر سیب زمینی از طریق هیبریداسیون ، سولانومهای آمریکایی را مورد آزمایش و تحقیق قرار می‌دهند.

کشت سیب زمینی

سولانوم توبروزوم گیاهی است پایا با برگهای متناوب ، مرکب و تکثیر آن از طریق کاشتن توبرکولها و یا قسمتهایی از توبرکول که دارای جوانه است صورت می‌گیرد. کشت این گیاه بیشتر در زمینهای شنی انجام می‌شود. توبرکولها را باید بدون آنکه روی یکدیگر انبار شوند در محل خشک و تاریک نگهداری کرد. خیساندن توبر کول در آب جوشان و بعد پاشیدن مقداری گرد آهک روی آنها و همچنین خیساندن آنها در آب نمک‌دار از جوانه زدن سیب زمینی جلوگیری می‌کند و یا آن را به تاخیر می‌اندازد. همچنین خیساندن توبر کولها در یک محلول دو درصد نفتالن- استات دو پتاسیم یا گذاشتن آنها در مجاورت بخارهای نفتالن- استات دو متیل موجب جلوگیری از جوانه زدن می‌شود.

سیب زمینی در مقابل سرما و یخ زدگی حساس است و یخ زدگی موجب می‌شود که ذخایر نشاسته‌های سیب زمینی قندی شده و به سیب زمینی یک مزه قندی و شیرین بدهد. آغاز جوانه زدن سیب زمینی توام با پیدا شدن رنگ سبز و افزایش مقدار سولانین در توبرکول است. شکل ظاهری سیب زمینی را ، توسعه زیاد و قابل توجه پارانشیم پوستی و مخصوصا ناحیه مغز که پر از آمیدن است بوجود آورده است. پوسته خاکستری رنگ خارجی سیب زمینی همان سوبر و حفره های موجود در روی سطح سیب زمینی یا چشمهای سیب زمینی محل جوانه ها است.




کشت سیب زمینی مورد تهدید آفتهای متعددی قرار می‌گیرد که از آنجمله می‌توان Phytophora Infestana ، Dorylore ، مواد پوسیدنی خشک یا مرطوب و ویروسهای فیلتران ، بیماریهای Mosaique و پیچ خوردگی را نام برد و بنابراین نکته مهم در کشت سیب زمینی پیدا کردن و کشت نژادهایی است که بتوانند در مقابل این آفتها مقاومت کنند. کشت مکرر توبرکول سیب زمینی موجب فساد گیاه می‌شود و باید گاهگاه از گیاهان تازه‌تر و نسلهای جدیدتری استفاده کرد. از طرف دیگر استفاده از سیب زمینیهای دست چین و انتخاب شده نیز کافی نیست برای رفع این اشکال دو راه حل پیشنهاد شده است.

راه حل اول کشت گیاه از دانه های هیبرید است. انواع سیب زمینیهایی که تاکنون شناخته شده‌اند از نظر Genotypique باهم اختلاف زیاد دارند و بر حسب شرایط متعدد ، دی ، تری ، تتراپلوئید و پلوئیدهای دیگر می‌باشند، در این میان فقط جنسهای Tetraploide بارور هستند. در سال 1925 تا 1935 هیئتهایی از کشورهای روسیه و آلمان در آمریکای جنوبی به مطالعه جنسها و گونه‌های مختلفی که در این سرزمین وجود داشت پرداختند و هیبریداسیونهای متعددی به منظور تهیه دانه‌هایی که برای کشت گیاه مورد استفاده واقع شود صورت گرفت. Magrou راه دیگری برای اجرای این منظور انتخاب کرد و طبق آزمایشهایی که قبلا انجام داده بود در بعضی از نواحی پیرنه گونه‌هایی را که توبرکول تولید نمی‌کردند کاشت و ملاحظه نمود که وقتی این گونه‌ها در کنار تاجریزی کاشته شده باشند ایجاد توبرکول می‌کنند.

همین حالت در گونه‌هایی که در نواحی کوهستانی و نقاطی که گیاهان آن مقدار زیادی Mycorhizes دارند مشاهده شده است. از طرف دیگر Magrou توانسته است از ریشه گونه‌های جوان گیاه در محیطی که بطور مصنوعی مقداری گلوکز یا گلیسیرین به آن اضافه شده (مخصوصا در تاریکی) توبرکولهای کوچکی بدست آورد. این توبرکولها ، توبرکولهای اولیه هستند که اگر آنها را به نقطه دیگری که زمین آن دارای مقدار زیادی میکوریز باشد انتقال و کشت دهیم توبرکولهای ثانویه ایجاد می‌کنند که درشت هستند.


 

ترکیب شیمیایی

توبرکول تازه سیب زمینی در حدود 60 درصد وزن خود آمیدن دارد و با این آمیدن مقداری مواد پروتئیک وجود دارد که میزان آن متغیر بوده و معمولا کم است. سولانین به مقدار خیلی کم و بی‌ضرر در سیب زمینی وجود دارد ولی در سیب زمینیهای سبز شده مقدار آن زیاد می‌شود و مصرف این قبیل سیب زمینیها را خطرناک بسازد. کمی کولین نیز در سیب زمینی یافت می‌شود. نسبت مواد پروتئیک و نشاسته در سیب زمینی حائز اهمیت زیادی است.

چون بطوری که می‌دانیم در میان انواع متعدد سیب زمینیهایی که شناخته شده‌اند. بعضی از آنها هنگام پختن از هم باز و متلاشی می‌شوند. علت متلاشی نشدن سیب زمینیهای دسته دوم همان وجود مقدار زیادتری مواد پروتئین در آنها است که بر اثر پختن منعقد و سفت شده موجب مقاومت بیشتر سیب زمینی در مقابل گرما می‌گردند در چنینی حالتی نسبت مواد ازته تام موجود در سیب زمینی به نشاسته حداقل 0.12 است. اگر نسبت مواد ازته کمتر از این مقدار باشد سیب زمینی در اثر حرارت متلاشی می‌شود.

نشاسته سیب زمینی

برای تهیه نشاسته سیب زمینی از انواع دیر رس آن استفاده می‌کنند، این سیب زمینیها را پس از شستن و رنده کردن به صورت پولپ درمی‌آورند و پولپ را وارد ظروفی می‌کنند که در آنجا از مواد خارجی سنگین که با آن مخلوط است جدا می‌شود و در جریان آب قرار می‌دهند. نشاسته سیب زمینی بدین ترتیب بوسیله آب گرفته شده و ایجاد نشاسته سبز Fecule Vetre می‌کند که بین 40 تا 50 درصد رطوبت دارد. آنگاه این نشاسته را به وسایل مکانیکی تحت فشار می‌گذارند و در اتو و با هوای گرم خشک می‌کنند. در این مورد نشاسته ای بدست می‌آید که بین 16 تا 18 درصد رطوبت دارد. دانه‌های آمیدن سیب زمینی ، بیضی شکل و ناف آن دارای دوائر متحدالمرکز است. بعضی از انواع آمیدنها نیز کوچکتر ، گرد و گاه بهم چسبیده هستند. قطر این دانه‌ها 15 تا 110 میکرون است.


 

الکل سیب زمینی

برای تهیه الکل ، سیب زمینی را می‌پزند و بعد خرد کرده با مالت و عناصر ذره بینی هیدرولیز کننده آمیدن مخلوط می‌کنند و ممکن است برای این منظور از هیدرولیز اسید نیز استفاده شود. در اثر فرمانتاسیون یک الکل اتیلیک بدست می‌آید که با آن مقدار زیادی الکلهای بالاتر و مخصوصا الکل آمیلیک همراه می‌باشد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:56  توسط قاسم فروتن کیا  | 

رنگ

رنگ در دنیای امروز نقش بسیار مهمی در پرورش ذوق و قرایح بشری و ارضای نیازهای زیبا شناختی وی ایفا می کند. بدین جهت است که احساس رنگ را به تعبیری حس هفتم می‌گویند. انسان در پهنه تولید تزئین خانه‌ها ، پوشاک و حتی نوشابه‌ها در هنر ، نقاشی ، صنایع کشتیرانی و امور ارتباطات محصولات مصرفی در صنایع فضایی و خلاصه در همه شئونات با رنگ سر و کار دارد. بطور کلی ، از رنگ علاوه بر ایجاد زیبایی محیط ، جهت حفاظت اشیا در مقابل عوامل طبیعی و غیره استفاده می‌شود.

تاریخچه

سابقه استفاده از مواد رنگی توسط انسان ، به دوران غارنشینی می‌رسد. اولین کاربرد واقعی و عملی مواد رنگی را می‌توان در ساختن کشتی نوح مربوط دانست که برای جلوگیری از نفوذ آب و پوسیدگی آن ، از مواد رنگی استفاده شده بود. بعدها از مواد رنگی برای حفاظت چوب از پوسیدگی در بناهای چوبی و زمانی که استفاده از وسایل آهنی متداول شد، برای جلوگیری از زنگ زدن آنها استفاده می‌شد .

اجزای تشکیل دهنده رنگ‌ها

هر رنگ اصولا از دو قسمت اصلی تشکیل شده است که عبارتند از:

رنگدانه

ماده رنگی نامحلول در آب است ( خاک رس ناخالص رنگی و پودر برف از سنگهای رنگی به‌عنوان اولین رنگدانه ها مورد استفاده انسان قرار می‌گرفتند ).

محمل رنگها

مایعی است که با رنگدانه مخلوط شده ، کاربرد آنرا آسان می‌کند و در چسبیدن آن ، کمک می‌کند ( از سفیده تخم مرغ ، چسب عسل محلول قند به‌عنوان محمل‌های رنگ استفاده می‌شد). امروزه متداولترین محمل‌های رنگدانه‌ها را آب یا روغن تشکیل می‌دهد. از این‌رو رنگها را به دو دسته رنگ‌های روغنی و رنگ‌های آلی تقسیم می‌کنند.

 

انواع رنگدانه

اکسیدها

·         لیمونیت ( Fe2O3.2H2O ) برای تهیه رنگ قرمز مصرف می‌شود و یکی از قدیمی‌ترین رنگدانه‌هاست.

·         هماتیت ( Fe2O3 ) برای تهیه رنگ قرمز روشن بکار می‌رود.

·         دی‌اکسید تیتان ( TiO2 ) برای تهیه رنگ سفید روشن و بسیار مرغوب که در هوا تیره نمی‌شود، بکار می‌رود. معمولا آن را با سولفات باریم مخلوط می‌کنند.

·         اکسید روی ( ZnO ) که از مهم‌ترین رنگدانه های سفید است و از تجزیه کربنات روی و یا سوزاندن فلز روی در هوا حاصل می‌شود.

·         سرنج ( Pb2O3 ) که رنگ سرخ یا قرمز تیره دارد و بیشتر برای پوشانیدن سطح قطعات فولادی به‌منظور حفاظت آنها از زنگ زدن کاربرد دارد.

سولفید روی و لیتوپن

سولفید روی برای تهیه رنگ سفید مات مصرف می‌شود و از مزایای آن ، این است که بر خلاف سفیداب سرب در هوا سیاه نمی‌شود. این رنگدانه معمولا در تجارت بصورت مخلوطی از سولفید روی و سولفات باریم به نام لیتوپن مصرف دارد که رنگ سفید بسیار مرغوب است.

سفیداب سرب

این رنگ دانه عمدتا شامل Pb(OH)2 , PbCO3 که از قرن ها پیش شناخته شده بود. قدرت پوشش آنها زیاد است، ولی در هوا به‌علت وجود H2O به مرور سیاه می‌شود. برای تبدیل مجدد آن به رنگ سفید می‌توان از تاثیر پراکسید هیدروژن بر آن استفاده کرد.

دوده چراغ و زغال استخوان

یکی از اجزای رنگ سیاه و مرکب است و برای تغییر رنگ سفید به میزان دلخواه نیز مصرف می‌شود.

رنگدانه‌های فلزی

·         مانند پودر آلومینیم در روغن جلا که از آن برای حفاظت وسایل آهنی و فولادی استفاده می شود

·         برنز آلومینیم ( آلیاژ Al, Cu ) در روغن جلا که از آن ، برای ایجاد رنگ بسیار زیبای طلایی برای دور قابها و ... استفاده می‌شود.

رنگدانه‌های الوان

·         رنگدانه‌های آبی: مهم‌ترین این این رنگدانه‌ها ، آبی پروس و آبی نیلی یا لاجورد است. آبی پروس یکی از مهم‌ترین رنگهای آبی است. لاجورد نیز یکی از رنگهای آبی مرغوب است که از حرارت دادن مخلوط کائولین ، کربنات سدیم ، گوگرد و زغال سنگ در غیاب هوا حاصل می‌شود.

·         رنگ دانه های زرد: مهم ترین این رنگدانه‌ها ، کرومات روی و کرومات سرب است. از قطران زغال سنگ نیز رنگدانه‌های الوانی بصورت نمکهای نامحلول فلزات بدست می‌آید که در هیدروکسید آلومینین بصورت ژله می‌بندد. این ژله را پس از خشک کردن به‌صورت پودر با رنگدانه‌هایی نظیر کربنات کلسیم و سیلسس مخلوط می‌کنند و در انواع رنگهای مورد نیاز بکار می‌برند.

رنگ‌های روغنی

در این نوع رنگ‌ها ، رنگدانه را در یک روغن خشک شونده که استر گلیسیرین با اسیدهای چرب ، نظیر اسیدهای اولئیک و یا لینولنیک می‌باشد، حل می‌کنند. این روغن‌‌ها در هوا اکسیده شده ، به ترکیبات سیر شده تبدیل می‌شوند و لایه‌ای سخت مقاوم و محافظ تشکیل می‌دهند که از نفوذ آب در رنگدانه جلوگیری می‌کنند.

رقیق‌کننده

برای رقیق کردن و سهولت کاربرد رنگ بکار می‌رود و معمولا یک حلال هیدروکربنی نظیر ترپنتین است که به روغن تربانتین شهرت دارد.

خشک کننده

یکی از اجزای رنگ‌های روغنی است که در حقیقت نقش کاتالیزور را در تسریع اکسیداسیون و خشک شدن رنگ‌ها را دارد و معمولا مخلوطی از اکسید های سرب ، منگنز و کبالت در ( روغن بزرک ) بصورت استر مصرف می‌شود.

 

رنگ‌های پلاستیکی

با اضافه کردن رزین‌های سنتزی نظیر رزین حاصل از فنل و فرمالدئید که خاصیت پلاستیکی دارد، در روغن جلا ، رنگ‌های پلاستیکی حاصل می‌شود. این نوع رنگ‌ها به خاطر دوام و قابل شستشو بودن ، اهمیت و کاربردهای زیادی داردن.

رنگ‌های لعابی یا مات

با اضافه کردن رنگ‌هایی نظیر TiO2 به روغن جلا آن را به صورت مات درآورده ، بعد برای مات کردن هر نوع رنگی بکار می‌رود.

رنگ اتومبیل

این نوع رنگ‌ها ، باید این ویژگی را داشته باشند که به‌سرعت در هوا خشک شوند. برای این منظور ، رنگدانه را در حلالهای آلی بسیار فرار نظیر استات آمیل ، استات اتیل یا استات بوتیل حل می‌کنند. برای رنگ‌های متالیک ( فلزی ) ، از رنگدانه‌های فلزی استفاده می‌شود.

رنگ‌های محلول در آب

این نوع رنگ‌ها از معلق کردن رنگدانه‌ها در آب مخلوط با یک چسب محلول در آب تهیه می‌شوند. از رنگ‌های روغنی ارزانترند و قابل شستشو نمی‌باشند

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:7  توسط قاسم فروتن کیا  | 

رنگ

رنگ


مطالعه درباره ی رنگ ملاحظاتی را در زمینه های فیزیک ، فیزیولوژی و روانشناسی پیش می آورد . علم فیزیک ، توزیع انرژی طیفی نوری را که از یک سطح صادر و یا به وسیله ی آن منعکس می شود ، بررسی می کند ( شاخه ی خاصی از آن به مطالعه ی جنبه های شیمیایی رنگیزه ها و رنگینه ها ، در ارتباط با خواص رنگ ساز این مواد می پردازد ) . فیزیولوژی ، فرایند هایی را که در چشم و مغز به هنگام تحریک ناشی از تجربه ی رنگ اتفاق می افتد ، مورد مطالعه قرار می دهد . روانشناسی در مسائل آگاهی و ذهنیت نسبت به رنگ – همچون عنصری از تجربه ی بصری – بحث می کند . اشتراک اصطلاحات در این عرصه ها ، غالبا ً بر دشواری درک مفاهیم می افزاید . مطالعه ی هنری رنگ نیز مقوله ای جدا از این ملاحظات نیست ، و به خصوص رویکرد روانشناختی رنگ در این زمینه اهمیت دارد .



هر رنگ دارای سه صفت یا سه بُعد بصری مستقلا ً تغییر پذیر است : فام ، درخشندگی و اشباع .
فام ، صفتی از رنگ است که جایگاه آن را در سلسله ی رنگی ( از قرمز تا بنفش) – معادل با نور طول موج های مختلف در طیف مرئی – مشخص می کند .گفته می شود که تقریبا ً 150 فام متفاوت را می توان تشخیص داد ، ولی همه ی اینها به طور مساوی در طیف مرئی توزیع نشده اند ، زیرا چشم ما برای تفکیک فام ها در طول موج های بلند تر توانایی بیشتری دارد . بلند ترین طول موج ها در منطقه ی قرمز و کوتاه ترین طول موج ها در منطقه ی بنفش هستند . دسته بندی عمومی رنگ ها به بیفام ( سیاه ، سفید و خاکستری ها ) ، و فام دار ( قرمز ، زرد ، سبز ،...) بر همین صفت مبتنی است . برای سهولت درک مطلب ، فام را می توان مشخص کننده ی اسم عام رنگ ها تعریف کرد .
قرمز ، زرد و آبی را فام های اولیه می نامند و چون مبنای سایر فام ها هستند ، رنگ های اصلی نیز نام گرفته اند . فام های ثانویه عبارتند از : نارنجی ، سبز و بنفش که که از اختلاط مقادیر مساوی از دو فام اولیه حاصل می شوند . فام های ثالثه از اختلاط فام های اولیه و ثانویه به دست می آیند : زرد- نارنجی( پرتقالی) ،
نارنجی- قرمز ، قرمز- بنفش ( ارغوانی) ، بنفش- آبی ( لاجوردی) ، آبی- سبز (فیروزه ای) ، سبز- زرد (مغز پسته ای) . دوازده فام نامبرده را با ترتیبی معین در چرخه ی رنگ ، نشان می دهند . در چرخه ی رنگ ، فام های ثانویه و ثالثه ای که بین یک زوج فام اولیه جای گرفته اند ، دارای روابط خویشاوندی هستند و در کنارهم ساده ترین هماهنگی رنگی را پدید می آورند .

درخشندگی (والوور) ، دومین صفت رنگ است و درجه ی نسبی تیرگی و روشنی آن را مشخص می کند(غالبا ً نقاشان اصطلاح رنگسایه را نیز در همین معنا به کار می برند) . معمولا ً درخشندگی رنگ های فام دار را در قیاس با رنگ های بیفام می سنجند . در چرخه ی رنگ ، زرد بیشترین درخشندگی (معادل خاکستری روشن نزدیک به سفید) و بنفش کمترین درخشندگی ( معادل خاکستری تیره ی نزدیک به سیاه) را دارد . در سلسله ی رنگی ، هر فام نسبت به دیگری میزان تیرگی یا روشنی ذاتی اش را می نمایاند . معکوس کردن این ترتیب طبیعی ، ناسازگاری رنگی به بار می آورد (مثلا ً اگر بنفش روشن در کنار سبز زیتونی قرار گیرد ، نوعی تکان بصری ایجاد می کند) .

اشباع (پرمایگی) ، سومین صفت رنگ است و میزان خلوص فام آن را مشخص می کند ( گاه واژه ی شدت را در این مورد به کار می برند ) . فام های چرخه ی رنگ صد در صد خالص اند ولی در طبیعت به ندرت می توان فام خالصی یافت . همچنین ، کمتر رنگیزه ای حد اشباع فام مربوطه در چرخه ی رنگ را داراست .
اگر فام ها به هم آمیخته شوند ، رنگ های شکسته به دست می آیند . اختلاط فام های خالص با یکدیگر یا با رنگ های بیفام ، باعث تغییر در پرمایگی و درخشندگی شان می شوند . به طور کلی ، هر فام قابلیت ایجاد رنگ های متنوعی را در حوزه ی خود دارد که به آن تلوّن (واریاسیون ) می گویند ( مثلا ً انواع صورتی ، اُخرایی وقهوه ای ، تلوّن در فام قرمز هستند ) .

چگونگی متظاهر شدن رنگ ها از دیگر مباحث رنگ شناسی است . در تجربه ، سه نمود مختلف در رنگ ها می توان تشخیص داد : فیلمرنگ ، حجمرنگ و سطحرنگ .
فیلمرنگ ، رنگی است که در فاصله ای نا مشخص نسبت به بیننده ظاهر می شود (مثلا ً رنگی که در طیف نما اسپکتروسکوپ می توان دید ، یا رنگ آسمان خاکستری یکنواخت) . فیلمرنگ ، بافت واضحی ندارد و گویی شخص می تواند کمابیش به درون آن رسوخ کند . همواره در تراز جلو به چشم می آید . فیلمرنگ را نمی توان همچون کیفیتی در اشیاء و یا متعلق به رویه ی اشیاء دانست .

حجمرنگ را در اشیای پشت نما می توان دید ( مثلا ً در یک استکان چای یا در بخار رنگین) . حجمرنگ در فضای سه بُعدی که اشغال کرده است گسترش می یابد ، ولی تراز متغیری نسبت به چشم بیننده ندارد .

سطحرنگ ، چنان به نظر می آید که روی سطح شیء قرار گرفته است ( مثلا ً در یک کاغذ رنگی) . بافت رویه ی شیء را به خود می گیرد و حایل غیر قابل نفوذ برای چشم ایجاد می کند . سطحرنگ را معمولا ً همچون کیفیتی در خود شیء می انگاریم .
از این سه کیفیت ظاهری که اشاره کردیم ، نمود های دیگری چون تلأ لو، فروغ و فلزنما ناشی می شوند . نقاشان با سطحرنگ سر و کار دارند ولی بخشی از صناعت آنان معطوف به ایجار نمود های حجمرنگ ، فیلمرنگ ، تلأ لو و فروغ به وسیله ی رنگیزه است که در واقع چنین کیفیت هایی را ندارد . آن دسته از حجم سازان مدرن که با موادی چون پلاستیک کار می کنند ، از نمود حجمرنگ بهره می گیرند .



یکی از ملاحظات روانشناختی رنگ که در کاربرد هنری رنگ اهمیت دارد ، بررسی تأثیر متقابل رنگ ها است . جلوه یا اثر هر رنگ در جوار رنگ دیگر تغییر می کند . اگر در شرایط روشنایی مناسب ، چند ثانیه به یک رنگ فام دار خیره شویم و بی درنگ بر سطحی سفید بنگریم ، مکمل آن رنگ را خواهیم دید . این پدیده را – که ناشی از واقعیت فیزیکی رنگ عینی نیستپی انگاره می نامند . پی انگاره ی هر رنگ ، رنگ مجاورش را تحت تأثیر قرار می دهد و در نتیجه ، تفاوت کیفی آن دو رنگ بارزتر می شود ( مثلا ً قرمز در کنار سبز ، پرمایه تر به نظر می رسد و برعکس ) . تغییری که بدین سان در جلوه ی رنگ ها پدید می آید ، مشخص کننده ی تباین آنها است . اگر موقعیت دو حوزه ی رنگی مقایسه شده چنان باشد که تغییر جلوه ی رنگ ها با هم تلاقی کند ، اصطلاح تباین همزمان به کار برده می شود .

رویکرد روانشناختی رنگ به احساس های معینی نیز بستگی دارد که رنگ های عینی دربیننده برمی انگیزند.
به سخن دیگر ، در این مقوله ، رابطه ی رنگ های عینی با اثرات ذهنی شان مورد نظر است . رنگ هایی که حاوی مقدار زیادی آبی هستند ( از بنفش تا سبز) ، نسبت به رنگ هایی که زرد یا قرمز بیشتری در خود دارند (از مغز پسته ای تا ارغوانی) ، سردتر می نمایند . رنگ های سرد ، مختصر کاهش در دمای بدن نگرنده ایجاد می کنند و رنگ های گرم باعث مختصر افزایش دمای بدن می شوند . به لحاظ بصری ، رنگ گرم پیش می آید و رنگ سرد پس می نشیند . بسیاری از نقاشان از این کیفیت رنگ ها برای فضا سازی تصویری بهره گرفته اند . منشأ احساس هایی چون گرمی ، سردی ، پیش آیندگی ، پس روندگی ، وزن و اندازه ی رنگ ها – که اصطلاحاتی رایج در ادبیات هنرهای تجسمی اند) همانا سه صفت اساسی رنگ ، یعنی فام ، درخشندگی و اشباع است .

نقاشان قدیم بسیاری از نمودها و اثرات بصری رنگ را بدون شناخت علمی به کار می بستند ، ولی انتشار نظریه های رنگ ، نقاشان پُست امپرسیونیسم ، اُرفیسم و آپ آرت را بر آن داشت که امکانات بیانی و تزیینی رنگ را گسترش دهند و به راه حل های تازه ای در مسائل حجم ، فضا ، نور و حرکت دست یابند .


رنگ در تلویزیون

 

نمای نزدیک

اگر بخشی از صفحه تلویزیون رنگی را بزرگ کنیم،
می توانید ببینید که تصویر آن از نوارهای
متعدد و ریزی به رنگهای قرمز، سبز،
و آبی تشکیل شده است.



تصویر در تلویزیون رنگی از نوارهای ریز متعددی از رنگهای اصلی نور یعنی قرمز ،سبز ، و آبی تشکیل می شود . این نوارها سطوح درخشندگی مختلفی دارند . وقتی به صفحه تلویزیون نگاه می کنیم ، چشم این نوارها را با هم مخلوط می کند و یک تصویر واحد با انواع مختلف رنگها را می بیند.از فاصله دید معمولی ، نوارهای نور روی صفحه ترکیب می شوند و یک تصویر دقیق تمام رنگی را تشکیل می دهند.





دیدن رنگها


اشیا به دلیل نحوه انعکاس نور از روی آنها رنگی دیده می شوند . نور سفید خورشید یا لامپ برق حاوی همه رنگهای طیف نور است . وقتی نور سفید روی یک شی می افتد ، شیئ را تشکیل می دهند. مثلاَ یک شیئ سبز رنگ شیئ است که فقط پرتوهای سبز را منعکس و بقیه را جذب می کند. شیئ که همه رنگهای طیف نور را منعکس کند سفید دیده می شود . شیئ که هیچ رنگی را منعکس نکند سیاه دیده می شود.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:4  توسط قاسم فروتن کیا  | 

گیاه ختمی

ختمی گیاه بومی مناطق شرق مدیترانه است .گیاهی است علفی و چند ساله که ارتفاع آن به حدود 2 متر می رسد ساقه آن از کرکهای ریز که به رنگ خاکستری می باشد پوشیده شده است .برگهای ختمی دندانه دار ، پهن و مانند قلب می باشد . گلهای آن درشت به رنگ سفید مایل به قرمز یا ارغوانی است که بصورت دسته های سه تایی در اواخر تابستان ظاهر می شود .ختمی به علت داشتن گلهای زیبا به صورت گیاه زینتی در باغچه ها کاشته می شود . تمام قسمتهای این گیاه استفاده طبی دارد .


ترکیبات شیمیایی:


ختمی دارای لعاب و موسیلاژ زیادی است .این گیاه دارای مواد نشاسته ای ، چربی ، اسانس ،‌ آنتوسیانین Anthocyanin ، ‌آل تئین Altheine ، دای اکسی بنزوئیک اسید DIoxybenzoic Acid و سیانیدین Cyanidin می باشد .


خواص داروئی:


ختمی از نظر طب قدیم ایران سرد و تر است و بطور کلی روی تمام اعضای بدن مخصوصا روده ها ، ریه ها ، معده ، کلیه ها و مثانه موثر است .


خواص گل ختمی

 

1.      ملین و برطرف کننده یبوست است .

2.      بیماریهای تنفسی را برطرف می کند.

3.      سرفه های خشک را از بین می برد .

4.      برای رفع گلو درد جوشانده گل ختمی را غرغره کنید .

5.      عادت ماهیانه را منظم می کند .



خواص ریشه ختمی

 

1.      ناراحتی های پوستی را برطرف می کند و پوست را نرم می سازد .

2.      سرفه های خشک را از بین می برد.

3.      تب راپائین می آرود .

4.      اسهال خونی را شفا می بخشد .

5.      ادرار را زیاد می کند.

6.      کمی ترشحات عادت ماهیانه را برطرف می کند.

7.      تورم را رفع می کند.

8.      ناراحتی های دستگاه ادراری را برطرف می کند.

9.      قند خون را تنظیم می کند.



خواص برگ ختمی

 

1.      ضماد برگ ختمی در برطرف کردن دمل ها و ورم پستان و ورم معده موثر است .

2.      برای التیام شکستگی ها ، برگ ختمی را بصورت ضماد درآورده و روی محل شکستگی بگذارید .

3.      ضماد برگ ختمی در برطرف کردن درد سیاتیک مفید است .

4.      رعشه را برطرف می کند.

5.      ورم بناگوش را با ضماد برگ ختمی درمان کنید.



طرز استفاده:

 

1.      خیسانده ریشه ختمی : 10 گرم ریشه ختمی را پوست کنده و خرد کرده و در یک لیتر آب سرد خیس کنید و پس از 8 ساعت آنرا صاف کرده و نگهداری کنید این مایع در رفع اسهال خونی بسیار موثر است .

2.      دم کرده ختمی :در حدود 20 گرم ریشه ختمی را تمیز کرده و خرد کنید و آنرا در یک لیتر آب جوش بریزید و بگذارید بماند تا سرد شود سپس آنرا صاف کرده و با عسل مخلوط کنید .

3.      دم کرده گل ختمی :20 گرم گل خشک شده ختمی را در یک لیتر آب جوش بریزید و بگذارید بماند تا سرد شود سپس آنرا با قند یا عسل شیرین بکنید .

4.      محلول شستشوی چشم : نیم گرم گل خشک ختمی را در 150 گرم آب ریخته و به مدت 5 دقیقه بگذارید بجوشد سپس آنرا سرد کنید و 5 قطره الکل کامفه در آن بریزید.


مضرات :ختمی گیاه مفید و بی ضرری است فقط زنان باردار و مادران شیرده باید از زیاد خوردن آن پرهیز کنند .کسانیکه سرد مزاج هستند باید ختمی را با عسل بخورند .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم شهریور 1386ساعت 0:1  توسط قاسم فروتن کیا  | 

پلاستیک

تاریخچه

اولین قدم در مورد صنعت پلاستیک ، توسط فردی به نام وایسا هیکات انجام گرفت که تلاش می‌کرد ماده‌ای بجای عاج فیل تهیه کند. چون عاج فیل بعنوان ماده‌ای سخت ، گرانقیمت و همینطور کمیاب کاربردهای فراوانی داشت. وی توانست نیترات سلولز را (که به غلط نیتروسلولز گفته می‌شود) از سلولز تهیه کند. پس نیترات سلولز اولین پلاستیک با منشا طبیعی است.

 

ویژگیهای مواد پلاستیکی

یک ویژگی مهم مواد پلاستیکی در صنعت ، فرآیند پذیر بودن یا Processible بودن آن است. اگر ماده‌ای قابل ذوب یا قابل حل باشد، در صنعت قابل استفاده است و گرنه نمی‌توان از آن استفاده صنعتی کرد. چون نمی‌توانیم آن را برای تهیه مواد بکار ببریم.

ویژگی سلولز و نیترات سلولز

سلولز نه قابل حل و نه قابل ذوب است و قبل از ذوب تجزیه می‌شود. پس فرآیند پذیر نیست. اما نیترات سلولز هم قابل حل و هم قابل ذوب است. یعنی وایسا هیکات ، سلولز فرآیند ناپذیر را به نیترات سلولز فرآیند پذیر تبدیل کرد.

ویژگی استات سلولز

نیترات سلولز ایراداتی دارد. از این رو تلاش برای جایگزین کردن یک پلاستیک دیگر به جای آن آغاز شد. در سال 1908 مایلز استات را تهیه کرد که هم مزیت نیتروسلولز را دارد و هم کارکردن با آن آسانتر است و خطرات کمتری دارد.

اولین پلاستیک سنتزی

اولین پلاستیک سنتزی ، رزین فنل- فرمالدئید بود که در تلاش برای ساخت مواد پلیمری کاملا سنتزی ، در سال 1907 لئو بلکند موفق شد از متراکم کردن فنل با فرمالدئید ، رزین فنل فرمالدئید را که بعدها تحت عنوان بالکیت (بعنوان محصول نهایی) نامیده شد، تولید کند. این رزین هم در محیطهای اسیدی و هم قلیایی قابل تهیه است.

 

محیط اسیدی

نوالاک

بالکیت

محیط بازی

رزول

رزیتول

رزیت

 

فنوپلاستها

از متراکم شدن فنل با فرمالدئید در محیط اسیدی یا بازی فنوپلاست یا رزین فنل-فرمالدئید حاصل می‌شود. ماکزیمم PH که در صنعت با آن کار می‌شود 8/5 است و برای ایجاد این PH البته در محیط بازی به محیط ، NH3 یا NaOH اضافه می‌شود. برای این که چسب نجاری حاصل شود، در انتهای مولکول ، باید گروه OH باشد. هر چه گروههای OH بیشتر باشد چسبندگی بیشتر خواهد بود. پس برای تولید چسب بهتر ، باید فرمالدئید اضافی برداریم. بهترین چسب آن است که گروه فرمالدئید آزاد داشته باشد.

 

آمینوپلاستها

این پلاستیک‌ها از متراکم شدن اوره یا ملامین با فرمالدئید در محیط اسیدی یا بازی بدست می‌آیند. دمای این واکنش باید بین 60 تا 80 درجه سانتیگراد باشد. چسب فنل فرمالدئید بعلت بدبویی در بازار نیست. ولی این چسب ، در بازار موجود است. ملامین یا 8 ، 4 ، 6 _ تری آمینو _ 1 ، 3 ، 5 _ تری آزید با فرمالدئید می‌تواند در محیط اسیدی یا بازی ، واکنش چند تراکمی انجام دهد و برحسب شرایط تنظیم واکنش ، پلیمر یک بعدی ایجاد کند.

وقتی که شرایط را با تنظیم PH در محیط اسیدی و دمای زیاد تغییر دهیم، پلیمر یک بعدی به سه بعدی تبدیل می‌شود و همراه با 20 درصد کائولن تبدیل به فرمیکال می‌شود که ماده استخوانی روی میزهای کابینت‌هاست که در خلا تحت فشار بالا پرس می‌شود. حال اگر 40 - 30 درصد کربنات کلسیم اضافه کنیم، تبدیل به زیر سیگاری و مواد دیر اشتعال پذیر می‌شود که قیمت آن ، فوق‌العاده افت می‌کند. اما قدرت مکانیکی آن بالا می‌رود.

کلید و پریز برق بدون استثنا از این ماده می‌باشد.

ترموپلاستها

پلیمرهایی هستند که در اثر فشار ، تغییر شکل می‌دهند و بعد از حذف نیروی خارجی ، این تغییر شکل همچنان ادامه می‌یابد و باقی می‌ماند. به عبارت دیگر ، خاصیت پلاستیسیتی دارند. این پلیمرها در اثر گرما بتدریج نرم می‌شوند و با افزایش دما به حالت فیزیکی جامد خود تبدیل می‌شوند. این خصلت ، کاربرد این پلیمرها را تضمین می‌کند یا بوجود می‌آورد. اگر ترموپلاستیکی را بصورت پودر یا حلقه‌های کوچک حرارت دهیم، ابتدا نرم و سپس مذاب و وسیکوز می‌شود و اگر آنها را قالب بگیریم، شکل قالب را به خود می‌گیرد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم شهریور 1386ساعت 23:59  توسط قاسم فروتن کیا  | 

کار با برق

اتصال کوتاه

یک اتصال کوتاه خطایی است در یک وسیله الکتریکی که در آن بار «الکتریکی) اجازه می یابد تا بین یک فاز و زمین الکتریکی یا بین دو فاز جریان یابد. به عبارت غیر فنی تر، یک اتصال کوتاه هنگامی رخ میدهد که جریان الکتریسیته از یک مدار در جهتی ناخواسته، عموما به دلیل یک اتصالی در جایی که کسی انتظار ندارد، عبور کند.

ساده ترین راه برای ایجاد یک اتصال کوتاه متصل کردن سرهای مثبت و منفی یک باتری توسط یک هادی کم مقاومت، مانند سیم، است. مقاومت کم موجب جریان زیاد می شود که منجر به خروج انرژی زیادی از باتری در مدت کوتاه میشود.

 

توجه: اگر عملاً این آزمایش را انجام دهید ممکن است گرمای زیادی تولید شده و به سیم یا باتری ضرر برساند یا گازهای سمی آزاد شود و یا باتری منفجر شود. این آزمایش را انجام ندهید.

در وسایل الکتریکی، اتصال کوتاه عموماً هنگامی رخ میدهد که عایق سیمی از بین برود، یا ماده هادی دیگری (نظیر آب) وارد دستگاه شود که به بارها اجازه می دهد تا از مسیری متفاوت از مسیر پیشبینی شده عبور کنند.

عبور یک جریان زیاد از یک باتری ( که پیل هم خوانده می شود) میتواند تولید سریع گرما کند که به صورت بالقوه منجر به یک انفجار یا انتشار گاز هیدروژن می شود. سیم هایی که دارای بار زیاد هستند هم می توانند به شدت گرم شوند و گاهاً موجب خرابی یا سوختگی عایق سیم شوند. شرایط جریان زیاد ممکن است در هنگام متوقف شدن بارهای موتور الکتریکی ایجاد شود، مانند حالتی که پره یک پمپ الکتریکی توسط آشغال، گیر کرده باشد.

می توان از زیان های ناشی از اتصال کوتاه توسط بکارگیری فیوزها، مدار شکن ها یا دیگر حفاظت های بار زیاد که در واکنش به جریان اضافی برق را قطع می کنند، جلوگیری کرد. اندازه های سیم در نظامنامه های ساختمانی و برقی معین شده اند و بایستی بدقت برای کاربردهای خاص شان بکار برده شوند تا به همراه حفاظت جریان زیاد عملکردی مطمئن را ارائه دهند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 23:34  توسط قاسم فروتن کیا  | 

الکتریسیته (برق) چیست

الکتریسیته (برق) چیست ؟

برق در هر جای زندگی ما نقش مهمی را بازی می کند. به کمک برق خانه های ما روشن می شود،

غذای ما پخته می شود ، کامپیوتر ، تلویزیون و سایر وسایل برقی ما به کار می افتد . برق باتری باعث حرکت ماشین و روشن شدن چراغ قوه می شود.

حال در اینجا از طریق آزمایشی می توانید به اهمیت برق پی ببرید. از مدرسه ، خانه یا آپارتمان خود شروع به پیاده روی کنید و کلیه وسایل و لوازم خانگی و ماشینهایی را که با برق کار می کنند را یادداشت کنید، سپس متعجب خواهید شد که تعداد زیادی از وسایل روزمرة ما بستگی به برق دارند.

اما برق یا الکتریسیته چیست ؟ از کجا می آید ؟ چگونه کار می کند ؟ قبل از اینکه همة اینها را بفهمیم باید اطلاعات کمی درباره اتمها و ساختمانشان داشته باشیم. کلیة مواد از اتمها ساخته شده و اتمها نیز از ذرات کوچکتر تشکیل شده اند. سه ذره اصلی سازنده اتم عبارتند از پروتون ، نوترون و الکترون.

همانگونه که ماه به دور زمین می چرخد ، الکترونها نیز به دور مرکز یا هستة اتم می چرخند. هسته، مجموعه ای از نوترونها و پروتونها می باشد.

الکترونها دارای بار منفی و پروتونها دارای بار مثبت هستند. نوترون ها خنثی می باشند، به عبارت دیگر نه دارای بار مثبت و نه منفی هستند.

در طبیعت اتمهای مختلفی وجود دارد به گونه ای که هر نوع عنصر دارای اتم خاص خودش است. یک اتم سازندة یک عنصر است. 118 عنصر مختلف شناخته شده وجود دارد. بعضی از عناصر، مثل اکسیژنی که تنفس می کنیم، برای زندگی ضروری هستند.

هر اتم از تعداد مشخصی الکترون ، پروتون و نوترون تشکیل شده است. اما تعداد ذرات یک اتم اهمیتی ندارد. معمولاًٌ تعداد الکترونها باید برابر تعداد پروتونها باشد. اگر تعداد آنها برابر باشد، اتم را خنثی می نامند که در این حالت اتم بسیار پایدار است.

بنابراین اگر اتمی دارای 6 پروتون باشد ، تعداد الکترونهای آن نیز باید 6 عدد باشد. عنصری که دارای 6 الکترون و 6 پروتون است کربن نامیده می شود. کربن به مقدار فراوانی در خورشید ، ستارگان ، ستاره های دنباله دار ، جو اکثر سیارات و در غذایی که می خوریم وجود دارد. زغال سنگ از کربن ساخته شده است ، و الماسها نیز همینطور . بعضی از انواع اتمها دارای الکترونهایی هستند که به خوبی به هم متصل نشده اند. اتمی که الکترون از دست می دهد، پروتونهایش بیش از الکترون بوده و دارای بار مثبت است. اتمی که الکترون می گیرد دارای ذرات منفی بیشتری بوده و بار منفی دارد.

یک اتم باردار را یون می نامند.

الکترونها را می توان از یک اتم به اتم دیگری حرکت داد. هنگامی که این الکترونها بین اتمها حرکت می کنند، برق یا جریان الکتریکی تولید می شود. حرکت الکترونها از یک اتم به اتم دیگر جریان نامیده می شود. در این حالت یک اتم، الکترون گرفته و دیگری الکترون از دست می دهد.

این زنجیره مشابه گروههای آتش نشانی در زمانهای قدیم است که به کمک سطل آتش را خاموش می کردند. اما به جای اینکه سطلی را از نقطة شروع به نقطة پایان برسانند ، هر شخصی می بایست سطلی از آب برای پرکردن از سطلی به سطل دیگر داشته باشد. بدین ترتیب مقدار زیادی آب از سطل بیرون می ریخت و آب کافی برای ریختن روی آتش وجود نداشت . عبور برق از یک سیم یا یک مدار مشابهت زیادی با آنچه که در بالا گفته شد دارد. هنگام عبور برق از سیم ، بار از یک اتم به اتم دیگر عبور می کند.

دانشمندان و مهندسان راههای زیادی را برای حرکت دادن الکترونها به خارج از اتمها یافته اند. به عبارت دیگر با اضافه نمودن الکترونها و پروتونها، به جای اینکه حالت خنثی برقرار شود، شما یک پروتون اضافی خواهید داشت.

از آنجایی که کلیه اتمها می خواهند خنثی باشند ، اتمی که خنثی نیست به دنبال الکترون آزادی جهت پر نمودن محل الکترون از دست رفته می گردد. این اتم غیر خنثی دارای بار مثبت (+) است، زیرا دارای پروتونهای خیلی زیادی می باشد.

الکترون آزاد در اطراف اتم غیر خنثی منتظر مانده تا مکانی برای آن پیدا شود. الکترون آزاد دارای بار منفی است و هیچ گونه پروتونی برای خنثی سازی آن وجود ندارد . بنابراین می گوییم که این الکترون دارای بار منفی (-) است.

حال بارهای مثبت و منفی چه رابطه ای با الکتریسیته دارند؟

دانشمندان و مهندسان چندین روش را برای ایجاد تعداد زیادی اتم مثبت و الکترون آزاد منفی  یافته اند. از آنجایی که اتمهای مثبت جهت خنثی شدن به دنبال الکترونهای منفی بوده ، از این رو آنها قابلیت جذب زیادی به اتمهای مثبت دارند. بدین ترتیب اتم مثبت ، الکترون منفی را جذب کرده و خنثی
می شود. هر قدر که تعداد اتمهای مثبت یا الکترونهای منفی بیشتر باشد، قدرت جذب دیگری بیشتر خواهد بود. از آنجایی که هر دو گروه مثبت و منفی یکدیگررا جذب می کنند ، جذب کلی را « بار» می نامند.

زمانیکه الکترونها در بین اتمهای ماده حرکت می کنند، جریان برق تولید می شود. این پدیده ای است که در یک قطعه سیم اتفاق می افتد. الکترونها از یک اتم به اتم دیگر عبور کرده و جریان برق را از یک طرف به طرف دیگر برقرار می کنند ، درست مثل آنچه که در حرکت تصاویر یک فیلم اتفاق می افتد.

معمولاً قابلیت هدایت جریان برق در هر یک از اشیاء متفاوت است. مقاومت هر شئ، میزان قابلیت هدایت جریان برق را نشان میدهد. بعضی از اشیاء دارای الکترونهای خیلی پیوسته به هم بوده و برق از آنها به راحتی عبور نمی کند. به این نوع اشیاء عایق می گویند . لاستیک ، پلاستیک ، شیشه و هوای خشک دارای مقاومت بالایی بوده و عایق های خوبی هستند.

سایر مواد دارای الکترونهای ناپیوسته بوده و برق به آسانی از میان آنها عبور می کند. به این دسته از مواد هادی می گویند . اکثر فلزات از قبیل مس ، آلومینیوم یا فولاد ، هادی های خوبی هستند.

 

کلمة «الکتریسیته یا برق » از کجا آمده است ؟

الکترونها ، الکتریسیته ، الکترونیک و سایر کلماتی که با «الکتر» شروع می شود همگی ریشه در یک کلمه ی یونانی به نام «elektor» به «معنی خورشید درخشان» دارد. در یونانی «elektron» به معنی کهرباست .

کهربا یک سنگ قهوه ای مایل به طلایی بسیار زیبایی است که در زیر نور خورشید به رنگ نارنجی و زرد می درخشد. در واقع کهربا شیرة درخت فسیل شده ای است که در فیلم پارک ژوراسیک نیز از آن استفاده گردید. میلیون ها سال قبل حشرات به شیرة این درخت چسبیدند. حشرات کوچکی که دایناسورها را نیش زده بودند دارای خونی در بدنشان بودند که اکنون در کهربا قرار داشت.

یونانیان قدیم متوجه شدند که خواص کهربا خیلی عجیب است. به عنوان مثال وقتی کهربا به خز یا سایر اشیاء مالیده می شد ،قادر بود پر را جذب کند. آنها عامل ایجاد این پدیده را نمی دانستند. اما یکی از اولین مثالهای الکتریسیته ی ساکن را یونانیان کشف کرده بودند . (رجوع به فصل 3).

کلمه لاتین «electricus» به معنی «تولید شده از کهربا توسط اصطکاک» می باشد. بنابراین کلمه ی انگلیسی الکتریسیته از کلمات یونانی و لاتینی که در مورد کهربا بوده ، گرفته شده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 23:33  توسط قاسم فروتن کیا  |